نویسنده = فهیمه باب الحوائجی
نظام‌ها و فناوری‌های مدیریت دانش

مدل‌سازی معنایی اکوسیستم اطلاعاتی نشر ایران با رویکرد گراف دانش: شناسایی و تحلیل گره‌های دانشی کلیدی در جریان تولید و اشاعه کتاب

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405

https://doi.org/10.22054/jks.2026.93713.1778

منیره علائی مهابادی، فهیمه باب الحوائجی، زهرا اباذری، فاطمه نوشین فرد

چکیده هدف: اکوسیستم اطلاعاتی نشر ایران، به‌عنوان شبکه‌ای از بازیگران، نهادها، منابع اطلاعاتی، فرایندها و زیرساخت‌های فناورانه، در تولید، سازمان‌دهی، اشاعه و مصرف دانش نقش اساسی دارد. با وجود اهمیت آن، نبود چارچوبی یکپارچه برای تبیین روابط میان مؤلفه‌ها و تحلیل ساختارهای دانشی، شناخت تعاملات را محدود کرده است. ازاین‌رو، پژوهش حاضر با هدف مدل‌سازی معنایی اکوسیستم اطلاعاتی نشر ایران در قالب گراف دانش و شناسایی گره‌های دانشی مؤثر بر جریان تولید، سازمان‌دهی، توزیع و مصرف کتاب انجام شد.

روش‌شناسی: این پژوهش کاربردی و کیفی مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد نظام‌مند اشتراوس و کوربین است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان حوزه نشر، شامل ناشران، نویسندگان، مترجمان، ویراستاران، کتابداران، متخصصان علم اطلاعات، فناوری و سیاست‌گذاران، که با نمونه‌گیری هدفمند و گلوله‌برفی تا اشباع نظری انتخاب شدند، گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با مکس‌کیودا و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. همچنین برای اعتباربخشی یافته‌ها از داده‌های آماری نشر ایران در بازه ده‌ساله استفاده شد. مفاهیم، گره‌های دانشی و روابط معنایی استخراج‌شده نیز در قالب گراف دانش سازمان‌دهی و با مایکروسافت ویزیو مدل‌سازی شدند.

یافته‌ها و نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد اکوسیستم اطلاعاتی نشر ایران ساختاری پویا، شبکه‌ای و چندلایه با ده خوشه معنایی دارد. تحلیل گراف دانش بیانگر آن بود که حکمرانی و سیاست‌گذاری نشر، اقتصاد نشر، فرهنگ مطالعه و زیرساخت‌های دیجیتال بیشترین مرکزیت و اثرگذاری را دارند. همچنین گراف دانش ظرفیت بالایی برای بازنمایی ساختار معنایی، آشکارسازی روابط پنهان، شناسایی گره‌های کلیدی و پشتیبانی از سیاست‌گذاری داده‌محور و توسعه زیرساخت‌های هوشمند نشر ایران فراهم می‌کند.

مدیریت دانش

طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم‌افزار با استفاده از شبکه عصبی

دوره 11، شماره 39، تابستان 1403، صفحه 109-148

https://doi.org/10.22054/jks.2023.74828.1595

مصطفی پهلوان زاده، نجلا حریری، داریوش مطلبی، فهیمه باب الحوائجی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم‌افزار با استفاده از شبکه عصبی است. روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی است و برای گردآوری داده‌ها از روش آمیخته با رویکرد اکتشافی استفاده شده‌است. ابتدا از روش کیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مرور پیشینه‌های پژوهش در ارزیابی عملکرد مدیریت دانش نسبت به استخراج شاخص‌های مختلف پرداخته شده است. در مرحله دوم بر اساس داده‌های گردآوری‌شده، مطالعه‌ای کمی برای ‌تائید و تصدیق یافته‌های به‌دست‌آمده از مرحله کیفی انجام شد. برای مطالعه اکتشافی و استخراج مقوله‌های مربوطه به عوامل ارزیابی از روش فراترکیب (الگوی سندلوسکی و باروسو) استفاده شد. با روش دلفی فازی، با ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان به اعتبارسنجی و ارائه شاخص‌های نهایی پرداخته شد. روش پژوهش در قسمت کمی توصیفی -پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی کارشناسان توسعه‌دهنده‌ نرم‌افزار و خبرگان حوزه نرم‌افزار در دانشگاه‌ها و شرکت‌ها تشکیل دادند. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده با فرمول کوکران 186 نفر انتخاب شد. به‌منظور گردآوری داده‌های کمی از پرسشنامه محقق‌ساخته (40 گویه‌ای) استفاده شد که گویه‌های آن برگرفته از نتایج تحلیل فراترکیب در مرحله اول بود. پایایی پرسش‌نامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای عوامل زیرساخت 89/0 و عوامل کارکردی 88/0 برآورد شد. جهت تحلیل داده‏ها در قسمت کمی از روش‏های تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. 7 مقوله اصلی شامل عوامل فردی، عوامل سازمانی، فناوری و زیرساخت، عوامل کارکردی، ابزارهای مدیرت دانش، عوامل اقتصادی، ابزارهای مدیریت دانش و 29 مقوله فرعی شناسایی شدند. نوآوری پژوهش ساخت مدلی با استفاده از الگوریتم‌های شبکه عصبی است که توانایی پیش‌بینی شاخص ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش و تأثیر هر یک از شاخص‌ها با استفاده از شبکه عصبی در حوزه نرم‌افزار را دارد. نتایج به دست آماده از پرسش‌نامه برای ورودی مدل شبکه استفاده شده است، نتایج نشان داد که مؤلفه‌هایی مانند عوامل زیرساخت فناوری و عوامل کارکردی بر روی ارزیابی عملکرد مدیریت دانش در توسعه نرم‌افزار تأثیر بیشتری می‌گذارند.

واکاوی مولفه‌ها و شاخص‌های کسب و کار اینترنتی برای کارگزاران دانش با رویکرد افزایش بهره‌وری

دوره 11، شماره 38، بهار 1403، صفحه 85-115

https://doi.org/10.22054/jks.2023.75797.1607

آزاده اسدیان، داریوش مطلبی، فهیمه باب الحوائجی، نجلا حریری

چکیده نیاز به افزایش بهره‌­وری در سازمان‌ها برای سودآوری بیشتر، امری اجتناب‌­ناپذیر است و سالانه هزینه­‌های زیادی صرف آن می‌­شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی مؤلفه‌ها و شاخص­‌های کسب‌وکار اینترنتی برای کارگزاران دانش با رویکرد افزایش بهره‌­وری در کسب‌وکارها به سه روش فراترکیب، دلفی فازی و روش معادلات ساختاری به انجام رسیده است. جامعه آماری در بخش اول تعداد 10617 سند هست که از این میان تعداد 65 سند انتخاب شد. جامعه آماری در بخش دوم تعداد 20 نفر از خبرگان حاضر در رشته­‌های مدیریت دانش، مدیریت فناوری و کسب‌وکار بوده‌­اند که تعداد 10 نفر از آن­ها به پرسشنامه پاسخ دادند. جامعه آماری در بخش سوم پژوهش نیز تعداد 155 کارگزار فناوری و دانشی تحت نظر معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، فن بازار ملی ایران و شبکه تبادل فناوری نانو بوده‌­اند. یافته‌­ها تعداد 149 شاخص ذیل 30 مؤلفه در قالب اجزای نه‌­گانه مدل کسب‌وکار استروالدر را نشان می­‌دهد. نتایج حاصل از انجام این پژوهش نشان می‌­دهد احصاء مؤلفه‌ها و شاخص‌­های کسب‌وکار اینترنتی برای کارگزاران دانش می‌­تواند به کاهش شکاف اطلاعاتی میان پژوهشگران، سیاست‌گذاران و تصمیم‌­گیرندگان، ساختارها و نهادهای حکمرانی و ساختارها و نهادهای بخش عرضه و تقاضا کمک کند و منجر به افزایش بهره‌­وری در کسب‌وکارها گردد.

مدیریت دانش

ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت توسعه نرم‌افزار با استفاده از روش فراترکیب

دوره 10، شماره 36، پاییز 1402، صفحه 49-84

https://doi.org/10.22054/jks.2023.71395.1552

مصطفی پهلوان زاده، نجلا حریری، داریوش مطلبی، فهیمه باب الحوائجی

چکیده صنعت نرم‌افزار نمودی از مهارت‌های نرم و تفکر انتزاعی انسانی. این پژوهش به‌منظور ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های بهبوددهنده عملکرد در شرکت‌های نرم‌افزاری، بر مبنای رویکرد فراترکیب شده انجام‌شده است. این پژوهش کاربردی و با روش اسنادی و فراترکیب انجام‌شده است. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از روش هفت مرحله‌ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. یافته‌ها نشان داد که عوامل سازمانی (فرهنگ، حمایت مدیریت ارشد، استراتژی سازمان، ساختار سازمانی)، عوامل فردی (آموزش، مشارکت کارکنان، دانش و آگاهی نسبت به سیستم‌های مدیریت دانش، مقاومت در برابر تغییر)؛ عوامل زیرساخت فناوری (کاربرپسند بودن، امنیت داده و اطلاعات، روش‌های ارتباط و همکاری، میزان یکپارچگی سیستم‌های سازمانی، کیفیت دانش)؛ فرایند مدیریت دانش (اکتساب دانش، انتقال دانش، خلق دانش)؛ فواید اقتصادی / هزینه (هزینه سرمایه، هزینه عملیاتی) بر روی اریابی عملکرد مدیریت دانش در صنعت توسعه نرم‌افزار تأثیر می‌گذارند.

شناسایی شاخص های آموزش منابع انسانی در بانک ملی ایران با رویکرد مدیریت دانش

دوره 10، شماره 35، تابستان 1402، صفحه 171-214

https://doi.org/10.22054/jks.2022.70965.1546

فاطمه حمیدی، فهیمه باب الحوائجی، نجلا حریری، حسین عباسیان

چکیده این مطالعه با هدف شناسایی شاخص‍های آموزش منابع انسانی در بانک ملی ایران با رویکرد مدیریت دانش صورت گرفت، بنابراین از منظر هدف یک مطالعه کاربردی است. روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی با رویکرد کیفی و به روش‍های فراترکیب و دلفی بود. در مرحله نخست از روش فراترکیب استفاده گردید که ﺟﻤﻌﺎً 156 منبع مرتبط با موضوع پژوهش یافت شد و درنهایت 71 ﭘﮋوﻫﺶ مورد تحلیل قرار گرفت. پس از شناسایی مقوله‌ها به روش فراترکیب، با روش دلفی فازی، با ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان به اعتبارسنجی و ارائه شاخص‌های نهایی پرداخته شد. در این پژوهش با بررسی و دسته‌بندی و بومی‍سازی کدهای توصیفی حاصل از متون، 42 مقوله فرعی شناسایی و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آن‍ها، در 9 مقوله اصلی شامل: توانمندی علمی منابع انسانی،‌ صلاحیت رفتاری منابع انسانی،‌ سیاست‌ و قانون‌گذاری، عوامل اجتماعی، رهبری آموزشی، رویکرد مدیریت دانش، ارزیابی و کنترل کیفیت آموزشی، فرهنگ یادگیری و آموزش منابع انسانی و سه بعد فردی، محیطی و سازمانی طبقه‍بندی گردید. این پژوهش برای نخستین بار به‌طور خاص به شناسایی شاخص‍های آموزش منابع انسانی در بانک ملی با رویکرد مدیریت دانش پرداخته است و در سایر نهادهای مالی نیز کاربرد دارد. یافته‍ها نشان داد در آموزش کارکنان با رویکرد مدیریت دانش، یادگیری، بخش اصلی هر شغل می‍شود و ضمن آن کارکنان از همدیگر می‍آموزند و به دیگران یاد می‍دهند و می‍توان نیازهای دانشی کارکنان و سازمان را به‌طور موفقیت‍آمیز تأمین کرد. یادگیری فردی و سازمانی، قابلیت‍ها و توانمندی‍های جدیدی در کارکنان ایجاد و این قابلیت‍ها تبدیل به محصول، کالا و خدمات می‍گردد و سودآوری بانک تضمین می‍شود.

ممیزی دانش در کتابخانه‏ های دانشگاهی ایران با رویکرد تحلیل عاملی

دوره 10، شماره 34، بهار 1402، صفحه 149-177

https://doi.org/10.22054/jks.2022.69090.1524

طیبه آباش، فهیمه باب الحوائجی، داریوش مطلبی

چکیده یکی از عواملی که منجر به موفقیت مدیریت دانش در سازمان می شود، ممیزی دانش است. در تحقیق حاضر هدف ارائه الگوی تحلیل عاملی ممیزی دانش در کتابخانه های دانشگاهی ایران بود.روش اجرای پژوهش حاضر پیمایشی-توصیفی بود و جهت بررسی روابط بین متغیرها از الگوی معادلات ساختاری بهره گرفته شده است. جامعه آماری تحقیق در بخش کمی شامل مدیران نهایی و مدیران بخش های کتابخانه های مرکزی دانشگاه های وابسته به وزارت علوم تحقیقات و فناوری بود. روش نمونه گیری کتابخانه ها، با توجه به پراکندگی آن ها در کل کشور ابتدا به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و سپس به روش هدفمند کتابخانه مرکزی بزرگترین دانشگاه مرکز استان انتخاب شدند. تعداد 300 پرسشنامه در بین آنان توزیع شد که از این تعداد به 279 پرسشنامه پاسخ داده شد. برای جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش از مطالعات کتابخانه‌ای به منظور جمع‌آوری ادبیات نظری و پژوهشی استفاده گردید و همچنین به منظور جمع‌آوری داده‌های آماری از روش میدانی با ابزار پرسشنامه استفاده ‌گردید.براساس یافته ها بیشترین درصد به متغیر تحلیل جریان دانش (83/47) و کمترین درصد به ترسیم نقشه دانش (57/18) اختصاص دارد.استفاده از ممیزی دانش در کتابخانه های دانشگاهی منجر به جریان دانش می شود و مدل مناسب برای این سازمان‌ها شامل ابعاد و مولفه های ممیزی دانش است که باید راهنمای عمل مدیران کتابخانه های دانشگاهی قرار گیرد.

ارائه الگوی پیاده سازی مدیریت دانش در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی

دوره 8، شماره 28، پاییز 1400، صفحه 135-168

https://doi.org/10.22054/jks.2021.58377.1413

مهناز خداداد، فهیمه باب الحوائجی، عصمت مومنی

چکیده پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی پیاده‌سازی مدیریت دانش در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش آمیخته با دو روش کمی و کیفی بود. ابزار گردآوری داده در بخش کمی و کیفی، پرسشنامه محقق‌ساخته با استفاده از شاخص‌های مدل پایه‌های ساختمان پروبست بوده است. جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل 21 نفر مدیران و متخصصان دانش و کارشناسان خبره حوزه هنری و در بخش کمی شامل کارشناسان شاغل در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی شامل 350 نفر بر اساس جدول  مورگان به تعداد 134 نفر که به روش هدفمند انتخاب شدند. در پژوهش حاضر با توجه به نتایج سه راند دلفی هفتاد مقوله در 8 شاخص شناسایی، اکتساب، توسعه، توزیع، حفاظت، استفاده، اندازه‌گیری و اهداف دانش با نظر خبرگان و متخصصان شناسایی شد. خلاصه آماری برحسب درجه اهمیت 8 شاخص مدیریت دانش نشان داد که شاخص اهداف دانش با میانگین کل 62/4، شاخص توسعه دانش با میانگین کل 26/4، شاخص توزیع دانش با میانگین کل 18/4 و شاخص حفاظت دانش با میانگین کل 17/4 بالاترین میانگین‌ها را کسب کرده‌اند. شاخص شناسایی دانش، حفاظت دانش و اکتساب دانش به‌طور اجماع قوی هماهنگ است. یافته‌های بخش کمی نشان داد که شاخص شناسایی دانش، اکتساب دانش، توسعه دانش، توزیع دانش، حفاظت دانش، استفاده دانش، اندازه‌گیری دانش، به‌طورکلی در مدیریت دانش حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی با میانگین  2/55 پایین‌تر از حد متوسط بوده‌اند. در صورت پیاده‌سازی نظام مدیریت دانش با تأکید بر مدل پایه‌های ساختمان دانش در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، مدل مذکور می‌تواند در کلیه واحدهای حوزه هنری به کار گرفته شود تا از طریق شناسایی دانش در داخل سازمان و خارج از سازمان و بحث و تبادل دانش بین تأمین‌کنندگان دانش در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی صورت پذیرد، اکتساب دانش، پیاده‌سازی مدیریت دانش جهت بهبود روند فعالیت‌های این سازمان، با توجه به اینکه توسعه دانش از طریق فرآیند یادگیری آموزش باشگاه مکتب مهر و ارزیابی کاربران نسبت به کیفیت خدمات در واحد هنری، و فرایند یادگیری دانش و ایجاد سامانه‌های تعاملی مدیریت اطلاعاتی مناسب در حوزه هنری مشهود نیست. در بخش توزیع دانش از طریق برگزاری نمایشگاه‌های داخلی و خارجی در بخش حفاظت دانش از طریق تأکید بر ایجاد و نگهداری پایگاه دانش (مانند سوره مهر)، استفاده دانش از طریق ایجاد ساختار گروه بحث، شبکه‌های اجتماعی و اینترانت به‌منظور استفاده دانش (مانند اتوماسیون، سامانه جشنواره‌ها)، اندازه‌گیری دانش از طریق ایجاد فرهنگ سازمانی و مستندسازی مستمر اطلاعات و دانش مهارت کارکنان و رسمیت بخشی به دانش سازمانی دعوت از صاحبان دانش‌های مرتبط با فعالیت‌های شرکت جهت حضور و ارتباط کارکنان با آن‌ها.

ارائه الگوی مفهومی کارآفرینی کتابداران کتابخانه‌های دانشگاهی بر اساس مؤلفه‌های انگیزشی (روان‌شناختی)، صلاحیتی و حمایتی

دوره 5، شماره 14، بهار 1397، صفحه 59-81

https://doi.org/10.22054/jks.2018.34645.1194

محمدرضا اباذری، فهیمه باب الحوائجی

چکیده هدف از پژوهش حاضر شناخت ویژگی­های مرتبط با کارآفرینی در 3 مؤلفه انگیزشی (روان‌شناختی)، صلاحیتی و حمایتی و ارائه الگوی مفهومی کارآفرینی کتابداران کتابخانه­های دانشگاهی بود. نوع پژوهش، کاربردی و روش آن پیمایشی- تحلیلی بوده است. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه خوداظهاری محقق ساخته بود که بین 109 نفر از کتابداران کتابخانه­های 15 واحد جامع دانشگاه آزاد اسلامی ایران توزیع شد. یافته‌ها نشان داد ویژگی‌های انگیزشی و صلاحیتی کارآفرینی کتابداران در حد زیاد و ویژگی‌های حمایتی از حد متوسط پایین‌تر بود. از بین 62 ویژگی کارآفرینی،12 ویژگی انگیزشی، 15 ویژگی صلاحیتی و 5 ویژگی حمایتی به دست آمد که بر مبنای آن، الگوی کارآفرینی طراحی شد. این الگو، به 3 عامل زمینه‌سازها، تسهیل گرها و توانمندسازها اشاره داشت. توجه به ویژگی­های کارآفرینی در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی، نیازمند الگوی کارآفرینی در خدمات‌رسانی به بهره­گیران اطلاعاتی در رقابت­های ملی و بین­المللی بود. کتابداران باید با کمک فناوری­های جدید، نوآوری­هایی که قابلیت تطبیق با نیازهای مراجعان را دارد در سایه کارآفرینی، خلق و با شناخت و تقویت ویژگی­های فردی کارآفرینی خود، موجبات رشد و توسعه اجتماعی با انجام فعالیت­های کارآفرینانه در کتابخانه­ها را فراهم آورند. الگوی مفهومی این مقاله، از سیر فکری و نتایج تحقیقات علمی در حوزه‌های روان‌شناسی، کارآفرینی، اقتصاد و مدیریت استنتاج شده و درواقع رویکرد نوآورانه در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی که خود نتیجه یک رویکرد خردمندانه و با ملاحظه مبانی ویژه حاصل از مطالعات دانش‌های دیگر بوده، پیشنهاد و تجویز شده است.

مهارت‌های فنی کتابداران دیجیتال کتابخانه‌های مرکزی دانشگاه‌های دولتی شهر تهران

دوره 4، شماره 12، پاییز 1396، صفحه 79-108

https://doi.org/10.22054/jks.2018.32934.1190

مهتا باصفا، فهیمه باب الحوائجی، مهدی علیپور حافظی

چکیده هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی مهارت‌های فنی کتابداران دیجیتال کتابخانه‌های مرکزی دانشگاه‌های دولتی شهر تهران بود. در این پژوهش از رویکرد کمی با روش پیمایشی، توصیفی استفاده شد. جامعه آماری آن 108 نفر از کتابداران دیجیتال کتابخانه‌های مرکزی 14 دانشگاه‌ دولتی شهر تهران بود که از بین بیش از 200 نفر از کتابداران شناسائی و به روش سرشماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه‌ی پژوهشگر ساخته بود. روایی ابزار، صوری و محتوایی، براساس نظرات متخصصان کتابخانه‌های دیجیتالی و پایایی آن با آلفای کرونباخ 883/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون کلموگروف-اسمیرنوف و آزمون t تک نمونه و t گروه‌های مستقل انجام گرفت. یافته‌های پژوهش نشان داد بیشترین میانگین‌ها در سخت‌افزار، مهارت کار با انواع پرینترها (44/3)، در نرم‌افزار، عامل مهارت در تبدیل فرمت فایل‌ها (89/3)، در اینترنت و شبکه، عامل توانایی در بهره‌گیری از اینترانت (91/3)، در مجموعه‌سازی، عامل توانایی در نحوه دانلود منابع و استفاده از دانلود منیجر (77/3)، در پردازش اطلاعات دیجیتالی، عامل بهره‌گیری از نظام‌های رده‌بندی (48/3)، در خدمات دیجیتالی، عامل توانائی در ارائه خدمات بازیابی تعاملی (80/3) و در حفاظت و نگهداری، عامل توانائی در انجام پشتیبان گیری (21/3) است. نتایج پژوهش نشان داد درهیچ‌یک از دانشگاه‌های موردبررسی مهارت‌های فنی کتابداران دیجیتال دانشگاه‌های دولتی شهر تهران، در وضعیت مطلوبی قرار ندارد.

مطالعه تصویر ذهنی سازمانی اعضای هیئت‌علمی و کتابداران از کتابخانه‌های دانشگاه علامه طباطبائی

دوره 4، شماره 11، تابستان 1396، صفحه 77-93

https://doi.org/10.22054/jks.2017.23267.1138

مهناز حاجی حسنی، فهیمه باب الحوائجی، نجلا حریری

چکیده این پژوهش با هدف مطالعه و شناخت تصویر ذهنی سازمانی اعضای هیئت علمی و کتابداران دانشگاه علامه طباطبائی از کتابخانه­های دانشگاه انجام شده است. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و از نظر روش پیمایشی – تحلیلی بود. جامعه آماری این پژوهش 242 نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه و 49 نفر از کتابداران این دانشگاه است. ابزار گردآوری اطلاعات با پرسشنامه محقق ساخته براساس مدل تصویر ذهنی سازمانی   لی­بلانگ و نگوین انجام شد. روایی پرسشنامه از نوع صوری( روایی محتوا) و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ برابر با 78 درصد محاسبه گردید. داده­های گردآوری شده با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی تک نمونه­ای و با نرم­افزار اس. پی. اس. اس. مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد میانگین بدست آمده از تصویر ذهنی سازمانی اعضای هیئت علمی برابر با 43/3 و میانگین تصویر ذهنی سازمانی کتابداران 38/3 است. میانگین بدست آمده در ابعاد هویت، شهرت، کیفیت خدمات، محیط فیزیکی و رفتار کارکنان در مدل تصویر ذهنی اعضای هیئت علمی به ترتیب برابر با 60/3، 33/3، 33/3، 59/3 و 55/3 است. وبرای کتابداران برابر با  52/3، 29/3، 26/3، 11/3 و 86/3 است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که میزان درک اعضای هیئت علمی از تصویر ذهنی سازمانی کتابخانه­های دانشگاه علامه طباطبائی بیشتر از کتابداران است.

زنده‌باد کتابخانه‌ها (سخن سردبیر)

دوره 2، شماره 3، تابستان 1394، صفحه 1-2

https://doi.org/10.22054/jks.2015.1794

فهیمه باب الحوائجی

چکیده زنده‌باد کتابخانه‌ها
استاد فقید، مرحومه پوری سلطانی در مصاحبه‌ای فرمودند:"کتابداری کاری نیست که شما انجام بدهید و تمام بشود،‌ بلکه یک علم، فن و هنر پویا است که دائماً باید زندگی کند و زنده باشد." نکته‌ی جالب در این سخن گهربار زندگی کردن و زنده‌بودن کتابداری است.
درواقع، با توجه به این سخن، کتابداری یا علم اطلاعات و دانش شناسی یک ارگان یا سازمان زنده است. یک سازمان زنده نفس می‌کشد، نیاز به غذا و توجه و مراقبت دارد و می‌میرد ولی میرایی در مورد نهادهایی که با آحاد مردم سروکار دارند و در جامعه و با جامعه نفس می‌کشند ممکن نیست. تا زمانی که مردم نقش پویا دارند، کتابخانه و کتابداری باقی و زنده خواهد بود. جوامعی که در آن خواندن نیرو محرکه‌ی جامعه است، عمل به خواندن موجب حیات کتابخانه‌ها خواهد شد و درنتیجه علم اطلاعات و دانش شناسی که فلسفه وجودی‌اش، وجود کتابخانه‌هاست زنده خواهد ماند. این علم از کتابخانه‌ها نفس می‌گیرد و کتابخانه‌ها از جامعه نفس می‌گیرند، این عمل دم و بازدم موجب پویایی و زنده ماندن کتابخانه‌ها و متعاقباً علم اطلاعات و دانش شناسی می‌شود.
چه باید کرد تا کتابخانه‌ها زنده بمانند؟
آیا می‌توان انتظار داشت در جامعه‌ای که پشت به کتاب کرده است، کتابخانه‌ها زنده بمانند و کتابداری که علم وابسته به کتابخانه‌هاست پویا باشد؟ به‌راستی مسئولیت این مهم با کیست؟ ما کتابداران تا چه اندازه دارای مسئولیت هستیم؟ آیا همیشه حیات علم اطلاعات و دانش شناسی از کتابخانه‌ها جان می‌گیرد و یا جهت عکس آن‌هم ممکن است؟ آیا جامعه‌ی دانشگاهی مسئولیت بازنگری به آموزش، منابع علمی و نیازهای کتابخانه‌ها را نباید به عهده بگیرد؟
راهکارهای ادامه‌ی حیات کتابخانه‌ها و علم اطلاعات و دانش شناسی را می‌توان در دو بعد بازنگری کرد. دولت و مردم. این‌که کدام بر دیگری ارجحیت دارد به‌راستی نمی‌توان به قطعیت رسید. ازیک‌طرف، اکثر کتابخانه‌های ما دولتی و یا وابسته به بودجه‌ی نهادهای دولتی هستند لذا کارکنان آن‌ها نیز کارمندان بالقوه دولت هستند. از طرف دیگر کتابخانه‌ها می‌بایست در خدمت جوامع مختلف اعم از مردم عادی تا دانش‌پژوهان دانشگاهی باشند. تدوین برخی از سیاست‌ها از طرف دولت‌ها ابلاغ می‌شوند. مثلاً تغییر نظام آموزشی از کتاب درسی محور به پژوهش محور یا مطالعه محور می‌بایست از طرف دولت برنامه‌ریزی، حمایت و پیاده شود. در سال‌های اخیر تلاش‌هایی در راستای این مسئله انجام شده است ولی گویا همه‌چیز به کنکور ختم می‌شود و انرژی و انگیزه‌های بالقوه نونهالان و نوجوانان کشورمان می‌بایست در جهت در راه موفقیت در کنکور تلف شود. این سال‌های طلایی است که ما از دست می‌دهیم، در این سال‌های طلایی فعالیت‌های علمی در حد خواندن و حفظیات تلف می‌شوند. سال‌هایی که مطالعه کردن می‌بایست تبدیل به عادت شود.
این مسئولیت مهم دولت و نهاد‌های قانون گزار است که به دست فراموشی سپرده شده است. کدام مصوبه مجلس در دهه‌های اخیر در مورد این امر مهم بوده است؟ کدام قوانین آموزشی دانش‌آموزان کشورمان را بر محور مطالعه منابع غیردرسی سوق داده‌اند؟ مگر می‌توان کتابخانه‌ها را با مسابقه‌ی کتاب‌خوانی زنده نگه داشت. این دور باطلی است که همه ما در حال نظاره‌ی آن هستیم.
مسئولیت دیگر، به عهده‌ی خود مردم است. پویایی کتابخانه‌ها یک مسئولیت اجتماعی است. گروه‌های مردم‌نهاد در این رابطه اندک هستند. اخیراً خیرین کتابخانه ساز در برخی از استان‌ها فعال شده‌اند ولی راهی طولانی در این رابطه وجود دارد. رشد این نهادها می‌بایست از طرف نهاد‌های دولتی تشویق شود و قوانین دست‌وپا گیر می‌بایست بازنگری شوند تا کتابداران جوان رهبری این مهم را به عهده بگیرند. یکی دیگر از عوامل تأثیرگذار، جامعه‌ی دانشگاهی است.
جامعه دانشگاهی علم اطلاعات و دانش شناسی ازیک‌طرف، می‌بایست نیازهای جامعه فراگیران، نیازهای کتابخانه‌ها و به‌طور کل نیازهای جامعه را بررسی و واکاوی نماید و آموزش‌ها‌ی خود را مبتنی بر نیازها انجام دهد. جامعه دانشگاهی می‌بایست در دل جامعه زندگی کند و راهکارها را از دل جامعه و منابع علمی به‌روز استخراج نماید و چراها را پاسخ دهد. جوامع دانشگاهی جدای از جامعه و دولت نیستند و نمی‌توان منتظر دیکته دستورالعمل‌ها از طرف نهادهای دولتی ماند. مسئولیت اجتماعی همه‌ی ما ایجاب می‌کند تا به این نهاد نیمه‌جان روحی تازه ببخشیم. همان‌طور که حیات علم اطلاعات و دانش شناسی وابسته به کتابخانه‌هاست، حیات کتابخانه‌ها نیز وابسته به علم اطلاعات و دانش شناسی است. بی‌‌تفاوتی نسبت به کتابخانه‌ها و وضعیت کنونی موجب افول ستاره‌ی کتابخانه‌ها و درنتیجه افول رشته علم اطلاعات و دانش شناسی خواهد شد. گرچه بارقه‌های امید سوسو می‌زند ولی برنامه‌ریزی و مدیریت برای زنده نگه‌داشتن کتابخانه‌ها از طرف نهاد‌‌های ذی‌ربط و عزم ملی از طرف آحاد مردم و بخصوص از طرف جامعه‌ی علم اطلاعات و دانش شناسی موجب تحرک کتابخانه‌ها خواهد شد.

بررسی تأثیر بستر نحوی بر نمایه‌سازی و رتبه‌بندی پیشینه‌های فراداده‌ای توسط موتورهای کاوش وب: مقایسه پیشینه‌های فراداده‌ای مارک 21 و هسته دوبلین

دوره 2، شماره 3، تابستان 1394، صفحه 43-59

فهیمه باب الحوائجی، سیدمهدی طاهری، زهرا آقاعابدی

چکیده هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین وضعیت نمایه‌سازی و رتبه­بندی پیشینه‌های فرا­داده­ای هسته دوبلین و مارک 21 در بستر نحوی زبان نشانه‌گذاری گسترش­پذیر (ایکس. ام. آل.) مبتنی بر رویکرد پیوند توسط موتورهای کاوش وب انجام شد. روش: روش پژوهش، رویکرد تحلیلی-مقایسه‌ای بود. جامعه پژوهش را یک‌صد پیشینه فراداده‌ای مبتنی بر ایکس.­ام.آل. در قالب دو گروه تشکیل می‌دادند. گروه نخست، دارای عناصر فرا­داده­ای هسته دوبلین و گروه دیگر، دارای عناصر فرا‌داده­ای مارک 21 بودند که بر روی وب‌سایت http://www.aghaabedi.com انتشار یافتند. وب‌سایت یادشده به‌صورت مستقیم به موتورهای کاوش انتخابی (گوگل و یاهو) معرفی شدند. ابزار گردآوری داده­ها سیاهه وارسی بود. یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن است که تمامی ارزش‌های عناصر پیشینه‌های فراداده‌ای هسته دوبلین و مارک 21 در بستر ایکس. ام.آل. توسط موتورهای کاوش گوگل و یاهو نمایه شدند و امکان بازیابی هر یک از پیشینه‌ها بر اساس ارزش عناصر آن‌ها در محیط موتورهای کاوش فراهم است. بر اساس نتایج آزمون آماری تفاوت معناداری میان نمایه‌سازی و رتبه‌بندی پیشینه‌های فراداده‌ای هسته دوبلین و مارک 21 مبتنی بر ایکس. ام.آل. توسط موتورهای کاوش گوگل و یاهو مشاهده نشد. نتیجه‌ گیری: بستر نحوی پیشینه‌های فراداده‌ای موردمطالعه موجب افزایش دسترس‌پذیری آن‌ها از طریق موتورهای کاوش وب گردید. این امکان برای 

سخن سردبیر

دوره 2، شماره 2، بهار 1394، صفحه 1-2

https://doi.org/10.22054/jks.2015.1287

فهیمه باب الحوائجی

چکیده یکی از مسائل چالش‌برانگیز در دوره‌های تحصیلات تکمیلی، کثرت جذب دانشجو و به‌تبع آن خیل دانشجویانی است که می‌بایست فارغ‌التحصیل شده و پایان‌نامه‌ای را ارائه نمایند. کثرت دانشجویان کارشناسی ارشد و همچنین دکتری موجب شده است تا دانشجویان ازنظر علائق علمی و پژوهش‌های کلاسی دچار پراکنده‌کاری و یا سری کاری شوند زیرا ایشان بجای آن‌که یک سیر مطالعاتی را درروند ارائه مقالات کلاسی برگزینند، به دلیل تعداد زیاد دانشجویان مجال راهنمایی مؤثر از طرف اساتید وجود ندارد. بدین ترتیب هنگامی‌که دانشجویان به مرحله انتخاب موضوع پایان‌نامه می‌رسند همواره شکایت از فقدان موضوعات بکر کرده و یا مرتباً موضوعات تکراری به گروه‌های آموزشی معرفی می‌گردد. عدم برنامه‌ریزی صحیح موجب می‌شود تا تعداد کمی از دانشجویان علائق خود را شناسایی کنند و، باری به هر جهت، در محدوده‌ی زمانی مشخص موضوعاتی را پیشنهاد کنند. مشکل به وجود آمده را از چند منظر می‌توان آسیب‌شناسی کرد. نخست آن‌که دانشجویان کارشناسی ارشد می‌بایست تحت سرپرستی اساتید مشخص قرار گیرند، علائق آن‌ها شناسایی شود و یا سعی شود استعدادهای آن‌ها شکوفا گردد که این امر با کثرت دانشجویان امکان‌پذیر نیست. مشکل جذب تعداد زیاد دانشجو دور تسلسل باطلی است که موجب شده است تعداد زیادی موضوع انتخاب گردد لذا انتخاب موضوعات غیرتکراری کاری بس دشوار شده است. باوجوداین، رشته علم اطلاعات و دانش شناسی با خلأ موضوعات مواجه است. یکی از مصادیق بارز آن حیطه‌ی موضوعی فصلنامه "مطالعات دانش‌شناسی" است. در طی دوره‌ای که این مجله فراخوان مقالات را شروع کرده است تعداد زیادی از مقالات را در موضوعات مدیریت دانش و تحلیل استنادی دریافت کرده است درحالی‌که موضوعاتی نظیر سازمان‌دهی دانش، سرمایه‌های دانشی، اقتصاد اطلاعات و اقتصاد شبکه، داده‌کاوی، متن‌کاوی و توسعه دانش و نظیر این‌ها، ازجمله خلأهای موضوعی هستند که در خصوص آن‌ها احتمالاً کمتر پایان‌نامه‌ای دفاع شده و مقاله پژوهشی نگاشته شده است، لذا توجه جامعه علمی علم اطلاعات و دانش شناسی را به این خلأهای موضوعی جلب نموده و این طرح مسئله می‌تواند فرصتی برای انتخاب موضوعات جدید باشد.

بررسی وضعیت مدیریت دانش‌های گردآوری، سازمان‌دهی و اشاعه اطلاعات نسخه‌‌های خطی در کتابخانه‌‌های ایران و ارائه‌ی یک مدل کاربردی

دوره 1، شماره 1، زمستان 1393، صفحه 33-52

https://doi.org/10.22054/jks.2014.246

الهه روحی دل، نصرت ریاحی‌نیا، فهیمه باب الحوائجی، زهرا اباذری

چکیده هدف: این پژوهش باهدف بررسی وضعیت مؤلفه‌های گردآوری، سازمان‌دهی و اشاعه اطلاعات نسخ خطی، در بخش‌های نسخ خطی کتابخانه‌‌های ایران بر اساس مؤلفه‌‌های مدیریت دانش انجام‌شده است. روش تحقیق: در این پژوهش از روش ترکیبی (کمی و کیفی) همزمان استفاده‌شده است. جامعه پژوهش را کلیه بخش‌‌های نسخ خطی در کتابخانه‌های سطح کشور که دارای بخش نسخ خطی و کارمند بوده‌اند، شامل 44 کتابخانه در سطح ایران، تشکیل داده است که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، موردبررسی قرارگرفته و پس از جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از نرم‌افزار آماری spss تحلیل‌شده است. یافته‌‌ها: نشان می‌دهد که میانگین به‌دست‌آمده از مؤلفه‌‌های گردآوری نسخ خطی 92/37 از 45، سازمان‌دهی نسخ خطی 90/28 از 33، اشاعه اطلاعات نسخ خطی 11/36 از 57، از میانگین مقایسه شده در سطح کم‌تر و پایین‌تری قرار دارند. نتایج: نشان‌دهنده رعایت کم مدیریت دانش در بخش‌های نسخ خطی در کتابخانه‌‌های ایران در مؤلفه‌‌های موردبررسی است. پاسخ‌دهندگان به پرسشنامه و شرکت‌کنندگان در مصاحبه جملگی بر تهیه دستورالعمل یکسان و وحدت رویه در مؤلفه‌‌های گردآوری، سازمان‌دهی اطلاعات نسخ خطی و اشاعه اطلاعات تأکید داشتند و اجرای مدیریت دانش و استفاده از مدل‌های آن را ضروری دانستند.