کلیدواژه‌ها = فرهنگ سازمانی
مدیریت دانش

تاثیر فرهنگ سازمانی بر پنهان سازی دانش با نقش میان جی بی نزاکتی در محیط کار و طرد شدگی در محیط کار

دوره 13، شماره 46، بهار 1405، صفحه 167-192

https://doi.org/10.22054/jks.2023.70348.1540

مجید ماهرانی برزانی، مهرداد صادقی ده چشمه، علی رشیدپور

چکیده هدف این پژوهش تعیین تاثیر فرهنگ سازمانی بر پنهان سازی دانش با نقش میان جی بی نزاکتی در محیط کار و طرد شدگی در محیط کار بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند، که تعداد آن ها 2255 نفر است، با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 660 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه‌ای متناسب با حجم هر طبقه نتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه استاندارد بی نزاکتی در محیط کار کورتینا و همکاران (2001)، پرسش نامه استاندارد فرهنگ سازمانی جاغرق و همکاران (2012)و پرسش نامه استاندارد پنهان سازی دانش کانلی و همکاران (2012)و پرسشنامه استاندارد طرد شدگی در محیط کار فریس و همکاران( 2008)بود که روایی پرسشنامه ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0 ، 88/0 ، 87 /0 و 90/0 برآورد شد نتایج پژوهش نشان داد که فرهنگ سازمانی با پنهان کردن دانش رابطه معناداری دارد و علاوه بر این، طرد شدگی در محیط کار و بی نزاکتی در محیط کار به عنوان میانجی کانال های مثبتی بین فرهنگ سازمانی و پنهان کردن دانش ایجاد می کنند.

مدیریت دانش

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش در سازمان‌ها

دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 227-265

https://doi.org/10.22054/jks.2026.91481.1764

رضا ملکی، مهدی علیپور حافظی، سحر یاقوتی پیله رود

چکیده  فرهنگ دانش مهم‏ترین پیشران اجرای مدیریت دانش در سازمان است. عواملی متعددی بر این فرهنگ تأثیرگذار هستند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‏‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش در سازمان‏‌ها انجام شده است. روش: پژوهش حاضر کاربردی است و با رویکرد کیفی اجرا شده است. برای شناسایی و اولویت‏‏بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش، از روش فرا ترکیب و رویکرد هفت مرحله‏‏ای بارسو و ساندلوسکی استفاده شده است. پس از تعیین پرسش‏ها، پایگاه‏‏های اطلاعات علمی فارسی و انگلیسی بـا استفاده از واژگان و اصطلاحات کلیدی جست‏وجو و پژوهش‏های این حوزه شناسایی و استخراج شدند. در مرحله دوم بر اساس ارتباط عنوان پژوهش با واژگان کلیدی و در مرحله سوم با مطالعه چکیده، 95 پژوهش شامل 82 مقاله (23 انگلیسی و 59 فارسی) و 13 پایان‏نامه انتخاب شدند. پس از مطالعه محتوای این پژوهش‌‏ها، درنهایت 24 پژوهش شامل 16 مقاله (4 انگلیسی و 12 فارسی) و 8 پایان‏نامه کاملاً مرتبط با موضوع پژوهش استخراج شد و طی مراحل بعدی فراترکیب، عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش در سازمان شناسایی شدند. در گام بعد، این عوامل برحسب شاخص‏های فراوانی، روزآمدی و ارتباط با فرهنگ دانش، امتیازدهی و اولویت‌‏بندی شدند. یافته‌‏ها: بر اساس یافته‏‌ها 47 عامل تأثیرگذار بر فرهنگ دانش شناسایی شده‌‏اند، از میان این عوامل، 11 عامل به ترتیب امتیاز به‌‏عنوان عوامل مؤثرتر بر فرهنگ دانش شناسایی و اولویت‏‌بندی شدند. این عوامل به ترتیب اولویت شامل: پاداش؛ حمایتگری؛ اعتماد؛ آموزش، یادگیری و توانمندسازی؛ خلاقیت و نوآوری؛ ارتباطات؛ رقابت‏‏‌پذیری؛ ثبات؛ جهت‌‏‏گیری عملکرد؛ رهبری و فناوری اطلاعات و ارتباطات است. نتیجه‏گیری: شناسایی و اولویت‌‏بندی 11 عامل که بیشترین تأثیر را بر فرهنگ دانش سازمان‏‌ها دارند، به سازمان‌‏ها در بررسی و شناخت وضعیت فرهنگ دانش خود و ارتقای آن کمک مؤثری می‏کند.

رابطه مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی با مدیریت عملکرد کارآمد در اداره کل ورزش و جوانان استان البرز

دوره 8، شماره 29، زمستان 1400، صفحه 43-71

https://doi.org/10.22054/jks.2021.58136.1407

مریم آدینه‌لو، بهزاد سهیلی، غلامرضا فرجی

چکیده متن مؤلفه‌های تأثیرگذار بر سازمان‌ها باید همیشه مورد ارزیابی و سنجش قرار گیرد تا سازمان‌ها بتوانند الگوی توسعه خود را پیش ببرند، لذا هدف از انجام این پژوهش، بررسی رابطه مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی با مدیریت عملکرد کارآمد در اداره کل ورزش و جوانان استان البرز وروش این پژوهش کاربردی از نوع توصیفی- همبستگی بود. بر اساس جدول تعیین حجم نمونه مورگان 127 نفر از کارکنان اداره کل ورزش و جوانان استان البرز پرسشنامه‌های استاندارد فرهنگ سازمانی دنیسون (2000)، مدیریت دانش لاوسون (2003) و مدیریت کارآمد مقیمی و رمضان (2011) را به صورت ‌تصادفی تکمیل کردند. تجزیه وتحلیل داده‌ها با روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون انجام گردید. با محاسبه ضریب همبستگی پیرسون رابطه مثبت و معنی‌داری بین مدیریت و دانش فرهنگ سازمانی با مدیریت عملکرد کارآمد نشان داده شد و همچنین تحلیل رگرسیون نشان داد که مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی به ترتیب 47/0 و 28/0درصد مدیریت عملکرد کارآمد کارکنان را پیش‌بینی کرده است. با توجه به یافته‌های پژوهش می‌توان گفت بکارگیری صحیح مولفه‌های مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی در مدیریت عملکرد کارآمد بسیار هوشمندانه است و راه پیشبرد اهداف را هموار می‌سازد و ابزار رشد، موفقیت و ارتقا سازمان را در اختیار مدیریت قرار می‌دهد.

عوامل زمینه‌ای استقرار مدیریت دانش (مورد مطالعه سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران

دوره 3، شماره 7، تابستان 1395، صفحه 1-20

https://doi.org/10.22054/jks.2016.7153

غلامعلی طبرسا، احمد صادقی، شهاب طلایی شکری

چکیده عوامل زمینه­ای، نقش کلیدی در استقرار موفقیت آمیز مدیریت دانش در سازمان ها دارد. این تحقیق با مفروض دانستن اینکه مهمترین عوامل زمینه ای استقرار مدیریت دانش در هر سازمان نظام فناوری اطلاعات، فرایند­های دانش و فرهنگ سازمانی است و بهره گیری از این مبانی منجر به استفاده هرچه کامل تر از دانش موجود در سازمان می­شود، در پی تبیین و سنجش وضعیت هر یک از این عوامل برای استقرار مدیریت دانش است.  این پژوهش با هدف شناسایی عوامل زمینه­ای مدیریت دانش در سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران انجام شد و پرسشنامه­ای در میان کارکنان سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران در 22 منطقه شهرداری در مورد وضعیت و میزان اهمیت هرکدام از این عوامل در زمینه استقرار مدیریت دانش درجه بندی شده و با استفاده از نرم افزار SPSS و با توجه به آزمون فریدمن به رتبه بندی این عوامل پرداخته شد. بر اساس داده­های منتج شده بر اساس دیدگاه کارکنان سازمان مدیریت بحران شهرداری تهران مهمترین عامل برای استقرار مدیریت دانش بودن فرهنگ سازمانی درست و حامی، برای استقرار آن است، چرا که در صورتی ما تمامی زیر ساخت های مرتبط با استقرار مدیریت دانش را در یک سازمان فراهم کنیم ولی فرهنگ سازمانی که شامل عناصر مشارکت در تصمیم گیری، حمایت مدیریت  و حس تعلق سازمانی می­باشد، در سازمان نباشد، مدیریت دانش مستقر نخواهد شد. به همین ترتیب و در ادامه اولویت بندی عوامل، نظام فناوری اطلاعات در جایگاه دوم و فراینده های مدیریت دانش در جایگاه سوم اولویت گذاری شده است. بنابراین قبل از راه اندازی و به کار گماری نظام فناوری اطلاعات، باید فرهنگ سازمانی در این زمینه که مدیران و کارکنان به راحتی دانش ضمنی خود را در اختیار سایرین قرار دهند به وجود بیاید چون هر چند که ما بتوانیم ساختار­های فناوری را به صورت صیحیح فراهم کنیم و فرایند­های مدیریت دانش را به صورت اصولی اجرا کنیم ولی فرهنگ سازمانی تقویت کننده این وضعیت نباشد به صورت قطع به یقین نظام مدیریت دانش سازمان نا­کارآمد خواهد بود.