نقشهیابی علمی حوزه هوش مصنوعی و رفتار اطلاعیابی: تحلیل روندها و خوشههای موضوعی در وب آو ساینس
صفحه 1-20
https://doi.org/10.22054/jks.2026.89953.1754
یگانه داستار، محمدرضا خرم آبادی آرانی، احمد شعبانی، فاطمه دارستانی فراهانی
چکیده هدف: تحلیل تولیدات علمی نمایه شدهی مرتبط با نقش هوش مصنوعی در تحول رفتار اطلاعیابی در پایگاه استنادی وب آو ساینس در این حوزه است.
روش: پژوهش حاضر از نوع مطالعات کاربردی و با رویکرد علمسنجی است. دادهها با استفاده از راهبرد جستجوی پیشرفته در پایگاه وب آو ساینس در بازه زمانی ۱۹۷۶ تا ۲۰۲۵ رکورد استخراج شدند. تحلیلها با بهرهگیری از نرمافزارهای اکسل و آر.استودیو و بیبلیومتریکس انجام گرفت.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد که حوزه «هوش مصنوعی در تحول رفتار اطلاعیابی» در سالهای اخیر رشد شتابانی داشته است؛ بهطوریکه بیش از ۳۹ درصد از ۱۹۰۲ رکورد استخراجشده از پایگاه مذکور متعلق به سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ است. ایالاتمتحده امریکا با ۳۹۲ مقاله بیشترین سهم را در تولید علم دارد و دانشگاه هاروارد (۳۳ مقاله) و نویسنده لیو (۹ مقاله) بهترتیب در رتبههای نخست مؤسسات و نویسندگان قرار دارند. تحلیل خوشهای کلیدواژهها هفت محور موضوعی را آشکار کرد که شامل سلامت دیجیتال، الگوریتمهای یادگیری ماشین، پردازش زبان طبیعی، هوش مصنوعی تولیدی، سیستمهای پیشنهاددهنده و بازیابی اطلاعات تخصصی میشود.
نتیجهگیری: حوزه مورد مطالعه یک زمینه میانرشتهای پویا است. در سالهای اخیر، لزوم بازنگری در مفاهیمی چون اعتماد، اخلاق و عدالت اطلاعاتی را پررنگتر کرده است. در این مسیر، حوزههای علوم انسانی بهتدریج جایگاه مؤثرتری در گفتمان این زمینه یافتهاند؛ با این حال، تداوم این روند و جلوگیری از گرایش به سمت سیستمهای صرفاً فنیمحور، مستلزم گسترش همکاریهای بینرشتهای عمیقتر، توجه به پیامدهای شناختی تعامل کاربران با هوش مصنوعی و توسعه چارچوبهای اخلاقی برای سیستمهای اطلاعیابی هوشمند است.
مدلسازی هستیشناسی دامنه در آرشیو دیجیتال مرکز اسناد انقلاب اسلامی: رویکرد ترکیبی تحلیل متن و بازاستفاده از هستیشناسیها
صفحه 21-40
https://doi.org/10.22054/jks.2025.88985.1746
نادر نقشینه، علیرضا انتهائی سرای، بهروز مینایی بیدگلی، علی شعبانی
چکیده چکیده
سازماندهی اطلاعات در آرشیوهای دیجیتال، بهویژه آرشیوهای تاریخی مانند مرکز اسناد انقلاب اسلامی ایران، با چالشهایی مانند ناکارآمدی نظامهای سنتی بازیابی اطلاعات مواجه است. این مرکز، با بیش از ۴.۵ میلیون برگ سند، ۳۱ هزار ساعت تاریخ شفاهی، و میلیونها عنوان خبری و مقاله، نیاز به رویکردهای نوین مانند هستیشناسی دامنه و گراف دانش دارد تا دسترسی معنایی به موجودیتهای کلیدی را بهبود بخشد. هدف این پژوهش، مدلسازی هستیشناسی دامنه برای آرشیو دیجیتال این مرکز با رویکرد ترکیبی تحلیل متن و بازاستفاده از هستیشناسیهای موجود است. روش پژوهش آمیخته است: از تحلیل متن به شکل نیمهخودکار و خودکار برای استخراج موجودیتها، طراحی مدل بر اساس اصول هستیشناسی و اعتبارسنجی یافتهها با تکنیک گروه اسمی استفاده شده است. یافتهها شامل ۵۳۵ رده است که پس از اعتبارسنجی با معیارهای 1) منطق سلسلهمراتبی، 2) صحت تاریخی/فرهنگی، 3) همترازی و معادلسازی و 4) کاملبودن و سادگی، ۴۵۷ رده تأیید، ۷۰ رده اضافه شده، ۵۳ رده در سلسله مراتب جابجا و ۱۹ رده حذف شدند. این هستیشناسی مبنایی را برای گراف دانش فراهم میکند، بازیابی معنایی را ارتقا میدهد، و پایهای منطقی برای سیستمهای هوش مصنوعی در مدیریت اسناد تاریخی ایران است. این پژوهش خلاء طراحی هستیشناسی کاربردی در تاریخ معاصر ایران را پر کرده و قابل توسعه برای دامنههای مشابه است.
شناسایی شبکه معنایی مدل کسبوکار متناسب شرایط بحرانی
صفحه 41-60
https://doi.org/10.22054/jks.2025.88480.1743
فرزاد کریمی، محسن محمدی حسنلوئی، محمد حسین آرمان
چکیده محیطهای پیچیده و ناپایدار امروزی مستلزم طراحی مدلهای کسبوکار متناسب با شرایط بحرانی است؛ مدل کسب و کار به عنوان منطق اصلی شرکت برای ایجاد و جذب ارزش درون یک شبکه ارزش است و عدم طراحی یک مدل مناسب، منجر به ناکامی سازمانها در دستیابی به اهداف آن میشود. این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد کلیدی مدل کسبوکار متناسب با شرایط بحرانی با استفاده از شبکه معنایی انجام شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، ترکیبی است و از تحلیل محتوای کمی و کیفی بهره میبرد. در این پژوهش 150 مقاله علمی منتشر شده در پایگاههای اسکوپوس، وب آف ساینس و جان وایلی در بازه زمانی 2020 تا 2025 بر اساس دستورالعمل PRISMAمورد بررسی قرار گرفته و پیشپردازش دو مرحلهای روی آنها انجام شد؛ تعاملات مفهومی بین اجزای مدل کسبوکار با بهرهگیری از نرمافزارهای نرمافزارهای VOSviewer و Gephi در قالب 37 اصطلاح کلیدی و هشت خوشه کلیدی شناسایی شدند. خوشههای «استراتژی و مدیریت بحران»، «نوآوری و انعطافپذیری»، «مدلهای مالی و درآمدی»، «ارتباط با مشتری و بازار»، «مدل کسب و کار»، «قابلیتهای کارآفرینی»، «منابع و ساختار سازمانی» و «اقدامات استراتژیک پیشگیرانه» به عنوان ابعاد کلیدی مدل کسبوکار متناسب شرایط بحرانی قابل تعریف هستند. از این بین مفاهیم «مدل کسبوکار»، «مدیریت بحران»، «نوآوری»، «تابآوری» و «انعطافپذیری» بهعنوان گرههای مرکزی و پراهمیت شناسایی شدند. تحلیل ساختار خوشهای نشان داد که خوشه مدل کسبوکار ارتباطات قویتری با سایر خوشهها دارد و خوشه نوآوری بیشترین پیوند دوجانبه را با خوشه قابلیتهای کارآفرینی برقرار میکند.
تحلیل و مصورسازی روند انتشارات علمی در زمینه مدیریت دادههای پژوهشی بالینی
صفحه 61-80
https://doi.org/10.22054/jks.2025.85246.1704
سمیرا اسماعیلی، محمد حسن عظیمی، سعید اسدی
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر تحلیل و مصورسازی روند انتشار تولیدات علمی در زمینه تحقیقاتی مدیریت دادههای پژوهشی بالینی است. این پژوهش با رویکرد علمسنجی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمام پژوهشهای انجام شده در مدیریت دادههای پژوهشی بالینی است که در بازۀ زمانی 1990 تا 2023 در پایگاه اسکوپوس و کلریویت آنالیتیکس نمایه شدهاند. همچنین ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش یادداشتبرداری و ابزار تجزیه و تحلیل دادهها، از نرم افزارهای سانتویپای، راورماتریس، وُس ویووِر، یوسینت و اکسل و پایتون استفاده شده است. تعداد مقالات کلریویت آنالیتیکس و اسکوپوس در بازۀ زمانی 1990 تا 2023 دارای رشدی چشمگیر بوده است. کشورهای ایالات متحده آمریکا، بریتانیا و آلمان به ترتیب رتبه یک تا سه را در تولیدات علمی مدیریت دادههای پژوهشی در حوزه بالینی را داشتهاند. روند انتشار تولیدات علمی حوزه مدیریت دادههای پژوهشی بالینی را میتوان مطلوب ارزیابی کرد. شناسایی کشورها و پژوهشگران پیشرو در حوزه مدیریت دادههای پژوهشی بالینی، میتواند الگویی را برای سیاستگذاری و برنامهریزی پژوهشهای مرتبط با این حوزه ارائه دهد.
بررسی تأثیر اشتراکدانش بر فراشناخت اعضای هیأت علمی با میانجیگری خلاقیت در دوران کووید- 19
صفحه 81-100
https://doi.org/10.22054/jks.2023.73444.1572
مجید فرهیان، فرشاد پرهامنیا
چکیده هدف از این پژوهش تأثیر اشتراکدانش بر فراشناخت اساتید آموزش زبان انگلیسی با میانجیگری خلاقیت در دوران کووید-19 بود. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل اعضای هیأت علمی آموزش زبان انگلیسی میباشد که در دانشگاههای دولتی و غیردولتی کشور مشغول به تدریس بودند. از مجموع 450 پرسشنامه ارسالی به ایمیل اساتید تعداد 300 نسخه از آنها عودت داده شد که از این تعداد 288 پرسشنامه بدون نقص انتخاب گردید. بنابراین حجم نمونه ای برابر با 288 نفر با توجه به شیوه نمونهگیری در دسترس در نظر گرفته شد. گردآوری دادهها با استفاده از سه پرسشنامه اشتراک دانش، پرسشنامه خلاقیت و پرسشنامه فراشناخت صورت گرفت. نتایج آزمون کرونباخ نشان داد پرسشنامه اشتراک دانش (793/0)، پرسشنامه خلاقیت (921/0)، و پرسشنامه فراشناخت (752/0) بدست آمد که نشان دهنده مطلوبیت آنان بود. جهت تحلیل دادهها از آمار توضیفی، رگرسیون چندگانه و با استقاده از تحلیل مسیر با کمک نرم افزار SPSS نسخه 23 و Amos نسخه 21 استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد متغیر مشارکت در نوشتن، ارتباطات سازمانی، روابط شخصی و فعالیت گروهی توانستند تغییرات مربوط به خلاقیت را تبیین کنند. در بین این متغیرها فقط مشارکت در نوشتن توانست تغییرات مربوط به فراشناخت را تبیین کنند. همچنین متغیر خلاقیت توانست تغییرات مربوط به فراشناخت را تبیین کند. نتایج کلی حاکی از آن داشت که اساتیدی که دارای تفکر اشتراک دانش هستند دارای خلاقیت بیشتری در امر تدریس خواهند بود و این خلاقیت آنها میتواند به رشد فراشناخت کمک کند.
مولفههای موثر بر بهبود کیفیت نظام خدمات اطلاع رسانی دانشجویی در میز خدمات اطلاع رسانی دانشگاههای دولتی کشور .
صفحه 101-120
https://doi.org/10.22054/jks.2025.84915.1701
غلامرضا جمعی، محمد رحیم رسولی آزاد، زهره میرحسینی، سعید غفاری
چکیده هدف: این مطالعه با هدف مولفههای موثر بر بهبود کیفیت نظام خدمات اطلاع رسانی دانشجویی در میز خدمات اطلاع رسانی دانشگاههای دولتی کشور انجام گرفت.
روششناسی: مطالعه حاضر از نظر فلسفی مبتنی بر الگوواره عملگرایی عملگرایی است که با رویکردی جز به کل، مولفهها انتخاب شده و در نهایت با مقایسه آنها، موثرترینها انتخاب شدهاند. از نظر هدف یک پژوهش کاربردی-توسعهای است. در راستای دستیابی به هدف، از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) استفاده شده است. جامعه مشارکتکنندگان در بخش کیفی، متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی و مدیران با سابقه دانشگاههای دولتی تهران بودهاند که به روش نمونهگیری نظری و هدفمند انتخاب شدند و با انجام 10 مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد. جامعه آماری بخش کمی شامل دانشجویان دانشگاههای دولتی تهران است که با فرمول کوکران حجم نمونه 384 نفر برآورد گردید. با روش نمونهگیری تصادفی ساده حجم نمونه مورد نیاز تامین شد. برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محققساخته استفاده شد. سازههای مدل آسیبشناسی میز خدمات با روش تحلیل کیفی مضمون در نرمافزار Maxqda 20 شناسایی شد و مدل نهایی با روش حداقل مربعات جزئی در نرمافزار Smart PLS 3 اعتبارسنجی گردید.
بررسی نظام مند مدل های ارزش گذاری داده در زنجیره خدمات اطلاعاتی و ارتباط آن با بهای تمام شده: یک مرور ساختاریافته با رویکرد PRISMA
صفحه 121-140
https://doi.org/10.22054/jks.2025.87488.1737
سعید اصغرزاده، فائزه اسکندری
چکیده در اقتصاد دیجیتال، دادهها به عنوان داراییهای استراتژیک در خلق ارزش اقتصادی نقش حیاتی دارند. این پژوهش با هدف تحلیل نظاممند ادبیات موجود برای شناسایی و طبقهبندی چارچوبها و مدلهای ارزشگذاری داده در خدمات اطلاعاتی و تبیین رابطه آنها با بهای تمامشده در صنایع مختلف، با بهکارگیری دستورالعمل PRISMA انجام شد. مطالعه حاضر از نوع نظری-تحلیلی و با روش کتابخانهای-اسنادی به رشته تحریر درآمده است. از ۱۳۸ مطالعه شناساییشده در پایگاههای علمی معتبر (۲۰۰۸-۲۰۲۵)، پس از اعمال فرآیند غربالگری، ۲۴ مقاله واجد شرایط برای استخراج و تحلیل یافتهها انتخاب شدند. یافتهها در پاسخ به سه سوال کلیدی، سه بعد اساسی ارزشگذاری داده را نشان میدهند: (۱) مالی (هزینه تولید و مبادله)، (۲) محتوایی (کیفیت و آنتروپی داده) و (۳) کاربردی (سودمندی عملیاتی). در میان مدلهای بررسیشده، مدلهای ترکیبی و مبتنی بر هوش مصنوعی به دلیل انعطافپذیری و قابلیت یادگیری، عملکرد برتری در تحلیل چندبعدی ارزش دادهها داشتند. بیش از ۷۵٪ مطالعات رابطه مثبت بین ارزش داده و هزینه خدمات اطلاعاتی را تأیید کردند. اگرچه روشهای اندازهگیری (بهویژه در محاسبه آنتروپی) متنوع هستند، کیفیت داده تأثیر معناداری بر ارزش آن دارد. چارچوب پیشنهادی متشکل از این سه بعد، میتواند مبنایی برای توسعه مدلهای ارزشگذاری در خدمات اطلاعاتی قرار گیرد. ناهمگونی موجود در روشها، نیاز به توسعه مدلهای غیرخطی و مطالعات تجربی آینده را برجسته میسازد. الگوهای شناساییشده، پایهای برای طراحی مدلهای ارزشگذاری در صنایع خاص و کلان اقتصادی هستند.
ارائه الگوی تسهیم دانش در نهاد کتابخانههای عمومی ایران
صفحه 141-160
https://doi.org/10.22054/jks.2024.79546.1647
زهرا کیان راد، سیف اله اندایش
چکیده چکیده
مقدمه: در عصر کنونی، اهمیت دانش و فعالیتهای دانش محور در هیچ سازمانی قابل انکار نیست. تمام سازمانها دارای حجم بزرگی از اطلاعات هستند، اما استفاده کارآمد از این اطلاعات نیازمند داشتن نیروهای انسانی مجرب و متخصص است. این نیروها باید قادر باشند با دادههای اطلاعاتی سازمان کار کنند و آنها را به صورت مؤثر به نفع سازمان بهرهبرداری کنند. هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبهبندی عوامل مؤثر بر تسهیم دانش در نهاد کتابخانههای عمومی کشور و ارائه الگوی پیادهسازی تسهیم دانش در آن سازمان است.
روششناسی: در این پژوهش، از یک رویکرد آمیخته استفاده شده است و از ابزارهای مختلف برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. این ابزارها شامل مطالعات کتابخانهای، مصاحبههای نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بودهاند. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران، کارکنان اداری و رؤسای شهرستانها در نهاد کتابخانههای عمومی کشور بوده است. نمونه پژوهش شامل 28 خبره انتخاب شده است و نمونهگیری به روش خوشهای صورت گرفته است.
یافتهها: نتایج فراترکیب منجر به شناسایی 92 کد، 13 شاخص و 4 بعد اصلی فناوری، فرهنگی، سازمانی، و فردی در پیادهسازی تسهیم دانش شد.
نتیجه: نتایج نشان داد که بعد فناوری بیشترین تأثیر و بعد فرهنگی کمترین تأثیر را در پیادهسازی تسهیم دانش در نهاد کتابخانههای عمومی کشور دارد. در نهایت الگوی پیادهسازی تسهیم دانش در 6 سطح، که شاخص فرایندهای عملکردی، شاخص فرایندهای داخلی، شاخص فرایندهای راهبردی، و شاخص حس تعلق سازمانی اطلاعات تأثیرگذارترین و شاخصهای فرایندهای کسب اطلاعات و فرایندهای انتقال دانش تاثیرپذیرترین بودند.
ترسیم نقشه علمی مقالات منتشر شده در حوزه دفاع مقدس
صفحه 161-180
https://doi.org/10.22054/jks.2025.86201.1720
علیرضا آبیاتی، محمدصادق جلالیراد، سید جواد رضائی
چکیده دفاع مقدس حماسهای ماندگار است که با تکیه بر ایمان، همبستگی ملی و رهبری امام خمینی(ره) در تاریخ این سرزمین به ثبت رسید. هدف اصلی پژوهش حاضر، ترسیم شبکه علمی مقالات مرتبط با حوزه دفاع مقدس است. این مطالعه با رویکرد علمسنجی و بهرهگیری از تحلیل همرخدادی واژگان و روش تحلیل شبکهای، به بررسی و تبیین پیوندهای مفهومی میان آثار پژوهشی این حوزه پرداخته است. جامعه آماری شامل مقالات منتشرشده در بازه زمانی ۱۳۷۰ تا ۱۴۰۲ در پایگاههای نورمگز، مگیران، سیویلیکا، اسآیدی و پرتال جامع علوم انسانی میباشد. یافتهها نشان داد پایگاه سیویلیکا بیشترین تعداد مقالات را منتشر کرده و سال ۱۴۰۱، نقطه اوج تولید علمی در این زمینه بوده است. الگوی رایج نگارش مقالات، همکاری دو نویسنده بوده و محمدرضا سروش پرکارترین نویسنده این حوزه است. از نظر رتبه علمی، بیشترین فراوانی به پژوهشگران مقطع کارشناسی ارشد تعلق دارد و دانشگاه آزاد اسلامی، دارای بیشترین پژوهشگر در این زمینه بوده است. نشریه طب جانباز بیشترین تعداد مقالات را به خود اختصاص داده و رشته روانشناسی، فعالترین حوزه علمی در این زمینه بوده است. همچنین مصطفی قانعی بهدلیل مرکزیت بینیت بالای خود، نقش محوری در انتقال اطلاعات شبکه داشته است. واژه «جانبازان» با داشتن بیشترین مرکزیت درجه محبوبترین کلیدواژه بوده و رشته روانشناسی و دانشگاه تهران، محبوبترین رشته و سازمان در شبکه علمی مقالات شناخته شدهاند. به طور کلی روند تولید مقالات علمی طی سالیان مختلف صعودی بوده است. همچنین تنوع رشتههای پژوهشگران نشان از این دارد که دفاع مقدس از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است
