دوره و شماره: دوره 5، شماره 15، تابستان 1397 
مقاله پژوهشی

رابطه بین اکتساب دانش با توسعه‌سازمانی کتابخانه‌های دانشگاهی شهر کرمانشاه

صفحه 1-22

https://doi.org/10.22054/jks.2019.37669.1209

مریم سلامی، سارا بهرامی نیا، زهرا عزیزخانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین توانایی اکتساب دانش کتابداران کتابخانه­های دانشگاهی کرمانشاه و رشد و توسعه‌سازمانی آن‌ها انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی است و به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تمامی کتابداران کتابخانه­های دانشگاهی شهر کرمانشاه که درمجموع 58 نفر بودند. با توجه به اینکه جامعه پژوهش محدود و در دسترس قرار داشتند از روش سرشماری جهت جمع­آوری داده­ها استفاده گردید که از این تعداد 55 پرسشنامه تکمیل و مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. برای گردآوری داده­ها از پرسشنامه استاندارد توسعه‌سازمانی و پرسشنامه محقق­ساخته سنجش اکتساب دانش در طیف لیکرت پنج گزینه­ای استفاده گردید. یافته‌های پژوهش نشان داد که توانایی اکتساب دانش و مؤلفه‌های آن (استخراج دانش، تبدیل دانش و انتقال دانش) در بین کتابداران کتابخانه­های دانشگاهی شهر کرمانشاه در سطح نسبتاً مطلوبی قرار دارد. بیشترین میانگین مربوط به مؤلفه توانایی استخراج دانش (68/3) و کمترین فراوانی، مربوط به توانایی انتقال دانش (25/3) بود. همچنین میانگین رشد و توسعه‌سازمانی و مؤلفه‌های آن (پاداش، روابط، ساختار، مدیریت، مکانیسم‌های سودمند، نگرش نسبت به تغییر و هدف) در کتابخانه­های دانشگاهی کرمانشاه در سطح مطلوب بود، در این بخش نیز بیشترین فراوانی مربوط به مؤلفه‌ی روابط و کمترین فراوانی، مربوط به پاداش بود. یافته­های پژوهش نشان داد که سطح توانایی انتقال دانش در بین کتابداران نسبت به دیگر مؤلفه‌های اکتساب دانش آن‌ها پایین­تر است، نیاز به آموزش و فراهم کردن شرایطی برای بهبود این مهارت و روحیه اشتراک دانش در بین کتابداران ضروری به نظر می­رسد، زیرا توانایی انتقال و اشتراک دانش که یکی از شاخصه­های اصلی چرخه اکتساب دانش است، برای کتابداران به‌عنوان اشاعه دهندگان اطلاعات امری اجتناب‌ناپذیر و ضروری بود. لذا هراندازه کارکنان سازمان وظایف خود را بهتر بشناسند و مهارت‌های لازم در خصوص حرفه خود را ارتقا ببخشند و درنتیجه عملکرد بهتری داشته باشند، در بهبود وضعیت، پیشرفت و توسعه سازمان خود، نقش مؤثرتری خواهند داشت.

مقاله پژوهشی

میزان سواد رسانه‌ای و اطلاعاتی کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان تهران و ارائه راهکارهایی جهت بهبود وضعیت آن‌ها

صفحه 23-46

https://doi.org/10.22054/jks.2019.38424.1211

سعید رضایی شریف آبادی، رویا برادر، سمانه ابوالقاسم

چکیده هدف: هدف این پژوهش تعیین میزان سواد رسانه­ای و اطلاعاتی کتابداران کتابخانه­های عمومی استان تهران و ارائه راهکارهایی جهت بهبود وضعیت آن­ها بوده است. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری را کتابداران کتابخانه­های عمومی استان تهران تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه­گیری تصادفی منظم 150 تن از کتابداران استان تهران به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­های پژوهش حاضر، پرسشنامه­ محقق ­ساخته­ای بود که بر اساس مؤلفه­های اعلام‌شده یونسکو طراحی شده است. یافته­ها: یافته­ها نشان داد مؤلفه تعامل و استفاده اخلاقی از محتوای رسانه­ای و اطلاعاتی با میانگین 7/22 و مؤلفه خلق دانش با میانگین 2/13 به ترتیب بیشترین و کمترین میانگین را در میان مؤلفه­های سواد رسانه­ای و اطلاعاتی کتابداران داشته­اند. میانگین تمامی مؤلفه­ها در وضعیت مطلوبی قرار دارند. نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد میزان سواد رسانه­ای و اطلاعاتی کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان تهران بالاتر از میانگین حد متوسط است؛ بنابراین راهکارهای پیشنهادی همچون برگزاری پیوسته­ی دوره­های آموزش ضمن خدمت و ایجاد شبکه­های اجتماعی به‌منظور روزآمد کردن سواد کتابداران و تعامل بین آن‌ها و کاربران کتابخانه جهت اشتراک‌گذاری و خلق دانش می­تواند به افزایش سطح سواد رسانه­ای و اطلاعاتی کتابداران کمک کند.

مقاله پژوهشی

تأثیر مثبت اندیشی بر افزایش مهارت‌های ارتباطی کتابداران کتابخانه‌های عمومی سطح شهرستان تبریز

صفحه 47-64

https://doi.org/10.22054/jks.2018.31430.1171

لیلا زادولی خواجه، فاطمه زندیان

چکیده هدف این پژوهش تعیین تأثیر مثبت اندیشی بر افزایش مهارت‌های ارتباطی کتابداران کتابخانه‌های عمومی سطح شهرستان تبریز بوده است. این پژوهش از نوع کاربردی و با روش پیمایشی بوده است. جامعه‌ی موردمطالعه کتابداران کتابخانه‌های عمومی سطح شهرستان تبریز بودند که با توجه به تعداد نسبتاً کم جامعه‌ی آماری، نمونه‌گیری از طریق روش سرشماری انجام شد و پرسشنامه (5 گزینه‌ای بر اساس طیف لیکرت) بین تمامی کتابداران توزیع شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه‌ی محقق ساخته است که ضریب پایایی آن نیز 91% برآورد شد که نشانگر پایایی مناسب پرسش‌نامه است، پرسشنامه‌ی توزیع‌شده شامل دو بخش مهارت‌های ارتباطی و مثبت اندیشی بود که این دو بخش نیز به گویه‌هایی تقسیم شده‌اند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که میزان نمود اثرات مثبت اندیشی بر روی مهارت‌های غیرکلامی بیشتر از سایر مهارت‌هاست همچنین میزان مثبت اندیشی در بین کتابداران نسبتاً خوب قلمداد شده است. نتایج کلی پژوهش نشان داد که میزان مثبت اندیشی در بین کتابداران زن و محدوده‌ی سنی زیر 35 سال و با میزان تحصیلات کارشناسی به بالا بیشتر از سایر گروه‌ها است همچنین هرچقدر میزان مثبت اندیشی بالا باشد بیشتر در رفتارهای ارتباطی به‌خصوص غیرکلامی کتابداران متجلی می‌گردد. در پایان پژوهش نیز پیشنهاد‌هایی جهت برگزاری دوره‌های مثبت اندیشی و مهارت‌های ارتباطی برای کتابداران ارائه شده است.

مقاله پژوهشی

مدیریت سرمایه‌های فکری و عملکرد کارکنان کتابخانه‌های عمومی استان گلستان

صفحه 65-82

https://doi.org/10.22054/jks.2018.36300.1202

علی اصغر بذرافشان، محمدرضا اباذری، فرنوش عظیمی خبازان

چکیده هدف: هدف از پژوهش حاضر تعیین رابطه بین مدیریت سرمایه فکری با عملکرد و ابعاد آن در کارکنان کتابخانه‌های عمومی استان گلستان بوده است. روش: نوع پژوهش، توصیفی و روش آن پیمایشی- تحلیلی بود. کل جامعه آماری 158 نفر از کتابداران در 57 کتابخانه عمومی بودند که 113 نفر به‌صورت نمونه‌گیری تصادفی ساده با استفاده از پرسشنامه‌های استاندارد مدیریت سرمایه فکری بونتیس و پرسشنامه عملکرد اچیو، موردسنجش قرار گرفتند. تحلیل یافته­ها با آمار توصیفی و استنباطی صورت گرفت. یافته‌ها نشان داد میانگین سرمایه فکری کارکنان، با میانگین 21/3 در حد متوسط به بالا بوده و بین مدیریت سرمایه‌های انسانی، ساختاری و ارتباطی با عملکرد کارکنان و ابعاد آن رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از بین ابعاد هفت‌گانه عملکرد، بُعد انگیزه به­عنوان نخستین عامل، تأثیر مثبتی بر بهره­وری عملکرد کارکنان داشت. اصالت اثر: اگر سرمایه فکری در سازمان به‌طور دائم در جریان باشد، می‌توان عملکرد بالای سازمان را انتظار داشت و به‌تبع آن رضایت کارکنان و مراجعان را. برای تولید ارزش در سازمان، دارایی‌های نامشهود که به‌طور بالقوه وجود دارد باید به فعل درآیند. سرمایه‌های انسانی، ساختاری و ارتباطی به‌عنوان مؤلفه‌های سرمایه فکری می‌تواند تأثیر مثبتی بر عملکرد کارکنان کتابخانه داشته باشد. کارکنان در کتابخانه با تولید دانش به اشاعه آن می‌پردازند (سرمایه انسانی)، با ارتباطاتی که با یکدیگر برقرار کرده، در ارتقای خدمات کتابخانه تلاش می‌کنند (سرمایه ساختاری) و ارتباطات بیرونی کتابخانه را از طریق درک بهتر مراجعان و استفاده‌کنندگان بهبود می‌بخشند (سرمایه ارتباطی).

مقاله پژوهشی

مطالعه رابطه بین کیفیت خدمات و رضایت کاربران کودک و نوجوان کتابخانه‌های عمومی استان آذربایجان غربی

صفحه 83-102

https://doi.org/10.22054/jks.2019.32178.1179

سعید غفاری، الهام قربان‌نژاد

چکیده هدف پژوهش بررسی وضعیت ارتباطات در کتابخانه‌های عمومی جهت جذب کودکان و نوجوانان در استان آذربایجان غربی بوده است. روش پژوهش، پیمایشی - توصیفی و از نوع همبستگی و ازنظر هدف نیز جزء پژوهش‌های کاربردی بود. جامعه آماری شامل 13000 نفر اعضای فعال کودک و نوجوان کتابخانه‌های عمومی استان آذربایجان غربی بود. داده‌های موردنیاز با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد. در نمونه‌گیری بر اساس درجه‌بندی کتابخانه‌ها، 9 کتابخانه‌ی عمومی در سطح استان انتخاب شد و سپس به روش تصادفی طبقه‌ای، تعداد 250 پرسشنامه بین اعضای فعال کودک و نوجوان کتابخانه‌های عمومی موردمطالعه در استان آذربایجان غربی توزیع و درنهایت 234 پرسشنامه جمع‌آوری گردید. پرسشنامه شامل دو بخش 1- پرسشنامه 7 عاملی کیفیت خدمات کتابخانه‌ای (نیروی انسانی، فنّاوری، فضا و تجهیزات، مجموعه، برنامه‌ریزی، ارتباطات و برنامه‌ها، خدمات) 2- پرسشنامه رضایت کاربران کودک و نوجوان از خدمات کتابخانه است. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار آماری spss-16، تحلیل شد و از آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون، آزمون t و تحلیل واریانس استفاده گردید. نتایج حاصل بیانگر این بود که بین کیفیت وضعیت خدمات (وضعیت ارتباطات) در کتابخانه‌های عمومی موردمطالعه استان آذربایجان غربی با میزان رضایت اعضای کودک و نوجوان این کتابخانه‌ها همبستگی معناداری وجود دارد. همچنین نتایج پژوهش نشان داد از دیدگاه پاسخ‌گویان در سطح نسبتاً متوسطی، ارتباطات در این کتابخانه‌ها جهت جذب آن‌ها وجود دارد. نتایج پژوهش حاضر بر اهمیت توجه بیشتر به ارتباطات در کتابخانه‌های عمومی تأکید می‌کند. ارتباطات یکی از عوامل تأثیرگذار بر میزان رضایت و جذب کودکان و نوجوانان به کتابخانه‌های عمومی تعیین شده است.

مقاله پژوهشی

درخت دانش دکارت و علل اضمحلال آن

صفحه 103-123

https://doi.org/10.22054/jks.2019.36767.1204

مهدیه خزانه ها، مژده سلاجقه

چکیده هدف از طبقه‌بندی یا رده‌بندی، مجزا ساختن دانش‌ها از یکدیگر نیست بلکه در عین تشخیص آن‌ها، نشان دادن روابط و همبستگی دانش‌ها با یکدیگر و روشن نمودن وحدت علوم بوده است. روش پژوهش بکار گرفته شده در این پژوهش روش تحلیل محتوا بود. ابزار گردآوری داده‌ها، پژوهش‌های پیشین بود که در موضوع درخت دانش دکارت انجام شده است. نظرات دکارت و انتقاداتی که توسط پژوهش‌های قبل شده موردمطالعه و دلایل اضمحلال آن به بحث گذاشته شد. نتایج این پژوهش نشان داد که دلایل اضمحلال طبقه‌بندی دکارت عبارت‌اند از: وحدت‌گرایی و در برنگرفتن جامع علوم اعم از علوم کمی و رفتاری و علوم انسانی، عدم توجه به علوم انسانی به‌طورکلی، در نظر نگرفتن ارتباط بین همه علوم و همچنین ارتباط علوم با نیازهای انسان، طبقه‌بندی دانش به‌جای طبقه‌بندی علم، علم ازنظر معناشناسی عام‌تر از دانش است، قرار دادن علومی که امروز مستقل هستند به‌عنوان زیرمجموعه ریاضی و متافیزیک، در طبقه‌بندی دکارت فقط سلسله‌مراتب در نظر گرفته شده و رابطه‌ها و بین‌رشته‌ای بودن علوم لحاظ نشده است.