موضوعات = مدیریت دانش
مدیریت دانش

تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد صادرات شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 اردیبهشت 1402

https://doi.org/10.22054/jks.2023.72179.1562

حسن فسائی، امیر ذاکری، یاسر سبحانی فرد

چکیده عملکرد صادراتی شرکت‌ها تحت تاثیر عوامل درونی و بیرونی مختلفی قرار دارد. برخی از عوامل درونی عبارتند از دانش بازارهای هدف و حضور در شبکه های بین‌المللی تولید که در زمره‌ی سرمایه دانشی شرکت‌ها قرار دارد. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر سرمایه فکری و اجزای تشکیل‌دهنده آن بر فروش صادراتی و فروش کل شرکت می‌باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی است. در این پژوهش برای تخمین سرمایه فکری از روش ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری (VAIC) و برای سنجش صادرات از نسبت فروش صادراتی به فروش کل بهره بردیم و همچنین برای بررسی تاثیر دو متغیر از تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده کردیم. جامعه آماری این پژوهش تمام شرکت‌های تولیدی حاضر در بورس اوراق بهادار تهران هستند که در طی 5 سال (98-94) فعال بوده‌اند (195 شرکت). نتایج حاصل بیانگر آن است که بین سرمایه فکری و درآمد حاصل از فروش صادراتی و همچنین فروش کل رابطه مثبتی وجود دارد. البته برخلاف انتظار اولیه، شواهدی مبنی بر موثر بودن سرمایه انسانی و ساختاری بر درآمد حاصل از فروش صادراتی و فروش کل یافت نشد. همچنین سرمایه فیزیکی بعنوان یکی از اجزای محاسبه ضریب ارزش افزوده فکری، بر درآمد حاصل از فروش صادراتی و فروش کل اثر مثبت دارد. این نتایج می‌تواند گویای این واقعیت باشد که هنوز در میان عمده شرکت‌های بورسی کشور، اجزای دانش‌محور سرمایه فکری مانند سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری در قیاس با سرمایه فیزیکی، جایگاه واقعی خود را در اثرگذاری بر عملکرد بین‌المللی پیدا نکرده‌اند.

مدیریت دانش

پیش بینی بالندگی سازمانی معلمان بر اساس سبک رهبری دانش محور ادراک شده: نقش واسطه ای اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آذر 1402

https://doi.org/10.22054/jks.2023.75314.1600

فاطمه متش بیرانوند، حمید رحیمی

چکیده هدف پژوهش حاضر، پیش بینی بالندگی سازمانی معلمان بر اساس سبک رهبری دانش محور ادراک شده با نقش واسطه ای اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی بود. نوع پژوهش، توصیفی همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه معلمان ابتدایی شهرستان خرم آباد به تعداد 1940 نفر بود که حجم نمونه براساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 352 نفر بدست آمد. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش چهار پرسشنامه رهبری دانش محور، بالندگی سازمانی، اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی در طیف پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه ها به صورت صوری و سازه تعیین شد. پایایی پرسشنامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای بالندگی سازمانی 95/0، رهبری دانش محور 91/0، اشتیاق شغلی 93/0 و نشاط سازمانی 90/0 بدست آمد. به منظور تحلیل داده های پژوهش از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 26 و ایموس گرافیک در سطح توصیفی و استنباطی استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین متغیر رهبری دانش محور (28/23) بالاتر از حد متوسط (18)، میانگین متغیر نشاط سازمانی (8/86) بالاتر از حد متوسط (69)، بالندگی سازمانی (63/68) بالاتر از حد متوسط 75 و اشتیاق شغلی معلمان (44/64) بالاتر از حد متوسط (51) است. اثرات کل رهبری دانش محور بر اشتیاق شغلی، نشاط سازمانی و بالندگی سازمانی، مثبت و معنادار و اثرات کل اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی بر بالندگی سازمانی، مثبت و معنادار بود و نقش میانجی اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی، در تاثیر رهبری دانش محور بر بالندگی سازمانی مثبت و معنادار شد.

مدیریت دانش

تأثیر تعهد و اعتماد بر تسهیم دانش و کاربرد دانش در سازمان (کارکنان نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 شهریور 1403

https://doi.org/10.22054/jks.2024.80357.1665

سیف اله اندایش

چکیده مقدمه: هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر تعهد و اعتماد بر تسهیم دانش و کاربرد دانش در بین کارکنان نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور می‌باشد.

روش‌شناسی: روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران، کارکنان اداری، رؤسای شهرستان‌ها در نهاد کتابخانه‌های ‌عمومی‌ کشور بوده و نمونه پژوهش شامل 218 نفر که به‌روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای حوزه تسهیم دانش از پرسشنامه‎‌ چای و همکاران (2007)، برای متغیر تعهد از پرسشنامه لید اوکوآک و ادراگو (2019)، برای متغیر اعتماد از پرسشنامه یاتگ و پنگ(2009)، و برای متغیر کاربرد دانش از پرسشنامه لید اوکوآک و ادراگو (2019) به کار گرفته شدند. برای بررسی نرمال بودن داده‌ها از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و برای ارزیابی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم‌افزار SPSS26 استفاده گردید. تحلیل داده‌ها با استفاده از شاخص‌های آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استباطی و روش مد‌ل‌سازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد اعتماد حرفه‌ای و تعهد عاطفی تاثیر مثبت و معنی‌داری بر متغیر تسهیم دانش دارند و تعهد مستمر و اعتماد شخصی بر تسهیم دانش تاثیری ندارند. متغیر تسهیم دانش دارای تاثیر مثبت و معنی‌داری بر کاربرد دانش دارد.

نتیجه: نتایج نشان داد تسهیم دانش در رابطه بین تعهد عاطفی و کاربرد دانش؛ اعتماد حرفه‌ای و کاربرد دانش به صورت متغیر میانجی عمل می‌نماید.

مدیریت دانش

بررسی تاثیر تسهیم دانش و هوش سازمانی بر کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی (مورد مطالعه: معلمان مدارس شهر گله دار)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 آذر 1403

https://doi.org/10.22054/jks.2024.80325.1662

محمد رزاقی، محسن خدامی، عبدالرزاق اسدی، محمد اسدی

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تسهیم دانش و هوش سازمانی بر کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی در بین معلمان مدارس شهر گله‌دار انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف و ماهیت،کاربردی و از لحاظ گردآوری داده‌ها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری می‌باشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان شهر گله‌دار در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 702 نفر بود. حجم نمونه با توجه به جامعه آماری و با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب و جدول مورگان 248 نفر در نظر گرفته ‌شد. برای گردآوری داده‌ها از پرسش‌نامه‌های استاندارد تسهیم دانش وانگ و همکاران (2008)، هوش سازمانی آلبرخت (2002)، رفتار شهروندی سازمانی ارگان (1998) و کارآفرینی سازمانی مارگارت هیل (2003) استفاده شد. روایی پرسش‌نامه‌ها، با روش‌های روایی صوری و محتوایی مورد تایید قرار گرفت و ضریب پایایی نیز با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 83/0،75/0، 88/0 و 72/0 برآورد شد. نتایج نشان داد که تسهیم دانش (73/0=β)، هوش سازمانی (85/0=β) و رفتار شهروندی سازمانی (55/0=β) بر کار آفرینی سازمانی تاثیر مستقیم، مثبت و معنی‌داری دارند. همچنین تسهیم دانش (47/0=β) و هوش سازمانی (39/0=β) بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیر مستقیم، مثبت و معنی‌داری دارند. تسهیم دانش و هوش سازمانی با میانجی‌گری رفتار شهروندی سازمانی تاثیر غیر‌مستقیم بر کارآفرینی سازمانی دارد.

مدیریت دانش

نقش کاربست دانش و ضد دانش در فرایند تأثیر حافظه سازمانی بر چابکی سازمانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 دی 1403

https://doi.org/10.22054/jks.2024.82038.1672

علی بیرانوند، محمدابراهیم سمیع، علی اکبر آقاجانی افروزی، سیدعلی قریشیان

چکیده پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی است که به روش توصیفی- پیمایشی به بررسی تأثیر حافظه سازمانی برچابکی سازمانی پرداخته است. در این پژوهش نقش میانجی متغیرهای ضد دانش و کاربست دانش مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش حداقل مربعات جزیی در نرم افزار Smart PLS استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری استان البرز(مراکز رشد و واحدهای فناور) در سال 1403 بودند. تعداد کل این افراد 178 نفر بود. حجم نمونه با کمک فرمول کوکران، 122 نفر محاسبه گردید. به منظور گردآوری داده‌های اولیه از پرسشنامه ‏‏کگررا-ناوارو و مارتلو-لندروگز(۲۰۲۰) استفاده شد. در این پرسشنامه ترکیبی برای اندازه‌گیری متغیر حافظه سازمانی از پرسشنامه‏‏ چو، چنگ، چنگ، و تسای(۲۰۰۷)، برای اندازه‌گیری متغیر چابکی سازمانی از پرسشنامه‏‏ لو و رامامرتحی(۲۰۱۱)، برای اندازه‌گیری متغیر ضد دانش از پرسشنامه‏‏ چاپمن و فرفولجا(۲۰۰۱) و برای اندازه‌گیری متغیر کاربست دانش از پرسشنامه‏‏ گلد، مالهوترا، و سگارس(۲۰۰۱) استفاده گردید.

مدیریت دانش

تأثیر مدیریت دانش مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی بر جذب کاربران در کتابخانه‌های عمومی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 تیر 1404

https://doi.org/10.22054/jks.2025.85685.1714

سعید غفاری

چکیده هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر اجرای مدیریت دانش مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی برجذب کاربران در کتابخانه‌های عمومی استان قم از طریق ارزیابی نقش تعاملات کاری، تجربه کاری کتابداران و فرآیند اطلاعات کاری است. در این راستا، شش فرضیه تدوین گردید که در آن تأثیر مستقیم مدیریت دانش مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی بر سه بُعد تعاملات کاری، تجربه کاری و فرآیند اطلاعات بررسی شد؛ همچنین تأثیر این سه متغیر بر راندمان سازمانی که به‌عنوان نماینده‌ای از جذب و حفظ کاربران تلقی می‌شود، مورد آزمون قرار گرفت. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری داده‌ها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری را کلیه کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان قم به تعداد 112 نفر تشکیل می‌دهند و نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی ساده و تعداد نمونه از فرمول کوکران محاسبه گردید. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌ اقتباس‌شده از تحقیق چاترجی و همکاران (2021) است. داده‌ها از طریق نرم‌افزار Smart PLS تحلیل و مدل معادلات ساختاری برای آزمون فرضیات استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد که مدیریت دانش مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی تأثیر معناداری بر تعاملات کاری، تجربه کاری و فرآیند اطلاعات کاری دارد. همچنین از میان متغیرهای میانجی، تنها تعاملات کاری تأثیر مثبت و معناداری بر راندمان سازمانی دارد. نتایج این تحقیق نشان‌دهنده اهمیت پیاده‌سازی هوش مصنوعی در نظام‌های مدیریت دانش برای ارتقای تعاملات کاری و درنهایت بهبود عملکرد سازمانی در کتابخانه‌های عمومی است.

مدیریت دانش

نقش سرمایه اجتماعی ساختاری و رابطه‌ای در مدیریت دانش سازمانی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 تیر 1404

https://doi.org/10.22054/jks.2025.85289.1705

زهره شرعی، مهرداد نصرتی

چکیده سازمان‌ها می‌توانند از دانش برای بهره‌گیری از اطلاعات خود با استفاده از عناصر ارزش‌افزوده انسانی مانند چشم‌انداز، کارآفرینی و تجربیات استفاده کنند. در این میان، سرمایه اجتماعی به عنوان عاملی کلیدی در پیاده‌سازی و مدیریت مؤثر فرآیندهای دانش شناخته می‌شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی رابطه‌ای و ساختاری بر انتقال و تسهیم دانش از طریق فرآیند مدیریت دانش است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل 175 نفر از پرسنل بیمارستان ثامن الائمه گلوگاه است که در زمان توزیع پرسشنامه مشغول به کار بودند. با استفاده از جدول مورگان، حجم نمونه 120 نفر تعیین شد و پرسشنامه‌ها به صورت تصادفی توزیع و جمع‌آوری شدند. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه با طیف پنج گزینه‌ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه با تأیید کارشناسان و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. فرضیه‌های پژوهش با استفاده از روش معادلات ساختاری در نرم‌افزار PLS آزمون شده و برازش مدل مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که سرمایه اجتماعی رابطه‌ای و ساختاری تأثیر مثبت و معناداری بر تسهیم و انتقال دانش دارند. همچنین، فرآیند مدیریت دانش به عنوان میانجی در این روابط عمل می‌کند. این نتایج بر اهمیت سرمایه اجتماعی در تقویت مدیریت دانش و بهبود انتقال و تسهیم دانش تأکید دارد. در نهایت، این پژوهش نشان می‌دهد که سازمان‌ها با تقویت سرمایه اجتماعی، به‌ویژه در ابعاد ساختاری و رابطه‌ای، می‌توانند فرآیندهای مدیریت دانش خود را بهبود بخشیده و بهره‌وری و نوآوری را افزایش دهند.

مدیریت دانش

تحلیل تأثیر مشارکت دانشکاران بر بهبود عملکرد شرکت‌های دانش‌بنیان فعّال در حوزۀ فناوری اطلاعات

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 آذر 1404

https://doi.org/10.22054/jks.2025.85765.1716

سپهر خیبری، سید عبدالله صالح نژاد

چکیده با توجه به اهمیت مشارکت دانشکاران در تقویت نوآوری و بهره‌وری سازمان‌های دانش‌بنیان، این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر مشارکت دانشکاران بر عملکرد سازمانی در شرکت‌های دانش‌بنیان فعّال در حوزۀ فناوری اطلاعات انجام شد. این مطالعه به روش توصیفی–پیمایشی اجرا گردیده است. جامعۀ آماری شامل کارکنان 18 شرکت دانش‌بنیان در شهر تهران بود که از میان آن‌ها، نمونه‌ای به حجم 210 نفر با روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی انتخاب شد. داده‌ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد "مشارکت کارکنان و "عملکرد سازمانی" بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن گردآوری شدند. روایی ابزار با نظر خبرگان تأیید و پایایی آن نیز مطلوب ارزیابی شد و داده‌ها با مدل‌سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند. یافته‌ها نشان دادند که مشارکت دانشکاران تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری، کارایی عملیاتی و رضایت مشتریان در شرکت‌های دانش‌بنیان داشته است و این تأثیر در سازمان‌هایی با ساختار غیرمتمرکز قوی‌تر بوده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که توسعه سازوکارهای مشارکتی و تقویت فضای تصمیم‌گیری جمعی می‌تواند به ارتقای نوآوری، بهبود بهره‌وری و افزایش رضایت مشتریان در شرکت‌های دانش‌بنیان حوزۀ فناوری اطلاعات منجر شود.

مدیریت دانش

نقش کتابداران کتابخانه‌های عمومی و متخصصان در مستندسازی و بازیابی دانش بومی زعفران: یک مطالعه کیفی در خراسان جنوبی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 خرداد 1405

https://doi.org/10.22054/jks.2026.92734.1773

لیلی سیفی، افسانه حفاظی، محسن آیتی

چکیده هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش کتابداران کتابخانه‌های عمومی و متخصصان جهاد کشاورزی در مستندسازی و بازیابی دانش بومی زعفران در خراسان جنوبی، ایران انجام شده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های غیر‌ساختاریافته با کتابداران کتابخانه‌های عمومی (20 نفر) و متخصصان جهاد کشاورزی (10 نفر) در خراسان جنوبی و با استفاده از نمونه‌گیری هدفمند گردآوری شد. مصاحبه‌ها بر شیوه‌های مستندسازی دانش بومی، سازوکارهای بازیابی، چالش‌های موجود و راهکارهای پیشنهادی تمرکز داشتند. داده‌ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافته ها: یافته‌ها نشان داد که دانش بومی زعفران عمدتاً از طریق روایت‌های شفاهی، مصاحبه با کشاورزان باتجربه، مستندسازی چندرسانه‌ای، منابع مکتوب و آرشیوهای محلی مستندسازی می‌شود. شیوه‌های بازیابی دانش شامل مخازن دیجیتال، نظام‌های اطلاعاتی، سازماندهی فراداده‌ها، کتابخانه‌های دیجیتال و میانجی‌گری اطلاعاتی بود. همچنین، پژوهش چالش‌های متعددی از جمله ضعف زیرساخت‌های فناورانه، محدودیت همکاری‌های نهادی، نبود مشارکت کافی و نابودی تدریجی دانش بومی به دلیل سالخوردگی دارندگان دانش را شناسایی کرد.
نوآوری/ارزش: این پژوهش با تمرکز ویژه بر دانش بومی زعفران در خراسان جنوبی، به ادبیات محدود مدیریت دانش بومی کشاورزی در ایران کمک می‌کند. همچنین، نقش مشارکتی کتابداران و متخصصان جهاد کشاورزی را در حفاظت، سازماندهی و بازیابی دانش بومی کشاورزی برجسته می‌سازد.
نتیجه‌گیری: پژوهش حاضر نتیجه‌گیری می‌کند که حفاظت و بازیابی پایدار دانش بومی زعفران مستلزم همکاری یکپارچه میان کتابخانه‌ها، نهادهای کشاورزی، جوامع محلی و نظام‌های اطلاعاتی دیجیتال است.

مدیریت دانش

بررسی تأثیر اشتراک‌دانش بر فراشناخت اعضای هیأت علمی با میانجی‌گری خلاقیت در دوران کووید- 19

دوره 13، شماره 47، تابستان 1405، صفحه 81-100

https://doi.org/10.22054/jks.2023.73444.1572

مجید فرهیان، فرشاد پرهام‌نیا

چکیده هدف از این پژوهش تأثیر اشتراک‌دانش بر فراشناخت اساتید آموزش زبان انگلیسی با میانجی‌گری خلاقیت در دوران کووید-19 بود. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل اعضای هیأت علمی آموزش زبان انگلیسی می‌باشد که در دانشگاه‌های دولتی و غیردولتی کشور مشغول به تدریس بودند. از مجموع 450 پرسشنامه ارسالی به ایمیل اساتید تعداد 300 نسخه از آنها عودت داده شد که از این تعداد 288 پرسشنامه بدون نقص انتخاب گردید. بنابراین حجم نمونه ای برابر با 288 نفر با توجه به شیوه نمونه‌گیری در دسترس در نظر گرفته شد. گردآوری داده‌ها با استفاده از سه پرسشنامه اشتراک دانش، پرسشنامه خلاقیت و پرسشنامه فراشناخت صورت گرفت. نتایج آزمون کرونباخ نشان داد پرسشنامه اشتراک دانش (793/0)، پرسشنامه خلاقیت (921/0)، و پرسشنامه فراشناخت (752/0) بدست آمد که نشان دهنده مطلوبیت آنان بود. جهت تحلیل داده‌ها از آمار توضیفی، رگرسیون چندگانه و با استقاده از تحلیل مسیر با کمک نرم افزار SPSS نسخه 23 و Amos نسخه 21 استفاده شد. یافته‌های پژوهش نشان داد متغیر مشارکت در نوشتن، ارتباطات سازمانی، روابط شخصی و فعالیت گروهی توانستند تغییرات مربوط به خلاقیت را تبیین کنند. در بین این متغیرها فقط مشارکت در نوشتن توانست تغییرات مربوط به فراشناخت را تبیین کنند. همچنین متغیر خلاقیت توانست تغییرات مربوط به فراشناخت را تبیین کند. نتایج کلی حاکی از آن داشت که اساتیدی که دارای تفکر اشتراک دانش هستند دارای خلاقیت بیشتری در امر تدریس خواهند بود و این خلاقیت آن‌ها می‌تواند به رشد فراشناخت کمک کند.

مدیریت دانش

ارائه الگوی تسهیم دانش در نهاد کتابخانه‌های عمومی ایران

دوره 13، شماره 47، تابستان 1405، صفحه 141-160

https://doi.org/10.22054/jks.2024.79546.1647

زهرا کیان راد، سیف اله اندایش

چکیده چکیده

مقدمه: در عصر کنونی، اهمیت دانش و فعالیت‌های دانش محور در هیچ سازمانی قابل انکار نیست. تمام سازمان‌ها دارای حجم بزرگی از اطلاعات هستند، اما استفاده کارآمد از این اطلاعات نیازمند داشتن نیروهای انسانی مجرب و متخصص است. این نیروها باید قادر باشند با داده‌های اطلاعاتی سازمان کار کنند و آنها را به صورت مؤثر به نفع سازمان بهره‌برداری کنند. هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر تسهیم دانش در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و ارائه الگوی پیاده‌سازی تسهیم دانش در آن سازمان است.

روش‌شناسی: در این پژوهش، از یک رویکرد آمیخته استفاده شده است و از ابزارهای مختلف برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. این ابزارها شامل مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بوده‌اند. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران، کارکنان اداری و رؤسای شهرستان‌ها در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور بوده است. نمونه پژوهش شامل 28 خبره انتخاب شده است و نمونه‌گیری به روش خوشه‌ای صورت گرفته است.

یافته‌ها: نتایج فراترکیب منجر به شناسایی 92 کد، 13 شاخص و 4 بعد اصلی فناوری، فرهنگی، سازمانی، و فردی در پیاده‌سازی تسهیم دانش شد.

نتیجه: نتایج نشان داد که بعد فناوری بیشترین تأثیر و بعد فرهنگی کمترین تأثیر را در پیاده‌سازی تسهیم دانش در نهاد کتابخانه‌های ‌عمومی ‌کشور دارد. در ‌نهایت الگوی پیاده‌سازی تسهیم دانش در 6 سطح، که شاخص فرایندهای عملکردی، شاخص فرایندهای داخلی، شاخص فرایندهای راهبردی، و شاخص حس تعلق سازمانی اطلاعات تأثیرگذارترین و شاخص‌های فرایندهای کسب اطلاعات و فرایندهای انتقال دانش تاثیرپذیرترین بودند.

مدیریت دانش

تاثیر فرهنگ سازمانی بر پنهان سازی دانش با نقش میان جی بی نزاکتی در محیط کار و طرد شدگی در محیط کار

دوره 13، شماره 46، بهار 1405، صفحه 167-192

https://doi.org/10.22054/jks.2023.70348.1540

مجید ماهرانی برزانی، مهرداد صادقی ده چشمه، علی رشیدپور

چکیده هدف این پژوهش تعیین تاثیر فرهنگ سازمانی بر پنهان سازی دانش با نقش میان جی بی نزاکتی در محیط کار و طرد شدگی در محیط کار بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارکنان دانشگاه های استان چهارمحال و بختیاری بودند، که تعداد آن ها 2255 نفر است، با توجه به حجم هر منطقه با استفاده از فرمول کوکران 660 نفر حجم نمونه انتخاب گردید و افراد نمونه با استفاده از روش نمونه گیری طبقه‌ای متناسب با حجم هر طبقه نتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه استاندارد بی نزاکتی در محیط کار کورتینا و همکاران (2001)، پرسش نامه استاندارد فرهنگ سازمانی جاغرق و همکاران (2012)و پرسش نامه استاندارد پنهان سازی دانش کانلی و همکاران (2012)و پرسشنامه استاندارد طرد شدگی در محیط کار فریس و همکاران( 2008)بود که روایی پرسشنامه ها بر اساس روایی محتوایی، صوری و سازه مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 89/0 ، 88/0 ، 87 /0 و 90/0 برآورد شد نتایج پژوهش نشان داد که فرهنگ سازمانی با پنهان کردن دانش رابطه معناداری دارد و علاوه بر این، طرد شدگی در محیط کار و بی نزاکتی در محیط کار به عنوان میانجی کانال های مثبتی بین فرهنگ سازمانی و پنهان کردن دانش ایجاد می کنند.

مدیریت دانش

تأثیر رهبری تحول‌گرا بر گشودگی برای تغییر از طریق نوآوری و یادگیری سازمانی

دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 201-226

https://doi.org/10.22054/jks.2022.63861.1473

عباس قائدامینی هارونی، مهرداد صادقی، زهرا صادقی ده چشمه، غلام رضا مالکی فارسانی

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر رهبری تحول‌گرا بر گشودگی برای تغییر از طریق نوآوری و یادگیری سازمانی بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه اعضای هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان به تعداد 380 نفر تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 180 نفر به‌عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری طبقه متناسب با حجم انتخاب شدند ابزار پژوهش پرسش‌نامه رهبری تحول‌گرا باس و آولیو (2000) و پرسش‌نامه گشودگی برای تغییر میلر و همکاران (2009) و پرسش‌نامه نوآوری سازمانی اسماعیل و همکاران (2002) و پرسش‌نامه یادگیری سازمانی فام و اسوایرسزک (2006) بودند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری تحول‌گرا از طریق یادگیری سازمانی بر گشودگی برای تغییر تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 45/0 است و از طریق نوآوری سازمانی بر گشودگی برای تغییر تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 44/0 است و همچنین رهبری تحول‌گرا بر گشودگی برای تغییر تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 66/0 است.

مدیریت دانش

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش در سازمان‌ها

دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 227-265

https://doi.org/10.22054/jks.2026.91481.1764

رضا ملکی، مهدی علیپور حافظی، سحر یاقوتی پیله رود

چکیده  فرهنگ دانش مهم‏ترین پیشران اجرای مدیریت دانش در سازمان است. عواملی متعددی بر این فرهنگ تأثیرگذار هستند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‏‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش در سازمان‏‌ها انجام شده است. روش: پژوهش حاضر کاربردی است و با رویکرد کیفی اجرا شده است. برای شناسایی و اولویت‏‏بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش، از روش فرا ترکیب و رویکرد هفت مرحله‏‏ای بارسو و ساندلوسکی استفاده شده است. پس از تعیین پرسش‏ها، پایگاه‏‏های اطلاعات علمی فارسی و انگلیسی بـا استفاده از واژگان و اصطلاحات کلیدی جست‏وجو و پژوهش‏های این حوزه شناسایی و استخراج شدند. در مرحله دوم بر اساس ارتباط عنوان پژوهش با واژگان کلیدی و در مرحله سوم با مطالعه چکیده، 95 پژوهش شامل 82 مقاله (23 انگلیسی و 59 فارسی) و 13 پایان‏نامه انتخاب شدند. پس از مطالعه محتوای این پژوهش‌‏ها، درنهایت 24 پژوهش شامل 16 مقاله (4 انگلیسی و 12 فارسی) و 8 پایان‏نامه کاملاً مرتبط با موضوع پژوهش استخراج شد و طی مراحل بعدی فراترکیب، عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش در سازمان شناسایی شدند. در گام بعد، این عوامل برحسب شاخص‏های فراوانی، روزآمدی و ارتباط با فرهنگ دانش، امتیازدهی و اولویت‌‏بندی شدند. یافته‌‏ها: بر اساس یافته‏‌ها 47 عامل تأثیرگذار بر فرهنگ دانش شناسایی شده‌‏اند، از میان این عوامل، 11 عامل به ترتیب امتیاز به‌‏عنوان عوامل مؤثرتر بر فرهنگ دانش شناسایی و اولویت‏‌بندی شدند. این عوامل به ترتیب اولویت شامل: پاداش؛ حمایتگری؛ اعتماد؛ آموزش، یادگیری و توانمندسازی؛ خلاقیت و نوآوری؛ ارتباطات؛ رقابت‏‏‌پذیری؛ ثبات؛ جهت‌‏‏گیری عملکرد؛ رهبری و فناوری اطلاعات و ارتباطات است. نتیجه‏گیری: شناسایی و اولویت‌‏بندی 11 عامل که بیشترین تأثیر را بر فرهنگ دانش سازمان‏‌ها دارند، به سازمان‌‏ها در بررسی و شناخت وضعیت فرهنگ دانش خود و ارتقای آن کمک مؤثری می‏کند.

مدیریت دانش

ارائه طرح پیاده‌سازی مدیریت دانش با استفاده از فناوری بلاک‌چین (مطالعه موردی: جهاد دانشگاهی)

دوره 12، شماره 44، پاییز 1404، صفحه 35-68

https://doi.org/10.22054/jks.2024.79806.1654

امیرعباس محبیان، منصور اسماعیل پور، بهروز بیات، مهرداد محمدزاده علمداری، علیرضا اسفندیاری مقدم

چکیده دانش تولیدشده در سازمان‏ها در حال افزایش است و آن‏ها را وادار به استفاده از راهبردهای جدید برای ذخیره‏سازی دانش می‏کند. بلاک‌چین یک فناوری غیرمتمرکز جدید است که به‌طور بالقوه می-تواند مدیریت دانش را بهبود بخشد. با عنایت به این‏که جهاددانشگاهی با قریب به 7200 نفر کارکنان هیئت‌علمی و غیر هیئت‌علمی یک سازمان دانشی است و با توجه ‌به ماهیت آن شاید بیش از سازمان‏های دیگر حفظ و نگهداری دانش در آن اهمیت داشته باشد به همین منظور طرحی پیشنهادی به مدیران ارشد این نهاد ارائه گردید تا با استفاده از به‏روزترین فناوری‏ها این مهم را پیاده‌سازی نمایند. به‌همین‎جهت هدف از این پژوهش ارزیابی وضعیت جهاددانشگاهی برای استقرار مدیریت دانش و سپس ارائه طرحی پیشنهادی جهت پیاده‌سازی آن با استفاده از فناوری بلاک‌چین است. در مطالعه حاضر، با استفاده از جدول مورگان 367 نفر به‌عنوان جامعه نمونه که ترکیبی از مدیران و کارشناسان هیئت‌علمی و غیر هیئت‌علمی انتخاب و با مدل توصیفی به بررسی وضعیت جهاددانشگاهی درزمینۀ فرهنگ‌سازمانی، فناوری اطلاعات، ساختار سازمانی و منابع انسانی می‌پردازد تا الگویی مناسب برای مدیریت دانش ایجاد کند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‏ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. با عنایت به نتایج آزمون t با درجه آزادی 319 و فاصله اطمینان 05/0 و میانگین نظری 5/3 یافته‏های پژوهش حاکی از آن است که وضعیت منابع انسانی مناسب و وضعیت ساختار و فرهنگ‌سازمانی و فناوری اطلاعات متوسط برای کاربرد مدیریت دانش است. درنهایت بر اساس نتایج پژوهش، طرحی پیشنهادی جهت پیاده‌سازی مدیریت دانش با استفاده از فناوری بلاک‌چین ارائه شد.

مدیریت دانش

بررسی تأثیر فرهنگ بین‌نسلی سازمان بر نوآوری با نقش واسطه‌ای تسهیم دانش (مطالعه موردی: کارکنان دانشگاه شیراز)

دوره 12، شماره 44، پاییز 1404، صفحه 69-96

https://doi.org/10.22054/jks.2024.78074.1640

صالح طالبی کلیشمی، قدرت الله محمدی، محمد رزاقی

چکیده هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر فرهنگ بین‌نسلی سازمان بر نوآوری با نقش واسطه‌ای تسهیم دانش در بین کارکنان دانشگاه شیراز بود. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان دانشگاه شیراز به تعداد 700 نفر بود که با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی ساده، 248 نفر انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش‌نامه فرهنگ بین‌نسلی کینگ و برانت (2017)، تسهیم دانش ون دن هوف و دی رایدر (2004) و رفتار نوآورانه هولمن و همکاران (2012) بود. روایی محتوایی پرسش‌نامه‌ها مورد تائید صاحب‌نظران قرار گرفت و پایایی پرسش‌نامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 91/0، 81/0 و 84/0 برآورد شد. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مشتمل بر ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که وجود فرهنگ سازنده بین‌نسلی، تأثیر مثبت و معناداری بر رشد رفتار تسهیم دانش دارد. به‌علاوه، رفتار تسهیم دانش نیز تأثیر مثبت و معناداری بر رشد نوآوری کارکنان دارد. همچنین، فرهنگ بین نسلی در دانشگاه تأثیر مثبت اما غیرمعنادار بر نوآوری کارکنان دارد؛ بنابراین، فرهنگ بین‌نسلی در دانشگاه به‌واسطه رفتار تسهیم دانش، می‌تواند نوآوری کارکنان را تحت تأثیر قرار دهد.

مدیریت دانش

ارائه چارچوب برای شناسایی تحلیل عوامل مؤثر بر موفقیت‌های کسب‌وکارهای دانش‌بنیان با تمرکز بر فرایندهای مدیریت دانش

دوره 12، شماره 44، پاییز 1404، صفحه 97-139

https://doi.org/10.22054/jks.2025.83177.1682

رضا کریمی، راحیل کریمیان

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب برای شناسایی تحلیل عوامل مؤثر بر موفقیت‌های کسب‌وکارهای دانش‌بنیان با تمرکز بر فرایندهای مدیریت دانش است. پژوهش حاضر ازنظر روش کمی و به لحاظ هدف کاربردی است. در پژوهش حاضر از روش دلفی فازی و مارکوس برای تحلیل‌ داده‌ها، استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر متشکل از متخصصان درزمینة مدیریت دانش، اقتصاد و حوزه کسب‌وکار دانش‌بنیان است؛ و 13 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده در این مطالعه، مصاحبه و پرسش‌نامه (پرسش‌نامه خبره‌سنجی و پرسش‌نامه روش مارکوس) هستند. عوامل از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان مدیریت دانش، 43 عامل شناسایی شد که بعد از غربال دلفی فازی به 27 مؤلفه نهایی رسید؛ و غربال شاخص‌های استخراجی با توزیع پرسش‌نامه‌های خبره‌سنجی و برای غربال عوامل از روش دلفی فازی استفاده شد. نتایج نشان داد که هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی مشخص، نه‌تنها مسیر و جهت‌گیری کسب‌وکارها را تعیین بلکه به ایجاد تمرکز و انگیزه در گروه‌ها مؤثر است و سیاست‌گذاری، حکمرانی تعریف ساختارها و فرایندهای لازم برای مدیریت دانش سبب بهبود ارتباطات داخلی و تعامل با ذی‌نفعان می‌شود. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی مثبت و حمایتی، زمینه‌ساز اشتراک و تبادل دانش است و اعضای گروه در محیطی امن و خلاقانه به فعالیت می‌پردازند. فرهنگ نوآوری و خلاقیت نیز به تحریک ایده‌های جدید و ایجاد فضای مناسب برای آزمون‌وخطا است و درنهایت، هم‌افزایی بین این عوامل به ایجاد یک اکوسیستم دانش‌بنیان تبدیل می‌شود که در آن نوآوری، همکاری و یادگیری مداوم محور فعالیت‌ها است.

مدیریت دانش

کاربرد شبکه‌های عصبی مصنوعی در پیش‌بینی میزان موفقیت نگهداشت و توسعه دانش منابع انسانی

دوره 12، شماره 43، تابستان 1404، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22054/jks.2025.82244.1673

محمد علی سیاه سرانی کجوری، محمودرضا چراغعلی

چکیده در عصر اطلاعات، دانش مهم‌ترین و باارزش‌ترین سرمایه هر سازمانی به شمار می‌رود. این پژوهش، بر اساس هدف از نوع پژوهش‏‌های کاربردی است که با استفاده از روش پیمایشی و رویکرد تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری مدیران، اعضای هیئت‌علمی و یاوران علمی دانشگاه گلستان در سال 1403 بودند که با توجه به محدود بودن جامعه پژوهش از جدول مورگان استفاده شد که حجم نمونه موردنیاز برای پژوهش حاضر با توجه به جامعه آماری 365 نفری، 187 به دست آمد که بر همین مبنا تعداد 190 پرسش‌نامه و با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی گردآوری شد. به‌منظور سنجش پایایی ابزار پژوهش از آلفای کرونباخ و به‌منظور بررسی روایی پرسش‌نامه نیز از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم استفاده شد. یافته‌ها نشان داد در موانع نگهداشت و توسعه دانش منابع انسانی، سه عامل فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و مدیریت وضعیت پایین‌تر از حد متوسط و دو عامل فناوری اطلاعات و منابع انسانی با اختلاف ناچیزی بالاتر از حد متوسط قرار دارند، همچنین به‌کارگیری شبکه‌های عصبی مصنوعی به‌منظور پیش‌بینی میزان نگهداشت و توسعه دانش منابع انسانی نشان داد مدل پژوهش حاضر با تعداد سه نورون در لایه پنهان، به بالاترین میزان دقت پیش‌بینی یعنی 893/0 خواهد رسید و ابعاد پاداش، پشتیبانی و تسهیم دانش به ترتیب بالاترین نقش را در میزان قدرت پیش‌بینی‌کنندگی مدل دارند. نتایج نشان داد شاخص‌های زیرساختی مدیریت دانش در دانشگاه گلستان به‌ویژه در سه عامل فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و مدیریت نیازمند توجه و اقدام فوری است.

مدیریت دانش

تأثیر فراموشی سازمانیِ هدفمند بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی سرمایه انسانی (موردمطالعه: وزارت ورزش و جوانان)

دوره 12، شماره 43، تابستان 1404، صفحه 151-174

https://doi.org/10.22054/jks.2022.60240.1431

زینب مندعلی زاده، صدف نقش جواهری

چکیده هدف مقاله حاضر، تأثیر فراموشی سازمانی هدفمند بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی سرمایه انسانی در وزارت ورزش و جوانان بود. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی از نوع کاربردی بود. جامعه آماری، تمامی کارکنان وزارت ورزش و جوانان بود که 213 نفر به‌عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شدند. روش نمونه‌گیری، تصادفی ساده بود. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسش‌نامه‌های استاندارد بود. ضریب آلفای کرونباخ پرسش‌نامه‌ها بالاتر از 7/0 بود. نتایج پژوهش نشان داد که فراموش سازمانی هدفمند بر سرمایه انسانی و نیز ظرفیت جذب دانش تأثیر مثبت و معناداری دارد و سرمایه انسانی بر ظرفیت جذب دانش تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، فراموش سازمانی هدفمند بر ظرفیت جذب دانش با نقش میانجی سرمایه انسانی تأثیر معناداری دارد. جذب دانش، تحت تأثیر رهایی از دانش غیرمفید سازمانی و ایجاد تغییر و تحول به‌واسطه افزایش توانایی‌ها و مهارت‌های فردی کارکنان صورت می‌پذیرد.

مدیریت دانش

مروری بر فرایند مدیریت دانش در جوامع دانشگاهی و کتابخانه‌ها

دوره 12، شماره 43، تابستان 1404، صفحه 243-267

https://doi.org/10.22054/jks.2021.60162.1429

لاله فروتن راد، عصمت مومنی

چکیده مدیریت دانش به‌عنوان یکی از دستاوردهای عصر دانش و اطلاعات، با ورود به قلمرو علوم مختلف، جایگاه خود را مستحکم نموده است. امروزه سازمان‌های موفق با در اختیار گرفتن ابزارهای لازم با رویکرد مدیریت دانش، فرصت‌های مناسبی برای بهینه‌سازی منابع انسانی و سازمانی خود به وجود می‌آورند. دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها، از کانون‌های اصلی تولید و ذخیره دانش محسوب می‌شوند، بنابراین هدف از مطالعه حاضر، مروری بر مفهوم مدیریت دانش در جوامع دانشگاهی و کتابخانه‌ها بود. این مطالعه، با مرور منابع و مقالات داخلی و خارجی با موضوع اصلی مدیریت دانش در محیط‌های آموزشی و کتابخانه‌ای انجام گردید. همچنین از موتورهای جستجوگر در اینترنت و سایت­های علمی و بانک‌های اطلاعاتی نیز استفاده گردید. محدوده زمانی انتخاب مقالات، سال‌های 1404-1384 بود. نتایج مطالعاتی که توسط پژوهشگران در ابعاد مختلف مدیریت دانش صورت گرفته است، تأثیر مثبت و معنادار به‌کارگیری مؤلفه‌های مدیریت دانش با متغیرهای مهم در دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها را نشان می‌دهد. در این پژوهش‌ها، در مواردی نتایج مطلوب‌تر و در برخی نیز ضعیف گزارش گردیده، ولی به‌طورکلی همه آن‌ها بر نقش مهم و کلیدی در استفاده از فرایند مدیریت دانش اتفاق‌نظر دارند. دانشگاه‌ها و به‌خصوص کتابخانه‌های دانشگاهی به‌عنوان مراکز اصلی و سازمان‌های تولید و ذخیره دانش باید به فرایند مدیریت دانش توجه بیشتری داشته باشند و در این زمینه زیرساخت­‌های لازم برای پیاده­‌سازی آن را فراهم نمایند.

مدیریت دانش

بررسی تأثیر شاخص‌های سایت ‌اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. نشریات حوزه وب‌ معنایی بر تعداد استنادات دریافتی مقالات

دوره 12، شماره 42، بهار 1404، صفحه 1-22

https://doi.org/10.22054/jks.2022.67616.1501

علی بیرانوند، مریم گلشنی، فائزه دلقندی

چکیده با توجه به این‌که استناد یکی از معیارهای مهم در سنجش میزان ارتباط و تأثیر انتشارات پژوهشی است، این پژوهش به بررسی امکان پیش‌بینی تعداد استنادات دریافتی تولیدات علمی حوزه وب‌ معنایی از طریق شاخص‌­های سایت‌­اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. نشریات این حوزه پرداخته‌ است. پژوهش حاضر از نوع بنیادی است که به شیوه توصیفی و با رویکرد علم‌سنجی صورت گرفته است. جامعه آماری این پژوهش شامل 42270 مدرک تولیدشده در حوزه وب‌ معنایی است که توسط مجلات نمایه‌شده در پایگاه اسکوپوس در بازه زمانی 2021-1960 منتشر شده‌اند. پس از بررسی اولیه تعداد 10 عنوان از نشریات پرتولید حوزه وب‌ معنایی که 15182 مدرک از تولیدات علمی این حوزه را منتشر نموده‌­اند به‌منزله نمونه آماری انتخاب گردید. به‌منظور بررسی روابط بین متغیرهای پژوهش از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه به کمک نرم‌افزارهای اکسل و اس.پی.اس.اس. استفاده شده است. با توجه به سطح معناداری 812/0 و ضریب همبستگی 860/0، بین تعداد استنادات با شاخص اس.ان.آی.پی. همبستگی وجود ندارد. همچنین با توجه به سطح معناداری 874/0 و ضریب همبستگی 580/0 بین تعداد استنادات با اس.جی.آر. رابطه معناداری وجود ندارد. مقدار سطح معناداری 896/0 و ضریب همبستگی 480/0 بین تعداد استنادات با سایت‌­اسکور نیز مؤید عدم وجود رابطه معنادار در این زمینه است. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که هیچ‌یک از شاخص‌­های سه‌گانه سایت­‌اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. توان پیش­‌بینی تعداد استنادات دریافتی در پایگاه اسکوپوس را ندارند. عدم وجود رابطه معنادار بین شاخص‌­های سایت‌­اسکور، اس.ان.آی.پی. و اس.جی.آر. با تعداد استنادات دریافتی توسط نشریات پرتولید حوزه وب‌ معنایی بیان‌کننده سهم ناچیز تعداد استنادات دریافتی از تولیدات حوزه وب‌ معنایی نسبت به تعداد کل استنادات دریافتی این نشریات است.

مدیریت دانش

بررسی عوامل تأثیرگذار بر اشتراک‌گذاری دانش در روابط بین سازمانی مشارکتی (موردمطالعه: سامانه نظام مراقبت اجتماعی دانش‌آموزان)

دوره 11، شماره 40، پاییز 1403، صفحه 81-112

https://doi.org/10.22054/jks.2023.75408.1602

یوسف رضا احمدی، امیر ذاکری، فاطمه رضوی، محمدصادق صارمی

چکیده استفاده از سیستم‌­های اشتراک‌­گذاری دانش بین سازمانی برای تقویت همکاری‌های بین سازمانی امری ضروری است. سیستم‌­ها و فرایندهای اشتراک­‌گذاری دانش، نه‌تنها به‌واسطه عوامل فردی و سازمانی، بلکه از طریق عوامل اجتماعی، فنی و سیاسی بین سازمانی نیز به چالش کشیده می‌­شوند. شواهد حاکی از این است که غالب پژوهش‌ها در حوزه اشتراک‌گذاری دانش بین سازمانی تمرکز خود را بر موقعیت‌هایی همچون زنجیره‌های تأمین تعاملی، سازمان‌­های مجازی و سازمان­‌های چندملیتی قرار داده‌اند و می‌­توان گفت اشتراک‌گذاری دانش بین سازمانی در فرایندهای مشارکتی مغفول واقع‌شده است. این مقاله به بررسی اشتراک‌گذاری دانش بین سازمانی در یک سامانه مشارکتی که با هدف کاهش آسیب‌­های اجتماعی میان دانش آموزان مدارس با همکاری چند سازمان ذی‌ربط فعال شده است، پرداخته است. هدف از این پژوهش، شناسایی و بررسی عوامل تأثیرگذار بر اشتراک­‌گذاری دانش در روابط بین سازمانی مشارکتی، شامل کارکنان دانشی، همکاران، سیستم، سازمان و ائتلاف است. این پژوهش، از نوع کمی- همبستگی بوده و در آن پرسش‌نامه‌­ای با 44 سؤال در مقیاس لیکرت در میان کاربران سامانه نماد در استان البرز توزیع و جمع‌آوری شد. در مرحله تجزیه‌وتحلیل داده‌­ها از نرم‌افزار Smart PLS3 جهت تدوین مدل تحلیل عاملی تأییدی و معادلات ساختاری استفاده شد. در این پژوهش تأثیر کارکنان دانشی، همکاران، سیستم، سازمان و ائتلاف بر اشتراک­‌گذاری دانش از طریق سیستم‌­های بین سازمانی اشتراک‌­گذاری دانش، مورد تأیید قرار گرفت که از این میان متغیرهای کارکنان دانشی و همکاران بیشترین تأثیر را در اشتراک‌­گذاری دانش بین سازمانی داشته‌اند و نشان‌دهنده اولویت­‌های اصلی مدیران برای بهبود کارکردهای انتقال دانش در این سامانه است.

مدیریت دانش

نقش مدیریت دانش در ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه‌های عمومی و ارائه الگوی مناسب (مطالعه کتابخانه‌های عمومی استان خوزستان)

دوره 11، شماره 40، پاییز 1403، صفحه 113-143

https://doi.org/10.22054/jks.2024.79871.1656

نرگس موقرپور، زهرا اباذری، زهره میرحسینی

چکیده کتابخانه‌­های عمومی با در اختیار داشتن منابع و مراجع مختلف، به یکی از بزرگ‌ترین نیروگاه‌­های تولید دانش و اطلاعات تبدیل شده‌­اند که مدیریت مؤثر و کارآمد آن­ها می­‌تواند تأثیر بسزایی در توسعه سواد اطلاعاتی کاربران داشته باشد. هدف پژوهش حاضر نیز بررسی نقش مدیریت دانش در ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه‌­های عمومی و ارائه الگوی مناسب بوده است. روش پژوهش، روش ترکیبی با استفاده از فن فراترکیب، تحلیل محتوا و دلفی برای شناسایی و دسته­‌بندی مؤلفه­‌های مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی و سپس روش پیمایش بود. جامعه آماری شامل 284 کتابدار و 45582 کاربر بود که به روش نمونه‌­گیری خوشه‌­ای چندمرحله تعداد 181 کتابدار و 497 کاربر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­‌ها شامل دو پرسش‌نامه محقق‌­ساخته مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی برگرفته از پیشینة نظری و تجربی پژوهش بود که به تأیید گروه خبره رسید. روش تجزیه‌وتحلیل داده­‌ها، مدل­یابی معادلات ساختاری بود. یافته‌­های پژوهش نشان داد که سطح استقرار چهار مؤلفة مدیریت دانش در کتابخانه‌­های عمومی استان خوزستان بالاتر از متوسط است. همچنین سطح برخورداری کاربران از هشت مؤلفة سواد اطلاعاتی نیز بالاتر از متوسط است. درنتیجه، مدل پیشنهادی ضمن تأیید فرضیه‌­های فرعی و اصلی پژوهش، نشان داد که اجرا و استقرار مدیریت دانش بر ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه‌­های عمومی استان خوزستان تأثیرگذار بوده است.

مدیریت دانش

تأثیر قابلیت‌های فناوری اطلاعات بر رابطه بین عوامل فردی، گروهی و سازمانی با حفظ و نگهداری دانش

دوره 11، شماره 40، پاییز 1403، صفحه 189-228

https://doi.org/10.22054/jks.2024.79419.1644

معصومه امیری، محمد رضا فرهاد پور

چکیده هدف مطالعه تأثیر قابلیت­‌های فناوری اطلاعات بر رابطه بین عوامل فردی، گروهی و سازمانی با حفظ و نگهداری دانش در شرکت فولاد خوزستان است. این مطالعه از نوع کاربردی با روش توصیفی- پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش کارکنان شرکت فولاد خوزستان بالغ‌بر 15000 نفر بودند که 555 نفر به روش نمونه‌­گیری تصادفی ساده ‌انتخاب شدند. داده‌ها با پرسش‌نامه مبتنی بر مطالعات پیشین­ در طیف پنج گزینه‌ای لیکرت تدوین و به روش میدانی توزیع و جمع­آوری شدند. روایی ابزار به شکل صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (737/0=α) تأیید شد. داده‌ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌­افزار ایموس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل بوت استرپینگ نشان داد عوامل فردی بر حفظ و نگهداری دانش (331/0=β) تأثیر مستقیم و با نقش میانجی قابلیت‌های فناوری اطلاعات (156/0=β) تأثیر غیرمستقیم و معنی­دار دارد. ضمن اینکه عوامل گروهی بر حفظ و نگهداری دانش (342/0=β) تأثیر مستقیم و با نقش میانجی قابلیت‌های فناوری اطلاعات (080/0=β) تأثیر غیرمستقیم و معنی­‌دار دارد. تأثیر مستقیم عوامل سازمانی بر حفظ و نگهداری دانش (631/0=β) و تأثیر غیرمستقیم با نقش میانجی قابلیت‌های فناوری اطلاعات (118/0=β) نیز تائید شد. به این مفهوم که با بهبود وضعیت عوامل فردی، گروهی و سازمانی، شرایط حفظ و نگهداری دانش در شرکت نیز ارتقا می‌­یابد. ضمن این‌که استفاده از قابلیت­‌های فناوری اطلاعات رابطه بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته را تقویت می­کند. به‌طورکلی می­توان گفت که مدیریت و سازمان‌دهی عوامل فردی، گروهی و سازمانی با به‌کارگیری فناوری اطلاعات می­تواند به شرکت در حفظ و نگهداری دانش سازمانی به‌عنوان یک دارائی ارزشمند کمک، وابستگی شرکت به دانش خارجی را کاهش و فرصت ارزش‌­آفرینی از دارائی­‌های دانشی را فراهم سازد.

مدیریت دانش

طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم‌افزار با استفاده از شبکه عصبی

دوره 11، شماره 39، تابستان 1403، صفحه 109-148

https://doi.org/10.22054/jks.2023.74828.1595

مصطفی پهلوان زاده، نجلا حریری، داریوش مطلبی، فهیمه باب الحوائجی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم‌افزار با استفاده از شبکه عصبی است. روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی است و برای گردآوری داده‌ها از روش آمیخته با رویکرد اکتشافی استفاده شده‌است. ابتدا از روش کیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مرور پیشینه‌های پژوهش در ارزیابی عملکرد مدیریت دانش نسبت به استخراج شاخص‌های مختلف پرداخته شده است. در مرحله دوم بر اساس داده‌های گردآوری‌شده، مطالعه‌ای کمی برای ‌تائید و تصدیق یافته‌های به‌دست‌آمده از مرحله کیفی انجام شد. برای مطالعه اکتشافی و استخراج مقوله‌های مربوطه به عوامل ارزیابی از روش فراترکیب (الگوی سندلوسکی و باروسو) استفاده شد. با روش دلفی فازی، با ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان به اعتبارسنجی و ارائه شاخص‌های نهایی پرداخته شد. روش پژوهش در قسمت کمی توصیفی -پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی کارشناسان توسعه‌دهنده‌ نرم‌افزار و خبرگان حوزه نرم‌افزار در دانشگاه‌ها و شرکت‌ها تشکیل دادند. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده با فرمول کوکران 186 نفر انتخاب شد. به‌منظور گردآوری داده‌های کمی از پرسشنامه محقق‌ساخته (40 گویه‌ای) استفاده شد که گویه‌های آن برگرفته از نتایج تحلیل فراترکیب در مرحله اول بود. پایایی پرسش‌نامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای عوامل زیرساخت 89/0 و عوامل کارکردی 88/0 برآورد شد. جهت تحلیل داده‏ها در قسمت کمی از روش‏های تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. 7 مقوله اصلی شامل عوامل فردی، عوامل سازمانی، فناوری و زیرساخت، عوامل کارکردی، ابزارهای مدیرت دانش، عوامل اقتصادی، ابزارهای مدیریت دانش و 29 مقوله فرعی شناسایی شدند. نوآوری پژوهش ساخت مدلی با استفاده از الگوریتم‌های شبکه عصبی است که توانایی پیش‌بینی شاخص ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش و تأثیر هر یک از شاخص‌ها با استفاده از شبکه عصبی در حوزه نرم‌افزار را دارد. نتایج به دست آماده از پرسش‌نامه برای ورودی مدل شبکه استفاده شده است، نتایج نشان داد که مؤلفه‌هایی مانند عوامل زیرساخت فناوری و عوامل کارکردی بر روی ارزیابی عملکرد مدیریت دانش در توسعه نرم‌افزار تأثیر بیشتری می‌گذارند.