دوره و شماره: دوره 2، شماره 2، بهار 1394، صفحه 1-155 
سخن سردبیر

سخن سردبیر

صفحه 1-2

https://doi.org/10.22054/jks.2015.1287

فهیمه باب الحوائجی

چکیده یکی از مسائل چالش‌برانگیز در دوره‌های تحصیلات تکمیلی، کثرت جذب دانشجو و به‌تبع آن خیل دانشجویانی است که می‌بایست فارغ‌التحصیل شده و پایان‌نامه‌ای را ارائه نمایند. کثرت دانشجویان کارشناسی ارشد و همچنین دکتری موجب شده است تا دانشجویان ازنظر علائق علمی و پژوهش‌های کلاسی دچار پراکنده‌کاری و یا سری کاری شوند زیرا ایشان بجای آن‌که یک سیر مطالعاتی را درروند ارائه مقالات کلاسی برگزینند، به دلیل تعداد زیاد دانشجویان مجال راهنمایی مؤثر از طرف اساتید وجود ندارد. بدین ترتیب هنگامی‌که دانشجویان به مرحله انتخاب موضوع پایان‌نامه می‌رسند همواره شکایت از فقدان موضوعات بکر کرده و یا مرتباً موضوعات تکراری به گروه‌های آموزشی معرفی می‌گردد. عدم برنامه‌ریزی صحیح موجب می‌شود تا تعداد کمی از دانشجویان علائق خود را شناسایی کنند و، باری به هر جهت، در محدوده‌ی زمانی مشخص موضوعاتی را پیشنهاد کنند. مشکل به وجود آمده را از چند منظر می‌توان آسیب‌شناسی کرد. نخست آن‌که دانشجویان کارشناسی ارشد می‌بایست تحت سرپرستی اساتید مشخص قرار گیرند، علائق آن‌ها شناسایی شود و یا سعی شود استعدادهای آن‌ها شکوفا گردد که این امر با کثرت دانشجویان امکان‌پذیر نیست. مشکل جذب تعداد زیاد دانشجو دور تسلسل باطلی است که موجب شده است تعداد زیادی موضوع انتخاب گردد لذا انتخاب موضوعات غیرتکراری کاری بس دشوار شده است. باوجوداین، رشته علم اطلاعات و دانش شناسی با خلأ موضوعات مواجه است. یکی از مصادیق بارز آن حیطه‌ی موضوعی فصلنامه "مطالعات دانش‌شناسی" است. در طی دوره‌ای که این مجله فراخوان مقالات را شروع کرده است تعداد زیادی از مقالات را در موضوعات مدیریت دانش و تحلیل استنادی دریافت کرده است درحالی‌که موضوعاتی نظیر سازمان‌دهی دانش، سرمایه‌های دانشی، اقتصاد اطلاعات و اقتصاد شبکه، داده‌کاوی، متن‌کاوی و توسعه دانش و نظیر این‌ها، ازجمله خلأهای موضوعی هستند که در خصوص آن‌ها احتمالاً کمتر پایان‌نامه‌ای دفاع شده و مقاله پژوهشی نگاشته شده است، لذا توجه جامعه علمی علم اطلاعات و دانش شناسی را به این خلأهای موضوعی جلب نموده و این طرح مسئله می‌تواند فرصتی برای انتخاب موضوعات جدید باشد.

مقاله پژوهشی

مقایسه سطح سرمایه فکری در کتابخانه‌های عمومی و دانشگاهی شهر اصفهان بر اساس دیدگاه بونتیس

صفحه 3-22

احمد شعبانی، حمیده جعفری، سعید رجایی پور، مرتضی محمدی استانی

چکیده هدف: این پژوهش باهدف بررسی و مقایسه سرمایه فکری در کتابخانه‌های عمومی و دانشگاهی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1391-1392 بر اساس دیدگاه بونتیس انجام شد. روش: پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان کتابخانه‌های عمومی شهر اصفهان (98 نفر) و کتابخانه‌های مرکزی دانشگاهی و در سال تحصیلی 1391-1392 بود. به‌منظور تعیین حجم نمونه از فرمول نمونه‌گیری کوکران (84 نفر) و روش تصادفی طبقه‌ای استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مؤلفه‌های بونتیس بود که روایی آن توسط استادان متخصص تأیید و پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 95/0 محاسبه گردید. یافته‌ها: میزان سرمایه فکری در کتابخانه‌های عمومی (8/3) و کتابخانه‌های دانشگاهی (23/3) شهر اصفهان در وضعیت مناسبی قرار نداشت و میزان آن در کتابخانه‌های عمومی بیشتر از کتابخانه‌های دانشگاهی بود. وضعیت سرمایه ساختاری نسبت به سرمایه ساختاری و رابطه‌ای در کتابخانه‌های مزبور مناسب‌تر و اختلاف بین مؤلفه‌های سرمایه فکری معنادار بود (P≤0/05). همچنین در خصوص سطح سرمایه فکری در کتابخانه‌های عمومی و دانشگاهی شهر اصفهان ازنظر ویژگی‌های جمعیت شناختی (جنسیت، سن، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی و نوع کتابخانه) تفاوت معناداری مشاهده نشد (P≥0/05) ولی ازنظر ویژگی سِمَت شغلی تفاوت معنادار بود 

مقاله پژوهشی

جریان دانش در شرکت‌های دانش‌بنیان پارک علم و فناوری دانشگاه تهران و ارائه مدل مفهومی

صفحه 23-40

https://doi.org/10.22054/jks.2015.1088

محمد حسن زاده، مهتاب تیموری تابیه

چکیده هدف: پژوهش حاضر باهدف شناسایی و تحلیل جریان دانش در شرکت‎های دانش‌بنیان پارک علم و فناوری دانشگاه تهران انجام شد. روش: در این پژوهش نظر 256 نفر از کارکنان شاغل در 30 شرکت دانش‎بنیان مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران که دارای نیروی تمام‌وقت بیش از 4 نفر بودند، از طریق پرسشنامه، پیمایش شد. یافته­ ها: جریان دانش در شرکت­های موردپژوهش، به‌جز در مؤلفه مکانیسم‌های جریان دانش که دو نوع سنتی و دیجیتالی را مدنظر قرار داده بودند، در سایر مؤلفه‌ها (ورودی‎های دانش، میزان آگاهی کارکنان، فرهنگ‌سازمانی، ساختار سازمانی، برنامه‌ریزی برای جریان دانش و اشتراک دانش) از وضعیت مطلوبی برخوردار نبودند. نتیجه‌ گیری: به ­سبب بالاتر بودن میانگین‌ها از سطح متوسط وضعیت جریان دانش مناسب ارزیابی شد. در پایان، مدل مفهومی ایده آل برای نمایش جریان دانش ترسیم شد.

مقاله پژوهشی

رابطه فرهنگ‌سازمانی و مدیریت دانش در دانشکده علوم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه تهران

صفحه 41-54

https://doi.org/10.22054/jks.2015.1093

غلامرضا فدایی، سیف اله اندایش

چکیده هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین رابطه فرهنگ‌سازمانی و مدیریت دانش در دانشکده علوم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه تهران بود. روش: روش پژوهش از نوع کاربردی بود. برای سنجش رابطه میان فرهنگ‌سازمانی و مدیریت دانش از روش توصیفی-همبستگی استفاده شد و از طریق پرسشنامه­ نظر 100 نفر از مدیران، کارکنان و دانشجویان دانشکده علوم اطلاعات و دانش­شناسی دانشگاه تهران پیمایش شد. پرسشنامه­ها بر اساس مدل فرهنگ‌سازمانی دنیسون (2002) و مدیریت دانش KMAT (1995) طراحی شد. یافته­ ها: میان فرهنگ‌سازمانی و مدیریت دانش رابطه مستقیم و معنی­داری وجود داشت؛ رسالت سازمانی، انطباق­پذیری سازمانی، سازگاری سازمانی و مشارکت سازمانی با مدیریت دانش رابطه مستقیم و معنی­داری داشت. نتیجه‌ گیری: فرهنگ‌سازمانی در این دانشکده رضایت­بخش بود اما وضعیت مدیریت دانش چندان رضایت­بخش ارزیابی نشد.

مقاله پژوهشی

ارزیابی رعایت معیارهای کنترل واژگان در اصطلاح‌نامه‌های علوم اسلامی بر اساس استاندارد ایزو 25964

صفحه 55-82

https://doi.org/10.22054/jks.2015.1089

زکیه عرب شیبانی، سید مهدی طاهری، محمدرضا علی بیک، علیرضا هویدا

چکیده هدف: هدفپژوهش حاضر، تبیین میزان رعایت معیارهای کنترل واژگان در اصطلاح‌نامه‌های علوم اسلامی بر اساس استاندارد ایزو 25964بود. روش: جامعه پژوهش را اصطلاح‌نامه‌های کلام اسلامی، منطق، فلسفه اسلامی، اصول فقه، اخلاق، علوم قرآنی و علوم حدیثتشکیل می‌دادند. به‌منظور اجرای پژوهش از روش توصیفی- پیمایشی استفاده شد. ابزار گردآوری داده‌ها سیاهه وارسی استخراج‌شده از استاندارد 25964 بود. از هر اصطلاح‌نامه 450 اصطلاح و درمجموع 3150 اصطلاح انتخاب و موردبررسی قرار گرفت. یافته‌ها: یافته‌های‌ پژوهش حاکی از آن است که بیشترین میزان رعایت استاندارد به‌اصطلاح‌نامه فلسفه (70%) و بعدازآن به‌اصطلاح‌نامه‌های اصول فقه و کلام اسلامی (65%) مربوط می‌شد. اصطلاح‌نامه‌های علوم قرآنی و اخلاق به‌طور مشترک 5/62% و اصطلاح‌نامه‌های منطق و علوم حدیث نیز 55% از معیارهای استاندارد را رعایت کرده‌ بودند. نتیجه‌گیری: اصطلاح‌نامه‌های علوم اسلامی ازنظر معیار رفع ابهام عملکرد ضعیفی داشتند. از مجموع اصطلاحات بررسی‌شده در این اصطلاح‌نامه‌ها، 2/70% به‌صورت اسم و عبارت اسمی و 5/29% به‌صورت اصطلاح مرکب به‌کاررفته‌ بودند. اصطلاح‌نامه‌های علوم اسلامی ازنظر معیار شکل دستوری اصطلاحات استاندارد را به‌طور کامل رعایت کرده بودند؛ اما در معیار ثبت‌نام اشخاص با استاندارد همخوانی نداشتند.

مقاله پژوهشی

بررسی فرایند دیجیتال سازی نسخ خطی در کتابخانه های شهر قم از دیدگاه مدیران و کارشناسان

صفحه 83-107

https://doi.org/10.22054/jks.2015.1090

مهدی محمدی، وحیده آقابابایی

چکیده هدف: پژوهش حاضر به‌منظوربررسی فرایند دیجیتال­سازی نسخ خطی در 5 کتابخانه دارای نسخ خطی شهر قم از دیدگاه مدیران و کارشناسان و شناسایی نارسایی‌های موجود و ارائه راهکارهای مناسب انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش‌های کاربردی بود که با استفاده از روش پیمایشی با رویکرد توصیفی انجام شد. داده‌های موردنیاز آن از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته­ ها: یافته‌ها نشان داد کهاز بین ۵ کتابخانه موردبررسی، کتابخانه آستانه مقدس حضرت معصومه (س) و کتابخانه مسجد اعظم، 100% مجموعه خود را دیجیتال­سازی کرده­اند، و کتابخانه آیت‌الله مرعشی با بیش‌ترین تعداد نسخه خطی، تنها 11.5% از مجموعه خود را دیجیتالی کرده که در مقایسه با سایر کتابخانه­ها کمترین میزان دیجیتال­سازی را داشت. در این میان، کتابخانه مسجد اعظم نسبت به دیگر کتابخانه­ها در این مسیر موفق­تر عمل کرده بود و به ارائه نسخ خطی خود از طریق وب پرداخته بود. نتیجه‌ گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، مشخص شد که کتابخانه‌ها ‌در انجام این فرایند با مشکلات و چالش­هایی نظیر کمبود نیروی انسانی متخصص، تجهیزات موردنیاز، عدم وجود روشی استاندارد در سطح ملی، عدم وجود سازمان یا مراکزی جهت یکپارچه­سازی این فرایند در سطح کشور روبه‌رو هستند که در این راستا «طراحی و تدوین یک روش استاندارد و ملی جهت دیجیتال‌سازی نسخ خطی» ترجیحاً با محوریت کتابخانه ملی و همکاری کتابخانه­های بزرگ پیشنهاد شد.

مقاله پژوهشی

نگاشت تولیدات علمی حوزه‌ی اعتیاد در پایگاه وب آو ساینس در سال‌های 2008- 2013

صفحه 109-126

نفیسه سبزواری، علی جلالی دیزجی، عصمت مومنی

چکیده هدف: تحلیل استنادی با ترسیم ساختار موضوعی رشته­های مختلف علمی موجب پیدایش رشته­های علمی نو شده و می­تواند روابط داخلی بین قسمت­های مختلف علم را به‌روشنی توضیح دهد و به تاریخ علم بپردازد. هدف این مقاله ترسیم نقشه­ی تولیدات علمی حوزه­ی اعتیاد در پایگاه وب­آوساینس در سال­های 2008 تا 2013 بود. روش: این پژوهش با روش تحلیل استنادی انجام شد. جامعه آماری شامل 489 مقاله حوزه­ی اعتیاد موجود در پایگاه وب­آوساینس بود. نقشه­ی علمی این حوزه، بر مبنای شاخص امتیاز استناد جهانی (جی سی اس) و امتیاز استناد محلی (آل سی اس) ترسیم شد. یافته­ها: گرایش­های موضوعی در نقشه­ی علمی حوزه­ی اعتیاد شامل پنج خوشه­ی موضوعی بود. متوسط نرخ رشد سالانه­ی انتشارات طی سال­های موردبررسی 253/0 بود. مدارک توسط 1352 نویسنده تألیف شده بود که در 10 قالب انتشاراتی و به 9 زبان دنیا منتشرشده­بودند. نتیجه­گیری: به­طورکلی میانگین نرخ رشد تولیدات علمی حوزه­ی اعتیاد رضایت‌بخش نبود اما میزان همکاری گروهی در این حوزه در سطح مطلوبی قرار داشت.  

مقاله پژوهشی

ردپای نظریه های ارتباطات در علم اطلاعات و دانش شناسی

صفحه 127-137

https://doi.org/10.22054/jks.2015.1092

حسن اشرفی ریزی، زهرا کاظم پور

چکیده هدف: مطالعه حاضر با هدف شناسایی شباهت­ها، تفاوت­ها و چگونگی کاربرد مفاهیم حوزه ارتباطات در علم اطلاعات و دانش­شناسی انجام شد. روش: مطالعه حاضر مروری نقلی بود و سعی شد تا از منظر نظریه‌های حوزه ارتباطات به مسائل علم اطلاعات و دانش­شناسی نگریسته شود. یافته ­ها: از میان علوم مختلف، کتابداری و اطلاع­رسانی با علوم ارتباطات پیوستگی اجتناب‌ناپذیری دارد. برخی از نظریه­های حوزه ارتباطات ازجمله نظریه کاربری و اقناع، نظریه بینامتنیت، نظریه اجتماعی شدن، نظریه یادگیری اجتماعی، نظریه شناخت اجتماعی، نظریه دروازه­بانی، نظریه اشاعه نوآوری و نظریه برجسته­سازی قابلیت کاربرد در بافت علم اطلاعات و دانش­شناسی را دارند. نتیجه ­گیری: نظریه­های ارتباطات در همه ارکان چهارگانه علم اطلاعات و دانش­شناسی (مجموعه‌سازی، سازمان‌دهی، اشاعه اطلاعات و مدیریت) کاربرد دارند. به نظر می­رسد با انجام پژوهش­های مفصل­تر، می­توان کاربرد سایر نظریه­های حوزه ارتباطات را در علم اطلاعات و دانش­شناسی موردبررسی قرارداد.