استفاده از انتخابگرهای پویا و هوش مصنوعی برای مقاوم سازی کدهای بازیابی اطلاعات وب
صفحه 1-24
https://doi.org/10.22054/jks.2026.89870.1753
فرناز تقی زاده کورایم، محمدرضا کاباران زاد قدیم، سیدعبداله امین موسوی
چکیده امروزه پایداری و تابآوری کدهای برداشت اطلاعات از وب یکی از چالشهای اصلی در حوزه مهندسی نرمافزار و دادهکاوی است، بهویژه زمانی که وبسایتهای هدف از ساختارهای پویا استفاده میکنند. کتابخانه سلنیوم بهعنوان یکی از پرکاربردترین ابزارهای برداشت اطلاعات وب، در بسیاری از پروژههای صنعتی و پژوهشی مورد استفاده قرار میگیرد، اما حساسیت بالای آن نسبت به تغییر عناصر صفحه اغلب منجر به بروز خطا، توقف سیستم و نیاز به اصلاحات مکرر کد میشود. این پژوهش با ارائه روش نوین مبتنی بر استفاده همزمان از «انتخابگرهای پویا» و یک لایه تصمیمگیری مبتنی بر هوش مصنوعی، رویکردی کاربردی، قابل اعتماد و منعطف برای مقاومسازی کدهای سلنیوم ارائه میدهد. در این مطالعه، برداشت اطلاعات از وبسایت دیجیکالا در بازه زمانی دو ساله، با تناوب هفتگی انجام شد. روش پیشنهادی با تحلیل رفتار المانهای صفحه، بهطور خودکار انتخابگرهای مناسب را جایگزین و در صورت خطا از چندین استراتژی هوشمند استفاده میکند. این رویکرد پایداری و اطمینان اجرای سلنیوم را در برابر تغییرات سایت افزایش داده و میتواند الگویی کارآمد برای سامانههای جمعآوری داده از وب در محیطهای پویا باشد. نتایج تجربی نشان داد هنگامی که از روش پیشنهادی جهت انتخاب خودکار و هوشمند المانهای HTML استفاده شد، تمامی برداشتها بدون خطا و بدون نیاز به تغییر دستی کد انجام شدند. اما هنگام عدم استفاده از این روش، 67 برداشت نیازمند اصلاح مستقیم انتخابگرهای کد توسط توسعهدهنده بودند. این اختلاف عملکرد نشان میدهد که استفاده از مدل ارائهشده باعث کاهش چشمگیر هزینه نگهداری، زمان توسعه و ریسک شکست اجرای عملیات استخراج داده میشود.
پیشبینی تعداد استنادات دریافتی حوزه فیزیک ذرات در اسکوپوس به کمک نمرات دگرسنجی پلامایکس
صفحه 25-44
https://doi.org/10.22054/jks.2023.71392.1551
علی بیرانوند، افسانه بذرافشان، علی شجاعی فرد
چکیده این پژوهش با هدف بررسی قدرت پیشبینی تعداد استنادات دریافتی مدارک حوزه فیزیک ذرات در پایگاه اسکوپوس از طریق نمرات دگرسنجی، به سنجش رابطه بین نمرات دگرسنجی مربوط به مدارک پراستناد حوزه فیزیک ذرات در پایگاه پلامایکس و تعداد استنادات دریافتی در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس پرداخته است. پژوهش حاضر از نوع بنیادی است که به شیوه توصیفی و با رویکرد دگرسنجی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل 5702 عنوان مقاله حوزه فیزیک ذرات است که بین سالهای 2000-2019 در پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس نمایه شدهاند. نمونه آماری تحقیق شامل 103 عنوان مقاله است که توسط پایگاه اسکوپوس بهعنوان پراستنادترین مقالات حوزه فیزیک ذرات معرفی شدهاند. بهمنظور بررسی رابطه شاخصهای علمسنجی مقالات موردبررسی در پایگاههای اطلاعاتی و سنجههای حاصل از حضور این مقالات در شبکههای اجتماعی، علاوه بر آزمونهای آمار توصیفی، از آزمونهای همبستگی و رگرسیون چندگانه جهت بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش استفاده شده است. نرمافزارهای موردکاربرد در این پژوهش، اکسل و اسپیاساس ویرایش 23 هستند. یافتههای حاصل از بررسی رابطه همبستگی بین تعداد استنادات اسکوپوس و نمرات دگرسنجی پلامایکس نشان میدهد که رابطه قوی بین تعداد استنادات پلامایکس و اسکوپوس برقرار است. همچنین بین ذکر و یادداشت پلامایکس با تعداد استنادات دریافتی در اسکوپوس رابطه معناداری وجود دارد؛ اما بین کاربرد پلامایکس و شبکههای اجتماعی رابطهای وجود ندارد. نتایج آزمون رگرسیون بین متغیرهای پژوهش نشان میدهد که به ترتیب استنادات پلامایکس 85 درصد، دریافتها 62 درصد، کاربردها 60 درصد، مشاهدات 55 درصد و شبکههای اجتماعی 47 درصد استنادات دریافتی مدارک حوزه فیزیک ذرات در پایگاه اسکوپوس را پیشبینی میکنند. نتایج نشان داد که نمرات دگرسنجی بهدستآمده از انتشار، مشاهده، استفاده و استناد در پلام ایکس، قدرت پیشبینی استنادات دریافتی در اسکوپوس را دارند؛ بنابراین میتوان نتیجه گرفت که افزایش فعالیت در پلامایکس، زمینه جذب استنادات بیشتر در اسکوپوس را فراهم میکنند.
مطالعه روند توسعه نرمافزارهای کتابخانهای از نظام یکپارچه کتابخانهای به پلتفرم خدمات کتابخانهای
صفحه 45-75
https://doi.org/10.22054/jks.2024.81622.1669
الهه حسن زاده دیزجی، عصمت مومنی، سمانه نوذر، مریم پاکدامن نایینی، نسترن پورصالحی، زینب بیرانوند، فاطمه زرین کمر
چکیده کتابخانهها همواره متناسب با تغییرات نیازهای اطلاعاتی کاربران، منابع، امکانات و خدمات خود را توسعه دادهاند و نرمافزارهای کتابخانهای نیز بهعنوان یکی از مهمترین ابزارهای این تحول، نقشی اساسی در تکامل خدمات کتابخانهای ایفا کردهاند. پژوهش حاضر باهدف بررسی سیر تحول و تکامل نرمافزارهای کتابخانهای و تبیین چشمانداز آینده آنها انجام شد. این پژوهش با رویکرد تاریخی و به روش مرور روایتی و شواهد پژوهشی انجام شد و مطالعات داخلی و خارجی منتشرشده از دهه 1950 میلادی تاکنون موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. همچنین نمونههای شاخص نرمافزارهای کتابخانهای بهمنظور تبیین روند تحول و ویژگیهای آنها مطالعه شدند. یافتهها نشان دادند که نرمافزارهای کتابخانهای از سامانههای اولیه خودکارسازی و مدیریت دادههای کتابشناختی به سامانههای یکپارچه، نرمافزارهای مبتنی بر وب و سامانههای تعاملی تکامل یافتهاند و در نسل جدید به سمت پلتفرمهای خدمات کتابخانهای با قابلیت ارتباط و تعامل میان ذینفعان مختلف حرکت کردهاند. همچنین بررسی نرمافزارهای نسل جدید ازجمله دبلیو. ام. اس، آلما، فولیو، بلوکلاود، سییرا، اوپناسکایس و فولت، ویژگیها و ظرفیتهای این رویکرد نوین را آشکار ساخت. نتایج این پژوهش نشان داد که شناخت روند تاریخی تحول نرمافزارهای کتابخانهای میتواند در سیاستگذاری و برنامهریزی آینده کتابخانهها مؤثر باشد و توسعه نسل جدید خدمات کتابخانهای بر پایه فناوریهای پلتفرمی و ویژگیهایی همچون قابلیت سازگاری، پیچیدگی، آزمایشپذیری، مشاهدهپذیری و مزیت نسبی شکل خواهد گرفت. بر این اساس، پیشنهاد میشود شرکتهای توسعهدهنده نرمافزارهای کتابخانهای در ایران، قابلیتهای محصولات خود را با ویژگیهای نرمافزارهای نسل جدید تطبیق داده و مسیر تحول خدمات کتابخانهای را با مشارکت ذینفعان مختلف دنبال کنند.
بررسی مجموعه منابع دیجیتالی کتابخانههای دیجیتالی دانشگاههای دولتی شهر تهران
صفحه 77-103
https://doi.org/10.22054/jks.2022.67747.1502
مهدی علیپور حافظی، ساجده خیرآبادی، میترا صمیعی
چکیده هدف اصلی پژوهش شناسایی وضعیت موجود مجموعه منابع دیجیتالی کتابخانههای دیجیتالی دانشگاههای دولتی شهر تهران و ارائه راهکار جهت بهبود وضعیت آنها است. در این راستا منابع دیجیتالی کتابخانههای دیجیتالی ازنظر تنوع قالبها، فرمتها، بهروز بودن منابع اطلاعاتی و حوزههای موضوعی منابع اطلاعاتی مطالعه شد و همچنین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای مجموعه منابع دیجیتالی جامعه موردنظر شناسایی شد. پژوهش بر اساس معیار هدف در گروه پژوهشهای کاربردی و معیار زمان گردآوری دادهها در گروه پژوهشهای پیمایشی، بر اساس معیار ماهیت دادهها و مبنای پژوهش یک پژوهش کمی و معیار خصوصیات موضوع یا مسئلهپژوهش یک پژوهش همبستگی یا همخوانی، بر اساس معیار انواع پژوهش بر اساس نوع داده پژوهشی با دادههای دستاول و روش جمعآوری اطلاعات یک پژوهش میدانی با استفاده از تکنیک سیاهه وارسی و بر اساس معیار میزان ژرفایی یک پژوهش پهنانگر است. جامعه آماری، کلیه کتابخانههای دیجیتالی دانشگاههای دولتی سطح شهر تهران است. برای تدوین راهکارها و آگاهی از شرایط و تحلیل و ارزیابی وضعیت جامعه موردبررسی از ابزار سوات استفاده شده است و برای تجزیهوتحلیل دادهها نیز از نرمافزار آماری اس. پی. اس. اس و نرمافزار صفحه گسترده استفاده شده است. توزیع فراوانی نوع کتابخانه حاکی از آن است که 15 کتابخانه معادل 78.9 درصد دارای وابستگی سازمانی وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و 4 کتابخانه معادل 21.1 درصد دارای وابستگی سازمانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بودهاند. توزیع فراوانی قدمت کتابخانه در این پژوهش حاکی از آن است که 6 مورد از کتابخانهها معادل 31.6 درصد تازهتأسیس هستند. 50 درصد از کتابخانهها نوع قالب مورداستفاده در منابع اطلاعاتی خود را متن گزارش نمودهاند. 25.4 درصد از کتابخانهها نوع منبع دیجیتالی موجود خود را کتاب الکترونیکی گزارش نمودهاند. تمام کتابخانهها نیز فرمت منبع دیجیتالی خود را پی. دی. اف گزارش نمودهاند. نتایج بررسی وضعیت مجموعه منابع دیجیتالی کتابخانههای دیجیتالی دانشگاههای دولتی شهر تهران نشان داد؛ که در حال حاضر دانشگاههای دولتی شهر تهران بیشتر شبیه به کتابخانه الکترونیکی هستند و تا تبدیلشدن به کتابخانه دیجیتالی فاصله زیادی دارند.
شناسایی شاخص های اشاعه دانش با رویکرد تحول دیجیتال در کتابخانه های پژوهشی: یک مطالعه فراترکیب
صفحه 105-141
https://doi.org/10.22054/jks.2025.86764.1729
مریم راثی، زهره میرحسینی، فاطمه نوشین فرد
چکیده این مطالعه با هدف شناسایی مولفه های اشاعه دانش با رویکرد تحول دیجیتال در کتابخانه های مراکز پژوهشی علوم تغذیه و صنایع غذایی صورت گرفت و یک مطالعه کاربردی می باشد. رویکرد پژوهش حاضر کیفی بوده و با استفاده از روش های فراترکیب و دلفی صورت گرفته است. در مرحله اول از روش فراترکیب استفاده گردید که جمعا351 منبع مرتبط با موضوع پژوهش یافت شد و در نهایت 50 منبع مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از شناسایی مقوله ها به روش فراترکیب با روش دلفی و ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از 20 نفر از خبرگان موضوعی به اعتبار سنجی و ارائه شاخص های نهایی پرداخته شد. در این پژوهش با بررسی و دسته بندی کدهای توصیفی حاصل از متون، 75 مقوله فرعی شناسایی و با توجه به تشابه و قرابت معنایی در 29 مقوله اصلی و 9 بعد طبقه بندی گردید. نوآوری(ارزش) در این مطالعه شناسایی مولفه های اشاعه دانش با تلفیق رویکرد تحول دیجیتال است که می تواند درانواع کتابخانه ها نیز کاربرد داشته باشد. اشاعه دانش با تحول دیجیتال در کتابخانهها تنها با اتکا به فناوری محقق نمیشود، بلکه نیازمند ترکیبی از زیرساختهای قوی، نیروی انسانی ماهر، و کاربرمحور، فرهنگ غنی ، امنیت اطلاعات و مدیریت دانش یکپارچه و ارتباطات موثر است. کتابخانههایی که این راهکارها را به کار گیرند، میتوانند به عنوان قطبهای دانش دیجیتال درعصر اطلاعات و ارتباطات عمل کنند.
کلیدواژه ها: اشاعه دانش، اشاعه اطلاعات، انتقال دانش، تحول دیجیتال، شبکه های اجتماعی، کتابخانه های پژوهشی علوم و صنایع غذایی
خودسازماندهی در نظامهای اجتماعی با تاکید بر اینترنت و شبکههای اجتماعی مجازی
صفحه 143-166
https://doi.org/10.22054/jks.2022.68794.1520
محبوبه ربیعی، زویا آبام
چکیده خودسازماندهی به مفهوم توانایی سیستمهای بیولوژیکی، طبیعی و جامعه در تغییر ساختار خود توسط خودشان در طی روند تعامل شان با محیط و یکی از اصول مهم سیبرنتیک و مفهومی هستهای و مهم از علم سیستمهاست. خودسازماندهی گرچه ریشه در زیستشناسی و فیزیک دارد، اما نظامهای اجتماعی ، اینترنت و شبکههای اجتماعی مجازی را نیز به دلیل دارا بودن ویژگیهای نظامهای خودسازمانده( همچون پیچیدگی، پویایی، عدم تعادل، خودجوشی، میان کنش، بازآفرینی، خودمحافظتی، هم افزایی، بازخورد مثبت و منفی و. . . ) می توان خودسازمانده در نظر گرفت . جامعه را میتوان به عنوان نظامی خودآفرین و خودسازمانده توصیف کرد که قادر است با میان کنشها و تعاملات ساختاری و کنشگران اجتماعی و بر مبنای فعالیتهای خلاق انسان به بازتولید و سازماندهی خود بپردازد. اینترنت نیز به عنوان یک نظام فناورانه – اجتماعی ( متشکل از یک زیر سیستم فناورانه یا شبکهای متشکل از شبکههای رایانهای و زیر سیستم اجتماعی یا شبکهای متشکل از شبکههای ارتباطات اجتماعی) و شبکهای از شبکهها است که عامل انسانی در خودسازماندهی وب نقش اساسی ایفا میکند . مطالعه حاضر به شیوه مرور مفهومی و با هدف تبیین اصل خودسازماندهی در نظامهای اجتماعی بویژه اینترنت و شبکههای اجتماعی مجازی انجام شده است.
تاثیر فرهنگ سازمانی بر پنهان سازی دانش با نقش میان جی بی نزاکتی در محیط کار و طرد شدگی در محیط کار
صفحه 167-192
https://doi.org/10.22054/jks.2023.70348.1540
مجید ماهرانی برزانی، مهرداد صادقی ده چشمه، علی رشیدپور
چکیده هدف این پژوهش تعیین تاثیر فرهنگ سازمانی بر پنهان سازی دانش با نقش میان جی بی نزاکتی در محیط کار و طرد شدگی در محیط کار بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند، که تعداد آن ها 2255 نفر است، با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 660 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقهای متناسب با حجم هر طبقه نتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه استاندارد بی نزاکتی در محیط کار کورتینا و همکاران (2001)، پرسش نامه استاندارد فرهنگ سازمانی جاغرق و همکاران (2012)و پرسش نامه استاندارد پنهان سازی دانش کانلی و همکاران (2012)و پرسشنامه استاندارد طرد شدگی در محیط کار فریس و همکاران( 2008)بود که روایی پرسشنامه ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0 ، 88/0 ، 87 /0 و 90/0 برآورد شد نتایج پژوهش نشان داد که فرهنگ سازمانی با پنهان کردن دانش رابطه معناداری دارد و علاوه بر این، طرد شدگی در محیط کار و بی نزاکتی در محیط کار به عنوان میانجی کانال های مثبتی بین فرهنگ سازمانی و پنهان کردن دانش ایجاد می کنند.
تبیین رابطه بین مدیریت سایبرنتیک با اثربخشی سازمانی از دیدگاه معلمان هنرستانهای آموزشوپرورش
صفحه 193-209
https://doi.org/10.22054/jks.2022.68599.1517
مریم ابوطالبی، زهرا اباذری
چکیده این پژوهش با هدف تبیین رابطه بین مدیریت سایبرنتیک با اثربخشی معلمان هنرستانهای ناحیه 3 آموزشوپرورش شهر اصفهان به روش توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان ناحیه 3 آموزشوپرورش شهر اصفهان به تعداد 500 نفر است که حجم نمونه با استفاده جدول کرجسی - مورگان تعداد 217 نفر برآورد گردید. برای انتخاب نمونهها از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شده است. برای گردآوری دادههای موردنیاز پژوهش از پرسشنامه استاندارد بیرن بائوم (1988) و پرسشنامه اثربخشی پارسونز (1969) استفاده شده است. پایایی پرسشنامه هر یک از پرسشنامهها بر اساس ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 81/0 و 79/0 محاسبه شد. برای تعیین نرمال بودن توزیع دادهها از فرمول کولموگروف - اسمیرنف، برای تعیین پایایی ابزارهای گردآوری دادهها از ضریب آلفای کرونباخ و برای آزمون فرضیهها از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار آماری SPSS26 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان داد که از دیدگاه معلمان هنرستانهای شهر اصفهان بین مدیریت سایبرنتیک با اثربخشی به میزان 412/0 و با هر یک از مؤلفههای آن (نوآوری، تعهد سازمانی، رضایت شغلی و سلامت سازمانی) به ترتیب به میزان 428/0، 398/0، 527/0 و 417/0 رابطه مثبت وجود دارد.
تصمیمات سیاسی سازمانی و نوآوری در تعامل با پنهانسازی دانش
صفحه 211-231
https://doi.org/10.22054/jks.2023.74228.1583
مصطفی حیدری هراتمه
چکیده تصمیمات سیاسی سازمانی، رفتارهایی هستند که در شرح وظایف فرد پیشبینی نشدهاند و یک فرد میکوشد باتکیهبر آنها، بر دیگران نفوذ کرده و روی آنها تأثیر بگذارد. ازاینرو هدف پژوهش حاضر بررسی تصمیمات سیاسی سازمانی و نوآوری در تعامل با پنهانسازی دانش در نظر گرفته شد. در این راستا 184 استاد هیات علمی و حقالتدریس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نراق به صورت تمام شماری بهعنوان نمونه تعیین گردید. دادهها با استفاده از پرسشنامههای پنج گزینهایی لیکرت تصمیمات سیاسی سازمانی 12 گویهای کاجمار و فریس (1991)، پنهانسازی دانش سه گویهای سرنکو و بونتیس (2016)، نوآوری افراد 13 گویهالی ژوو و جورج (2001) و تعهد حرفهای 5 گویهای چانگ و چوی (2007)، جمعآوری و فرضیهها با استفاده از روش معادلات ساختاری و آزمون سوبل و با استفاده از نرمافزار آموس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد: تصمیمات سیاسی سازمانی میتواند تأثیر مستقیمی بر نوآوری افراد و همچنین تأثیر غیر مستقیم از طریق پنهانسازی دانش داشته باشد. علاوه بر این دریافت شد که رابطه مثبت بین تصمیمات سیاسی سازمانی و پنهانسازی دانش با تعهد حرفهای تعدیل شده است به این صورت که افراد با سطح بالایی از تعهد حرفهای، تمایل بیشتری دارند جهت دستیابی به اهداف شغلی خود حتی در یک محیطکاری سیاسی، کمتر درگیر تصمیمات پنهانسازی دانش شوند؛ بنابراین توصیه میشود مدیران سازمانهایی که در آنها نوآوری مهم است، محیط سیاسی کمتری را تشویق کنند و اشتراکگذاری دانش را تشویق و تعهد حرفهای آنها را افزایش دهند.
