شناسایی و رتبه بندی موانع ارزش آفرینی از دانش در آموزش عالی ایران با رویکردی آمیخته
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 دی 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.84869.1700
حمیدرضا محمودی، محمد حسن زاده، عاطف شریف
چکیده این پژوهش به بررسی چالشها و موانع ارزشآفرینی از دانش در آموزش عالی ایران میپردازد. موانع مورد بررسی شامل فردی، سازمانی، ساختاری، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فناورانه هستند. هدف نهایی، شناسایی و رتبهبندی این موانع است.
این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی و در چارچوب پارادایمهای تفسیرگرایی و اثباتگرایی انجام شده است. در مرحله اول، موانع با روش تحلیل مضمون شناسایی شدند و سپس با فرایند تحلیل سلسلهمراتبی رتبهبندی گردیدند. جامعه پژوهش شامل دانشجویان و اساتید آموزش عالی ایران است که از میان آنها 40 نفر بهصورت هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق جمعآوری و در مرحله رتبهبندی با پرسشنامه مقایسه زوجی تحلیل شدند.
یافتهها نشان میدهد موانع زیرساختی (0.21) بیشترین تأثیر را دارند. پس از آن، موانع سازمانی (0.175)، فناورانه (0.145)، فردی (0.12)، اقتصادی (0.095)، سیاسی (0.085)، اجتماعی (0.08) و مدیریتی (0.05) قرار دارند. این موانع شامل ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت، کمبود منابع مالی، نبود سیاستهای حمایتی، و تبعیضهای اجتماعی و جنسیتی است. تقویت همکاری دانشگاه و صنعت، بهبود زیرساختهای آموزشی و پژوهشی، و توجه به نیازهای جامعه، میتواند ارزشآفرینی از دانش را در ایران ارتقا دهد.
ارائه طرح پیادهسازی مدیریت دانش با استفاده از فناوری بلاکچین (مطالعه موردی: جهاد دانشگاهی)
دوره 12، شماره 44، پاییز 1404، صفحه 35-68
https://doi.org/10.22054/jks.2024.79806.1654
امیرعباس محبیان، منصور اسماعیل پور، بهروز بیات، مهرداد محمدزاده علمداری، علیرضا اسفندیاری مقدم
چکیده دانش تولیدشده در سازمانها در حال افزایش است و آنها را وادار به استفاده از راهبردهای جدید برای ذخیرهسازی دانش میکند. بلاکچین یک فناوری غیرمتمرکز جدید است که بهطور بالقوه می-تواند مدیریت دانش را بهبود بخشد. با عنایت به اینکه جهاددانشگاهی با قریب به 7200 نفر کارکنان هیئتعلمی و غیر هیئتعلمی یک سازمان دانشی است و با توجه به ماهیت آن شاید بیش از سازمانهای دیگر حفظ و نگهداری دانش در آن اهمیت داشته باشد به همین منظور طرحی پیشنهادی به مدیران ارشد این نهاد ارائه گردید تا با استفاده از بهروزترین فناوریها این مهم را پیادهسازی نمایند. بههمینجهت هدف از این پژوهش ارزیابی وضعیت جهاددانشگاهی برای استقرار مدیریت دانش و سپس ارائه طرحی پیشنهادی جهت پیادهسازی آن با استفاده از فناوری بلاکچین است. در مطالعه حاضر، با استفاده از جدول مورگان 367 نفر بهعنوان جامعه نمونه که ترکیبی از مدیران و کارشناسان هیئتعلمی و غیر هیئتعلمی انتخاب و با مدل توصیفی به بررسی وضعیت جهاددانشگاهی درزمینۀ فرهنگسازمانی، فناوری اطلاعات، ساختار سازمانی و منابع انسانی میپردازد تا الگویی مناسب برای مدیریت دانش ایجاد کند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. با عنایت به نتایج آزمون t با درجه آزادی 319 و فاصله اطمینان 05/0 و میانگین نظری 5/3 یافتههای پژوهش حاکی از آن است که وضعیت منابع انسانی مناسب و وضعیت ساختار و فرهنگسازمانی و فناوری اطلاعات متوسط برای کاربرد مدیریت دانش است. درنهایت بر اساس نتایج پژوهش، طرحی پیشنهادی جهت پیادهسازی مدیریت دانش با استفاده از فناوری بلاکچین ارائه شد.
ارزیابی کاربردپذیری نرم افزار مدیریت دانش (MTAShare) از دیدگاه کارکنان بانک شهر و شرکت مشاوران توسعه آینده
دوره 8، شماره 29، زمستان 1400، صفحه 105-133
https://doi.org/10.22054/jks.2021.60074.1427
علی شرفی
چکیده کاربردپذیری یکی از مهمترین شاخص های ارزیابی کیفیت نرم افزارها است که نقش مهمی را در بهبود عملکرد و کارایی آنها ایفا میکند. لذا هدف این پژوهش ارزیابی وضعیت کاربردپذیری نرم افزار مدیریت دانش (MTAShare) از دیدگاه کارکنان بانک شهر و شرکت مشاوران توسعه آینده بود. این پژوهش کاربردی و با روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 28 نفر از کاربران نرم افزار مدیریت دانش (MTAShare) در بانک شهر و شرکت مشاوران توسعه آینده بود. برای ارزیابی کاربردپذری نرم افزار از مدل ISO/IEC 9126 و برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. همچنین برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته ها نشان داد که مقوله های قابلیت نگهداری، انتقال پذیری، کارایی، اطمینان، کارکردی بودن و قابلیت استفاده از نرم افزار (MTAShare) از دیدگاه کاربران شرکت مشاوران توسعه آینده و مقوله های قابلیت اطمینان، انتقال پذیری، استفاده، کارایی، قابلیت نگهداری و کارکردی بودن از دیدگاه کاربران بانک شهر به ترتیب بیشترین میزان کاربردپذیری را در مدیریت دانش سازمانی داشتند. همچنین نتایج آزمون تی نشان داد که اختلاف میانگین مقوله های کاربردپذیری نرم افزار معنی دار بوده و میزان کاربردپذی آن از دیدگاه کاربران مطلوب است و این نرم افزار برای درونی سازی، بیرونی سازی، اجتماعی کردن و ترکیب دانش در سازمان ها مناسب بوده است. نتایج نشان داد که کاربردپذیری و استفاده بیشتر از نرم افزار (MTAShare) در سازمان ها میتواند به تسهیل و تسریع فرایندهای مدیریت دانش در سازمانها کمک کند.
شناسایی عوامل مؤثر بر پیادهسازی و استقرار مدیریت دانش در آموزشوپرورش شهر تهران
دوره 7، شماره 25، زمستان 1399، صفحه 95-120
https://doi.org/10.22054/jks.2020.52671.1328
محمود صفری، محمدرضا پاشایی، گلناز بخشی
چکیده هدف از این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر در پیادهسازی و استقرار مدیریت دانش در سازمان آموزشوپرورش شهر تهران بود. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه جمعآوری اطلاعات کیفی و کمی (آمیخته) بود. جامعه آماری پژوهش در دو بخش شامل صاحبنظران حوزه آموزشوپرورش وکلیه معلمان شاغل در آموزشوپرورش شهر تهران در سالتحصیلی 1396-1397 به تعداد 45525 نفر بود. نمونه آماری پژوهش در بخش کیفی 25 نفر بودند که بطور هدفمند انتخاب شدند و در بخش کمی براساس فرمول کوکران 380 نفر (134 زن و 246 مرد) بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محققساخته بر مبنای طیف لیکرت پنج گزینهای استفاده گردید. علاوه بر اینکه روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط ده نفر از متخصصان تأیید شد؛ با استفاده از تحلیل عاملی گویه نیز محاسبه گردید که تمامی مؤلفهها در بازه 69/0 تا 78/0 قرار دارند که نشان از روایی بالای ابزار داشت. همچنین ضریب پایایی این پرسشنامه بر اساس آلفای کرونباخ 89/0 محاسبه گردید. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار NVivo برای کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) و از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی با بهرهگیری از نرم افزارهای SPSS، Lisrel و Smart-PLS استفاده شد. عمدهترین نتایج پژوهش نشان داد که وضعیت مدیریت دانش در آموزشوپرورش شهر تهران پایینتر از حد متوسط است. همچنین عوامل مؤثر در پیادهسازی و استقرار مدیریت دانش در آموزشوپرورش شهر تهران به ترتیب عبارتاند از: عوامل «فرهنگی»، «سازمانی»، «انسانی»، «اقتصادی»، «سیاسی» و «فناوری». بنابراین، زمانی مدیریت دانش در آموزشوپرورش استقرار مییابد که عوامل مذکور بطور همزمان مورد توجه قرار گیرند.
مروری بر نظریه های کاربردی در مطالعات مربوط به رفتار اشتراک دانش
دوره 6، شماره 21، زمستان 1398، صفحه 113-142
https://doi.org/10.22054/jks.2020.49264.1265
فاطمه حمیدی، فاطمه نوشین فرد
چکیده این مقاله با هدف درک عمیق از رفتار اشتراک دانش بهعنوان یک عنصر کلیدی در فرایند مدیریت دانش و عامل بقای سازمانها در عصر حاضر انجام شده است و سعی دارد با تحلیل نظریه های کاربردی در این حوزه به این موضوع بپردازد و نیز نشان دهد چگونه این نظریه ها توانسته اند پژوهشهای متمایز در زمینه اشتراک دانش را تسهیل نمایند. مقاله حاضر مروری نقلی است و با استفاده از روش کتابخانه ای به مطالعه انواع مقالاتی میپردازد که در داخل و خارج از کشور با اتکا به نظریه های مختلف به بررسی عوامل انگیزشی مؤثر بر رفتار اشتراک دانش پرداخته اند. پس از استخراج نظریه ها از مقالات مرتبط، تعیین شد که این نظریه ها مربوط به کدامیک از رشته های علمی هستند و قابلیت کاربرد آنها در این حوزه مشخص گردید. عوامل انگیزشی مختلف که افراد را برای انجام رفتار اشتراک دانش تحت تأثیر قرار می دهند با تحلیل نظریه هایی از رشته های روانشناسی اجتماعی، اقتصاد، علم اطلاعات و دانش شناسی و مدیریت که در مطالعات مربوط به این حوزه به کار رفته اند، موردبررسی قرار گرفتند و مشخص شد نظریه عمل منطقی، نظریه رفتار برنامهریزیشده، نظریه تبادل اجتماعی، نظریه تعادل، نظریه خودمختاری، نظریه سیگنالینگ پرهزینه و نظریه تمرکز نظارتی از رشته روانشناسی اجتماعی، نظریه وابستگی به منابع از رشته اقتصاد، نظریه وضعیت ناهمگون دانش از رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و نظریه جو سازمانی از رشته مدیریت، در حوزه رفتار اشتراک دانش قابلیت کاربرد دارند. بهمنظور تفسیر رفتار اشتراک دانش نیاز به تحلیل نظریه های کاربردی و اقتباسشده از سایر رشته ها در این حوزه بود که بتوان بینشی عمیق از قابلیت های روانی، اقتصادی، سازمانی و همچنین فردی که در نیت افراد در به اشتراک گذاری دانش تأثیرگذارند ایجاد نمود. اشتراک دانش می تواند بخش اعظم درک خود را از نظریههای روانشناسی اجتماعی به دست آورد. مفاهیمی مانند نگرش و قصد رفتاری ناشی از این نظریه ها در رفتار اشتراک دانش تأثیر میگذارد. با شناخت روابط بازگشتی بین عوامل انگیزشی مختلف سازمانی و فردی، به رفتارها و پیامدهای اشتراک دانش میتوان پی برد اینکه چگونه سازمانها میتوانند فرایندهای اشتراک دانش را با بهبود عملکرد سازگار نمایند. مدیران ارشد باید در تأمین تسهیلات، ایجاد اعتماد، تشویق و آموزش کارکنان در خصوص اشتراک دانش و منافع آن توجه جدی نموده و از آن حمایت نمایند.
تغییر در مفاهیم دانش: نگاهی به ضرورت تکامل هستی شناسی ها
دوره 3، شماره 7، تابستان 1395، صفحه 101-120
https://doi.org/10.22054/jks.2016.7232
صنم ابراهیم زاده، ملوک السادات حسینی بهشتی
چکیده هدف این مقاله بررسی ضرورت کارآمدی هستیشناسیها در برابر تغییرات در مفاهیم، در سازگاری با تغییرات مفاهیم دانش است. به طور کلی، هستی شناسیها نوعی از ابزارهای معنایی هستند که به دلیل کاستیهای اصطلاحنامهها در بازنمون دانش، قلمروهای موضوعی را از طریق نمایش مفهومها و رابطههای میان آنها به کار گرفتهاند. با توجه به تحولات مفاهیم و معنا، ضروری است در ساختار هستیشناسیها بازنگری شود و تغییراتی برای سازماندهی و بازنمون دانش در هستیشناسیها تدوین و طراحی گردند. این پژوهش با استفاده از روش کتابخانهای انجام شده است و اطلاعات آن از طریق مرور در کتابها ، مقالات مجلات علمی، مقالات همایشهای علمی، متون علمی نمایه شده در پایگاههای اطلاعات و اینترنت جمعآوری گردیده است. سپس، مفاهیم و اصول تغییر در هستیشناسیها مورد تحلیل و تفسیر قرار گرفته است. این مقاله با روش کتابخانهای، نحوه بازنگری و سازگاری هستیشناسیها را با تغییرات مفاهیم و معناها مورد توجه قرار داده است. بر اساس یافتههای پژوهش، میتوان تغییرات در هستیشناسیها را با توجه به شش مرحله موجود در فرآیند تکامل هستیشناسیها ارائه داد.که عبارتند از: دریافت تغییرات، ارائه و بازنمون تغییرات، معناشناسی تغییرات،گسترش و اشاعه تغییرات، اجرای تغییرات و تغییر در ارزشها. همچنین، بر اساس یافتههای دیگر این پژوهش و در راستای یک معماری منطقی برای حمایت از تکامل هستیشناسیها میتوان تغییرات در هستی شناسیها به طور کارآمدتر اعمال کرد. همچنین هستیشناسی برای موثر بودن، نیاز به تغییرات، با سرعتی متناسب با تغییر در بخشهایی از جهان میباشند. بر اساس یافتههای پژوهش، ضروری است که در زمان تغییر یک هستی شناسی به: ایجاد سلسله مراتب مفاهیم وابسته؛ نیازهای کاربران؛ تعیین علایق کاربران؛ انتخاب مناسبترین ابزار ویرایشگر در زمان طراحی هستیشناسیها و تجزیه و تحلیل رفتار اطلاع یابی کاربران توجه شود. همچنین تلاش کاربران انسانی نظامهای اطلاعاتی مانند کتابخانههای دیجیتالی و پشتیبانی خودکار برای مدیریت تغییرات هستی شناسی بسیار مهم است. که باید در طراحی هستیشناسیها توسط متخصصان مورد توجه قرار بگیرند
