نقش سیبرنتیک در بازاریابی و توسعه منابع اطلاعاتی در کتابخانه های دانشگاهی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 اردیبهشت 1403
https://doi.org/10.22054/jks.2024.75694.1608
زیبا شمس، زهرا اباذری
چکیده با توجه به اهمیت و ضرورت سیبرنتیک در موضوعات مختلف،تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر نقش سیبرنتیک در بازاریابی و توسعه منابع اطلاعاتی در کتابخانه های دانشگاهی انجام گرفت. این تحقیق از نوع همبستگی و براساس روش به دست آوردن داده های مورد نیاز در زمره ی تحقیقات توصیفی- پیمایشی و با توجه به هدف آن کاربردی است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش کلیه مدیران و کتابداران کتابخانه های دانشگاهی در شهر تهران می باشند که بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه آماری 242 نفر تعیین شد.روش نمونه گیری نیز تصادفی طبقه ای می باشد. به منظور سنجش و اندازه گیری متغیر های تحقیق از پرسشنامه های استاندارد بیرن بائوم(1391) استفاده گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات خبرگان و کارشناسان تایید و پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ 91 درصد تعیین شد. برای آزمون فرضیه ها از آزمونهای کولموگروف- اسمیرنوف ، همبستگی اسپیرمن ، فریدمن ، تکنیک آنتروپی شانون، کای دو و آزمون دوجمله ای استفاده شد.نتایج نشان داد سیبرنتیک و مولفه های آن بر بازاریابی و توسعه منابع اطلاعاتی در کتابخانه های دانشگاهی تاثیر دارند.در بین مولفه های سیبرنتیک ، مولفه رهبری بیشترین و تعملات سخت و سست کمترین تاثیر را بر بازاریابی و توسعه منابع اطلاعاتی در کتابخانه های دانشگاهی دارند.
تأثیر ابعاد ساز و کار دانش امنیت اطلاعات بر انگیزش محافظت با نقش میانجی فرآیندهای روانشناختی (مورد مطالعه: شرکت ملی حفاری ایران)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 شهریور 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.85828.1717
فائزه میاهی عربی، فریبا نظری
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد ساز و کار دانش امنیت اطالعات بر انگیزش محافظت با
نقش میانجی فرآیندهای روانشناختی در بین کارکنان شرکت ملی حفاری ایران در اهواز بود. پژوهش
حاضر توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری کلیه کارکنان استفاده کننده از سیستم اطالعات در شرکت
ملی حفاری ایران به تعداد 3200 نفر است. تعداد 320 نفر بر اساس مدلسازی معادالت ساختاری و به روش
تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری اطالعات با استفاده از پرسشنامه 32 سؤالی مدی و همکاران )2023(
انجام شد. آزمون الگوی پیشنهادی، از طریق نرمافزارهای اس.پی.اس.اس نسخه 26 و آموس نسخه 26
انجام گرفت. یافته ها نشان داد که وسعت دانش بر نامطلوب بودن تهدید اثرگذار است. همچنین عمق دانش
و ظرافت دانش بر امکانسنجی مقابله مؤثر بودند. نامطلوب بودن تهدید و امکانسنجی مقابله نیز بر انگیزش
محافظت اثر معناداری به جای گذاشتند. در نهایت نیز نقش میانجی نامطلوب بودن تهدید و امکان سنجی
مقابله در تأثیر وسعت دانش، عمق دانش و ظرافت دانش بر انگیزش محافظت مورد تأیید قرار گرفت. در
نتیجه برای همگام شدن کارکنان شرکت ملی حفاری ایران، باید آموزش مطلوب امنیت اطالعات با
محوریت فرایندهای روانشناختی )نامطلوب بودن تهدید و امکان سنجی مقابله( به صورت پیوسته ایجاد
گردد و مدیران و مسئولین با برنامه ریزی و تقویت دانش امنیت اطالعات )وسعت دانش، عمق دانش و
ظرافت دانش( در شرکت، انگیزه انگیزش محافظت را در کارکنان بهبود بخشند.
نقشه دانش نظامهای پشتیبان تصمیم: تحلیل روندهای پژوهشی، ساختار مفهومی و شبکه همرخدادی در ادبیات علمی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jks.2026.92552.1771
سید هاشم قدمی، محمد حسن زاده، نجلا حریری، داریوش مطلبی
چکیده نظامهای پشتیبان تصمیم بهعنوان حوزهای میانرشتهای در پیوند با علم اطلاعات، مدیریت دانش و فناوریهای هوشمند گسترش یافتند؛ بااینحال، تنوع موضوعات، روشها و زمینههای کاربردی، دستیابی به تصویری یکپارچه از تحول و ساختار دانش این حوزه را دشوار ساخت. هدف پژوهش حاضر، ترسیم نقشه دانش نظامهای پشتیبان تصمیم از طریق تحلیل روندهای پژوهشی، ساختار مفهومی و روابط همرخدادی مفاهیم بود. پژوهش با رویکرد مرور نظاممند و تلفیق تحلیل کتابسنجی، تحلیل محتوای کیفی ساختاریافته و تحلیل شبکه همرخدادی انجام شد. پیکره پژوهش شامل ۶۴۴ منبع علمی منتشرشده در بازه ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۵ بود که پس از جستوجو و غربالگری نظاممند انتخاب شدند. برای اطمینان از اتکاپذیری فرایند، توافق ارزیابان در ارزیابی کیفیت منابع و کدگذاری مفاهیم بررسی شد. یافتهها نشان دادند که تولید علمی این حوزه روندی افزایشی داشت و ساختار مفهومی آن در قالب شبکهای چندسطحی از مضامین بنیادی، فناورانه و کاربردی سازمان یافت. فرایند و فازهای تصمیمگیری، اجزای نظامهای پشتیبان تصمیم و کاربردهای فنی و عملیاتی، محورهای غالب این ساختار را تشکیل دادند. روابط مفهومی نیز شبکهای متراکم اما نابرابر و الگویی سازگار با ساختار هسته–پیرامونی را نشان دادند و مقایسه با دو مدل مرجع نشان داد تفسیر خوشهبندی به مدل تهی وابسته است، درحالیکه برازش هسته–پیرامون فراتر از مرجع حافظ درجه باقی ماند. این پژوهش بازنمایی یکپارچهای از روند تحول، معماری مفهومی و پیوندهای دانشی نظامهای پشتیبان تصمیم فراهم کرد. نتایج، مبنایی برای جهتدهی به پژوهشهای آینده، شناسایی خلأهای دانشی و توسعه چارچوبهای مفهومی و کاربردی این حوزه ارائه داد.
تحلیل و مصورسازی روند انتشارات علمی در زمینه مدیریت دادههای پژوهشی بالینی
دوره 13، شماره 47، تابستان 1405، صفحه 77-94
https://doi.org/10.22054/jks.2025.85246.1704
سمیرا اسماعیلی، محمد حسن عظیمی، سعید اسدی
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر تحلیل و مصورسازی روند انتشار تولیدات علمی در زمینه تحقیقاتی مدیریت دادههای پژوهشی بالینی است. این پژوهش با رویکرد علمسنجی انجام شده است. جامعه آماری شامل تمام پژوهشهای انجام شده در مدیریت دادههای پژوهشی بالینی است که در بازۀ زمانی 1990 تا 2023 در پایگاه اسکوپوس و کلریویت آنالیتیکس نمایه شدهاند. همچنین ابزار گردآوری دادهها در این پژوهش یادداشتبرداری و ابزار تجزیهوتحلیل دادهها، از نرمافزارهای سانتویپای، راورماتریس، وُس ویووِر، یوسینت و اکسل و پایتون استفاده شده است. تعداد مقالات کلریویت آنالیتیکس و اسکوپوس در بازۀ زمانی 1990 تا 2023 دارای رشدی چشمگیر بوده است. کشورهای ایالاتمتحده آمریکا، بریتانیا و آلمان به ترتیب رتبه یک تا سه را در تولیدات علمی مدیریت دادههای پژوهشی در حوزه بالینی را داشتهاند. روند انتشار تولیدات علمی حوزه مدیریت دادههای پژوهشی بالینی را میتوان مطلوب ارزیابی کرد. شناسایی کشورها و پژوهشگران پیشرو در حوزه مدیریت دادههای پژوهشی بالینی، میتواند الگویی را برای سیاستگذاری و برنامهریزی پژوهشهای مرتبط با این حوزه ارائه دهد.
مؤلفههای مؤثر بر بهبود کیفیت نظام خدمات اطلاعرسانی دانشجویی در میز خدمات اطلاعرسانی دانشگاههای دولتی کشور
دوره 13، شماره 47، تابستان 1405، صفحه 117-143
https://doi.org/10.22054/jks.2025.84915.1701
غلامرضا جمعی، محمد رحیم رسولی آزاد، زهره میرحسینی، سعید غفاری
چکیده این مطالعه با هدف شناسایی مؤلفههای مؤثر بر بهبود کیفیت نظام خدمات اطلاعرسانی دانشجویی در میز خدمات اطلاعرسانی دانشگاههای دولتی کشور انجام گرفت. پژوهش ازنظر فلسفی مبتنی بر الگوواره عملگرایی است که با رویکردی جز به کل، مؤلفهها انتخاب شده و درنهایت با مقایسه آنها، مؤثرترین مؤلفهها انتخاب شدهاند. در مسیر دستیابی به هدف، از پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) استفاده شده است. جامعه خبرگان در بخش کیفی، متخصصان علم اطلاعات و دانششناسی و مدیران با سابقه دانشگاههای دولتی تهران بوده که به روش هدفمند انتخاب شدند و با انجام مصاحبهها، اشباع نظری حاصل شد. جامعه آماری بخش کمی، دانشجویان دانشگاههای دولتی تهران بودند که با فرمول کوکران 384 نفر با روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای گردآوری دادهها از مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه محققساخته استفاده شد. سازههای مدل آسیبشناسی میز خدمات با روش تحلیل کیفی مضمون شناسایی شد و مدل نهایی با روش حداقل مربعات جزئی اعتبارسنجی شده است. یافتههای پژوهش نشان داد که بهرهگیری مؤثر از فناوری اطلاعات و ارتباطات، طراحی ساختارمند میز خدمات و تقویت فرهنگ سازمانی نقش بسزایی در ارتقای عملکرد میز خدمات داشتهاند. میز خدمات بر راهبردهای توانمندسازی منابع انسانی تأثیرگذار بوده است. در این رابطه، زیرساختهای آموزشی فناورانه، بستر لازم را فراهم آورده و آسیبشناسی میز خدمات نقش مداخلهگر را داشته است. درنهایت راهبردهای توانمندسازی منابع انسانی به بهبود نظام خدمات اطلاعرسانی دانشجویی منجر شده و میتوان نتیجه گرفت که بررسی میز خدمات با نگاهی آسیبشناسانه به کیفیت خدمات دانشگاهی به دانشجویان کمک نموده و درنهایت، بهبود نظام خدمات اطلاعرسانی دانشجویی را به همراه میآورد.
بررسی مجموعه منابع دیجیتالی کتابخانههای دیجیتالی دانشگاههای دولتی شهر تهران
دوره 13، شماره 46، بهار 1405، صفحه 77-103
https://doi.org/10.22054/jks.2022.67747.1502
مهدی علیپور حافظی، ساجده خیرآبادی، میترا صمیعی
چکیده هدف اصلی پژوهش شناسایی وضعیت موجود مجموعه منابع دیجیتالی کتابخانههای دیجیتالی دانشگاههای دولتی شهر تهران و ارائه راهکار جهت بهبود وضعیت آنها است. در این راستا منابع دیجیتالی کتابخانههای دیجیتالی ازنظر تنوع قالبها، فرمتها، بهروز بودن منابع اطلاعاتی و حوزههای موضوعی منابع اطلاعاتی مطالعه شد و همچنین نقاط قوت، ضعف، فرصتها و تهدیدهای مجموعه منابع دیجیتالی جامعه موردنظر شناسایی شد. پژوهش بر اساس معیار هدف در گروه پژوهشهای کاربردی و معیار زمان گردآوری دادهها در گروه پژوهشهای پیمایشی، بر اساس معیار ماهیت دادهها و مبنای پژوهش یک پژوهش کمی و معیار خصوصیات موضوع یا مسئلهپژوهش یک پژوهش همبستگی یا همخوانی، بر اساس معیار انواع پژوهش بر اساس نوع داده پژوهشی با دادههای دستاول و روش جمعآوری اطلاعات یک پژوهش میدانی با استفاده از تکنیک سیاهه وارسی و بر اساس معیار میزان ژرفایی یک پژوهش پهنانگر است. جامعه آماری، کلیه کتابخانههای دیجیتالی دانشگاههای دولتی سطح شهر تهران است. برای تدوین راهکارها و آگاهی از شرایط و تحلیل و ارزیابی وضعیت جامعه موردبررسی از ابزار سوات استفاده شده است و برای تجزیهوتحلیل دادهها نیز از نرمافزار آماری اس. پی. اس. اس و نرمافزار صفحه گسترده استفاده شده است. توزیع فراوانی نوع کتابخانه حاکی از آن است که 15 کتابخانه معادل 78.9 درصد دارای وابستگی سازمانی وزارت علوم و تحقیقات و فناوری و 4 کتابخانه معادل 21.1 درصد دارای وابستگی سازمانی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بودهاند. توزیع فراوانی قدمت کتابخانه در این پژوهش حاکی از آن است که 6 مورد از کتابخانهها معادل 31.6 درصد تازهتأسیس هستند. 50 درصد از کتابخانهها نوع قالب مورداستفاده در منابع اطلاعاتی خود را متن گزارش نمودهاند. 25.4 درصد از کتابخانهها نوع منبع دیجیتالی موجود خود را کتاب الکترونیکی گزارش نمودهاند. تمام کتابخانهها نیز فرمت منبع دیجیتالی خود را پی. دی. اف گزارش نمودهاند. نتایج بررسی وضعیت مجموعه منابع دیجیتالی کتابخانههای دیجیتالی دانشگاههای دولتی شهر تهران نشان داد؛ که در حال حاضر دانشگاههای دولتی شهر تهران بیشتر شبیه به کتابخانه الکترونیکی هستند و تا تبدیلشدن به کتابخانه دیجیتالی فاصله زیادی دارند.
شناسایی شاخص های اشاعه دانش با رویکرد تحول دیجیتال در کتابخانه های پژوهشی: یک مطالعه فراترکیب
دوره 13، شماره 46، بهار 1405، صفحه 105-141
https://doi.org/10.22054/jks.2025.86764.1729
مریم راثی، زهره میرحسینی، فاطمه نوشین فرد
چکیده این مطالعه با هدف شناسایی مولفه های اشاعه دانش با رویکرد تحول دیجیتال در کتابخانه های مراکز پژوهشی علوم تغذیه و صنایع غذایی صورت گرفت و یک مطالعه کاربردی می باشد. رویکرد پژوهش حاضر کیفی بوده و با استفاده از روش های فراترکیب و دلفی صورت گرفته است. در مرحله اول از روش فراترکیب استفاده گردید که جمعا351 منبع مرتبط با موضوع پژوهش یافت شد و در نهایت 50 منبع مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پس از شناسایی مقوله ها به روش فراترکیب با روش دلفی و ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از 20 نفر از خبرگان موضوعی به اعتبار سنجی و ارائه شاخص های نهایی پرداخته شد. در این پژوهش با بررسی و دسته بندی کدهای توصیفی حاصل از متون، 75 مقوله فرعی شناسایی و با توجه به تشابه و قرابت معنایی در 29 مقوله اصلی و 9 بعد طبقه بندی گردید. نوآوری(ارزش) در این مطالعه شناسایی مولفه های اشاعه دانش با تلفیق رویکرد تحول دیجیتال است که می تواند درانواع کتابخانه ها نیز کاربرد داشته باشد. اشاعه دانش با تحول دیجیتال در کتابخانهها تنها با اتکا به فناوری محقق نمیشود، بلکه نیازمند ترکیبی از زیرساختهای قوی، نیروی انسانی ماهر، و کاربرمحور، فرهنگ غنی ، امنیت اطلاعات و مدیریت دانش یکپارچه و ارتباطات موثر است. کتابخانههایی که این راهکارها را به کار گیرند، میتوانند به عنوان قطبهای دانش دیجیتال درعصر اطلاعات و ارتباطات عمل کنند.
کلیدواژه ها: اشاعه دانش، اشاعه اطلاعات، انتقال دانش، تحول دیجیتال، شبکه های اجتماعی، کتابخانه های پژوهشی علوم و صنایع غذایی
تجربههای کتابخانهها و نهادهای بینالمللی در سازماندهی اطلاعات: درسهایی برای کتابخانههای ایران
دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 65-111
https://doi.org/10.22054/jks.2025.86336.1722
محبوبه قربانی
چکیده با توجه به تحولات سریع فناوری و افزایش انتظارات کاربران، سازماندهی اطلاعات به یکی از چالشبرانگیزترین حوزههای کتابداری تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تحلیل بهروشها و تجربیات موفق جهانی در زمینه سازماندهی اطلاعات انجامشده تا بتواند راهکارهایی کاربردی برای ارتقاء فهرستنویسی در کتابخانههای ایران ارائه دهد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. دادهها از طریق مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای گزارشها و پروژههای اجرایی کتابخانهها و نهادهای پیشروی بینالمللی در حوزه سازماندهی اطلاعات گردآوری و تحلیل شد. یافتهها نشاندهنده پنج دسته کلیدی از اقدامات نوین در حوزه سازماندهی اطلاعات هستند: توسعه استانداردهای فرادادهای، ایجاد خدمات دادهباز، پیادهسازی دادههای پیوندی، بهرهگیری از فناوریهای هوشمند، و مشارکت کاربران در تولید فراداده. مضمون فراگیر شناساییشده «تحول در سازماندهی و دسترسپذیری اطلاعات در محیط دیجیتال» است که بیانگر حرکت بهسوی سیستمهای هوشمند، خودکار و کاربرمحور است. نتایج این مطالعه میتواند به کتابخانههای ایرانی در گذار از الگوهای سنتی، بهکارگیری فناوریهای نوین و ارتقاء کیفیت خدمات فهرستنویسی کمک کند. راهکارهایی چون جایگزینی نرمافزارهای سنتی با سامانههای مبتنی بر RDF، طراحی سیستمهای هوشمند فهرستنویسی با بهرهگیری از یادگیری ماشین، ایجاد API باز، پلتفرمهای جمعسپاری، سامانه واسپاری ناشرین، و اجرای پروژه ملی «ویکیکتابخانه» مطرح شدهاند. همچنین توسعه گراف دانش ملی، نشانهگذاری ساختیافته، و بومیسازی ISBD نیز برای افزایش تعاملپذیری، دقت و استانداردسازی دادههای کتابشناختی پیشنهاد شده است.
امکان سنجی استقرار مدیریت دانش در سازمان تبلیغات اسلامی
دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 147-174
https://doi.org/10.22054/jks.2025.83933.1689
حسین توکلی، گلنسا گلینی مقدم، رضا ملکی
چکیده این پژوهش با هدف امکانسنجی استقرار مدیریت دانش در سازمان تبلیغات اسلامی، بر اساس چارچوب سازمان بهرهوری آسیایی انجام گرفت. روش تحقیق، کاربردی و از نوع توصیفی ـ پیمایشی بود که در آن اطلاعات نظری از طریق مطالعات کتابخانهای و دادههای اجرایی با استفاده از پرسشنامه استاندارد آمادگی استقرار مدیریت دانش سازمان بهرهوری آسیایی (تهیهشده توسط این سازمان و دارای روایی و پایایی تأییدشده) گردآوری گردید. جامعه آماری شامل کارشناسان و متخصصان سازمان تبلیغات اسلامی بود که با بهرهگیری از جدول مورگان، نمونهای ۱۳۱ نفره انتخاب شد. نتایج نشان دادند که میزان آمادگی سازمان در هر هفت شاخص مدل در سطح آغاز قرار دارد: شاخص رهبری ۱۵٫۵۱، فرایند ۱۵٫۵۱، افراد ۱۴٫۵۴، فناوری ۱۷٫۵۷، فرایندهای دانشی ۱۵٫۲۷، یادگیری و نوآوری ۱۴٫۷۵ و نتایج مدیریت دانش ۱۴٫۳۴؛ بیشترین آمادگی مربوط به بعد فناوری بوده که اجرای آن آسانتر خواهد بود. مجموع امتیازات ۱۰۷٫۴۹ به دست آمد که بیانگر قرار داشتن کل سازمان در سطح ابتدایی از منظر آمادگی برای استقرار مدیریت دانش است. این یافتهها نشان دادند که با وجود آغازین بودن سطح آمادگی، سازمان تبلیغات اسلامی ظرفیت حرکت بهسوی پیادهسازی مدیریت دانش را دارد و تمرکز بر ارتقای ابعاد ضعیفتر میتواند به تسریع این فرایند کمک کند
بررسی نقش واسطهای رهبری فداکارانه در تأثیر طردگرایی سازمانی و تفکر ابزاری بر پنهانسازی دانش استادان دانشگاه
دوره 12، شماره 44، پاییز 1404، صفحه 141-165
https://doi.org/10.22054/jks.2024.75351.1601
علیرضا کوشکی جهرمی، شبنم زرجو، زهرا غفوری
چکیده با توجه به اهمیت پدیده پنهانسازی دانش در محیطهای دانشگاهی و مراکز آموزش عالی، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر عارضۀ پنهانسازی دانش در میان استادان دانشگاه تهران صورت پذیرفته است. راهبرد پژوهش حاضر پیمایشی است که درصدد تبیین روابط و میزان تأثیر متغیرها است. جامعه آماری آن شامل اعضای هیئتعلمی دانشکده پردیس علوم دانشگاه تهران بود که تعداد آنان 151 نفر برآورد شده است و با استفاده از نرمافزار سمپل پاور حجم نمونه برابر با 130 نفر تخمین زده شد. دستاورد پژوهش حاضر حاکی از آن بود که طردگرایی سازمانی بر پنهانسازی دانش تأثیرگذار بوده است و 46 درصد واریانس متغیر پنهانسازی دانش توسط متغیر طردگرایی سازمانی تبیین شده است. تفکر ابزاری بر پنهانسازی دانش تأثیرگذار بوده است و 18 درصد واریانس متغیر پنهانسازی دانش توسط متغیر تفکر ابزاری تبیین شده است و در رابطه بین تفکر ابزاری و طردگرایی سازمانی بر پنهانسازی دانش رهبری فداکارانه نقش واسطهای جزئی دارد. تأثیر طردگرایی سازمانی و تفکر ابزاری بهعنوان متغیرهای مستقل و پنهانسازی دانش بهعنوان متغیر وابسته و رهبری فداکارانه که متغیری با بار معنایی مثبت است بهعنوان متغیر واسطهای برای نخستین بار است که در داخل و خارج از کشور مورد واکاوی قرار گرفت که نشان از نوآوری و اصالت پژوهش است که میتواند به کاهش خلأ پژوهشی و نظری در امر پنهانسازی دانش یاری رساند. با توجه به یافتههای پژوهش میتوان دریافت عارضه پنهانسازی دانش در میان استادان دانشگاه از دو عامل طردگرایی و تفکر ابزاری متأثر است و عدم توجه به رشد این دو مؤلفه میتواند در درازمدت چرخه بهبود و اشتراک دانش را به خطر اندازد. ازاینرو توجه به مؤلفه رهبری فداکارانه و کمک به بهبود آن میتواند در تفکر ابزاری و طردگرایی نقش بااهمیتی ایفا کند.
رابطه هوش هیجانی و تسهیم دانش: نقش واسطهای مهارتهای ارتباطی و سواد رسانههای اجتماعی (موردمطالعه: کتابداران کتابخانههای عمومی استان آذربایجان شرقی)
دوره 12، شماره 44، پاییز 1404، صفحه 167-196
https://doi.org/10.22054/jks.2024.79644.1649
رحیم شهبازی، فاطمه بهشت دوست
چکیده پژوهش حاضر با هدف مدلیابی معادلات ساختاری رابطه هوشهیجانی، مهارتهای ارتباطی، سواد رسانههای اجتماعی و تسهیم دانش در بین کتابداران کتابخانههای عمومی استان آذربایجان شرقی انجام گرفته است. این پژوهش بر اساس ماهیت و ویژگی کلی، یک پژوهش کمی؛ بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس روش پژوهش و جمعآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش کتابداران کتابخانههای عمومی استان آذربایجان شرقی در سال 1401 (تعداد 401 نفر) بودند. نمونه آماری پژوهش 310 نفر است که به روش تصادفی ساده انتخاب شده بودند. جهت جمعآوری دادهها پرسشنامه استاندارد هوش هیجانی شات (1998)، مهارتهای ارتباطی زادبود (1401)، رسانههای اجتماعی مجردی (1393) و تسهیم دانش آجزن (2006) استفاده شد. پایایی پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تائید شد. دادههای جمعآوریشده با استفاده از روشهای آمار توصیفی و آمار استنباطی تجزیهوتحلیل گردید. یافتههای پژوهش میانگین هوشهیجانی، مهارتهای ارتباطی، سواد رسانههای اجتماعی و تسهیم دانش کتابداران کتابخانههای عمومی استان آذربایجان شرقی را به ترتیب 09/3، 21/3، 16/3 و 24/3 نشان دادند. همچنین نتایج آزمون مدلیابی معادلات ساختاری حاکی از برازش مدل مفهومی ارائه شده (78/0RMSEA=، 94CFI=، 98/0GFI=) و تائید رابطه بین هوش هیجانی و تسهیم دانش با نقش واسطهای مهارتهای ارتباطی و سواد رسانههای اجتماعی بود. پیشنهاد میشود در نظام آموزشی علم اطلاعات ایران و نیز توسط نهاد کتابخانههای عمومی کشور برنامهریزیهای لازم برای تقویت متغیرهای مذکور (بهخصوص هوشهیجانی) انجام پذیرد.
کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراکگذاری دانش درونسازمانی
دوره 12، شماره 43، تابستان 1404، صفحه 61-94
https://doi.org/10.22054/jks.2024.76163.1618
زهره شرعی، مرضیه دهقانی زاده، محمد حسن زاده اودرجی
چکیده هدف پژوهش حاضر کاوش انگیزه برای مشارکت در به اشتراکگذاری دانش درونسازمانی بود که بر اساس پارادایم تفسیری و با رویکرد کاربردی توسعهای بهصورت کیفی انجام شد و برای جمعآوری دادهها از مصاحبههای نیمه ساختاریافته استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش، اعضای هیئتعلمی دانشگاه پیامنور بودند که 16 نفر بهصورت هدفمند بر اساس معیارهایی انتخاب شدند. روایی و پایایی دادههای بهدستآمده از مصاحبهها با استفاده از معیارهای مقبولیت و قابلیت تائید و باز آزمون بررسی شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از روش دادهبنیاد و فرایند کدگذاری در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد. کدگذاریها در هر سه مرحله تشریح و مدل انگیزه به اشتراکگذاری دانش درونسازمانی برای اعضای هیئتعلمی دانشگاه پیامنور بر اساس روش دادهبنیاد ترسیم شد. یافتههای پژوهش نشان داد که چهار مقوله همراستایی راهبردی اشتراک دانش، عوامل مدیریتی، عوامل فردی و ایجاد محتوا عوامل تأثیرگذار در انگیزة اشتراکگذاری دانش بوده؛ همچنین، محیط اشتراک، جنبههای آموزشی، ارزیابی، مسائل فنی، زیرساخت و مسائل اطلاعاتی، عوامل اصلی زمینهای هستند و دو مقوله عوامل شخصیتی اعضا و بیثباتی فرهنگ سازمانی بهعنوان مقولههای مداخلهگر شناسایی شدند و راهبردهای این پژوهش شامل چهار عامل تحول، رشدگرایی، بافت سازمانی و راهبردهای سازمانی است و بخش آخر مدل پژوهش، شامل پویایی سازمانی، پیامدهای اجتماعی، توسعه عوامل ساختاری و ایجاد سازمان یادگیرنده بهعنوان پیامدهای ارتقای انگیزة اشتراکگذاری دانش در میان اعضای هیئتعلمی دانشگاه پیامنور شناسایی شدند.
بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان: نقش میانجی تسهیم دانش
دوره 12، شماره 43، تابستان 1404، صفحه 123-150
https://doi.org/10.22054/jks.2025.83755.1688
سیف اله اندایش، زهرا کیان راد
چکیده هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کتابداران پزشکی: نقش میانجی تسهیم دانش در بین مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانههای علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران است. روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری مدیران، کارکنان اداری، رؤسای کتابخانههای علوم پزشکی تابعه وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی مستقر در شهر تهران بوده و به دلیل محدود بودن حجم جامعه آماری، همه جامعه با استفاده از روش سرشماری لحاظ گردیده است که 176 نفر به کار گرفته شد. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای جهت سنجش هوش مصنوعی از پرسشنامه چن و همکاران (۲۰22) که حاوی 22 گویهای که طیف گستردهای از ابعاد هوش مصنوعی را در بر بگیرند، استفاده شد. جهت سنجش عملکرد کارکنان از پرسشنامه استیفن (2005) که حاوی 12 گویه، همچنین جهت سنجش تسهیم دانش از پرسشنامه داماج و همکاران (2016) که حاوی 12 گویه، استفاده شد؛ که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی همگرا و روایی واگرا مورد تأیید قرار گرفت. تحلیل دادهها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استنباطی و روش مدلسازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد. یافتهها نشان داد، هوش مصنوعی بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنیداری دارد و همچنین هوش مصنوعی بر تسهیم دانش تأثیر مثبت دارد. تسهیم دانش بر عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و معنیداری دارد. نتایج نشان داد تسهیم دانش بهعنوان یک میانجی کامل در رابطه بین هوش مصنوعی و عملکرد کارکنان عمل میکند.
تحلیل شبکه همنویسندگی مقالات سازماندهی دانش در ایران
دوره 12، شماره 43، تابستان 1404، صفحه 175-210
https://doi.org/10.22054/jks.2021.60647.1435
امید علی پور، فرامرز سهیلی، ثریا ضیایی، علی اکبر خاصه
چکیده هدف پژوهش حاضر تحلیل شبکه همنویسندگی مقالات فارسی در پایگاه علوم استنادی جهان اسلام است. این پژوهش از نوع کاربردی است که با رویکرد علمسنجی و تحلیل شبکههای اجتماعی انجامگرفته است. دادههای پژوهش را 106 کلیدواژههای منتخب سازماندهی دانش در فیلد عنوان که پس از مشورت با متخصصین موضوعی این حوزه انتخاب گردید؛ به همراه مقالههای منتخب منتشرشده در مجلات منتخب علم اطلاعات و دانش شناسی نمایه شده در پایگاه علوم استنادی جهان اسلام در سالهای 1378 تا 1398 تشکیل میدهند. سپس از بین 1482 نویسنده که در چاپ 1410 مقاله نقش داشتند، تعداد 168 نفر که دستکم 4 مقاله داشتند با استفاده از نرمافزار یوسیآینت مورد تحلیل قرار گرفتند. پسازآن ماتریس مربعی در ابعاد 168 در 168 تشکیل شد و درنهایت شبکه همنویسندگی بر اساس شاخصهای مرکزیت ترسیم شد. در پژوهش حاضر، متوسط تعداد نویسنده برای هر مقاله 05/1 است. الگوی دو نویسندگی (17/35 درصد) و سه نویسندگی (80/26 درصد)، رایجترین رویکردها در مطالعات سازماندهی دانش به شمار میروند. رحمتالله فتاحی (56 مقاله)، مرتضی کوکبی (44 مقاله) و یعقوب نوروزی (39 مقاله) به ترتیب دارای بیشترین تعداد مقالات در سازماندهی دانش هستند. همچنین زوج همنویسندگی رحمتالله فتاحی و مهری پریرخ (10 مقاله) حائز رتبه برتر گردید. در بررسی شاخصهای مرکزیت نیز رحمتالله فتاحی در هر چهار شاخص مرکزیت رتبه، مرکزیت نزدیکی، مرکزیت بینابینی و مرکزیت بردار ویژه حائز رتبه برتر گردید. با توجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر میرسد پژوهشگران مطرح حوزه سازماندهی دانش، علیرغم پرتولید بودن نتوانستهاند نقش برجستهای در شکلگیری شبکه همنویسندگی این حوزه ایفا نمایند.
حفاظت منابع اطلاعاتی در محیط ابری: دیدگاههای مدیران و کتابداران کتابخانههای دانشگاه علامه طباطبائی
دوره 12، شماره 42، بهار 1404، صفحه 115-150
https://doi.org/10.22054/jks.2023.68533.1515
پگاه فرزین، میترا صمیعی، مهدی علیپور حافظی
چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی دیدگاههای مدیران و کتابداران کتابخانههای دانشگاه علامه طباطبائی در مورد حفاظت دیجیتالی در محیط ابری انجام شده است. به لحاظ ماهیت از نوع کاربردی و با روش پیمایشی – توصیفی انجام شده است. در بخش اول با بررسی متون، پرسشنامه محقق ساختهای با پنج مؤلفه «آشنایی با مفاهیم حفاظت دیجیتال در محیط ابری»، «اعتماد و امنیت حفاظت دیجیتال در محیط ابری»، «زیرساختهای فناورانه حفاظت دیجیتال در محیط ابری»، «وضعیت سازمانی حفاظت دیجیتال در محیط ابری» و «موانع و چالشهای حفاظت دیجیتال در محیط ابری» تهیه گردید و برای نظرسنجی در اختیار مدیران و کتابداران کتابخانههای دانشگاه علامه طباطبائی قرار گرفت. این پرسشنامه در مقیاس پنج گزینهای طیف لیکرت طراحی شده بود و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ، برابر با 852/0 بود. در بخش دوم اطلاعات جمعآوریشده بر اساس شاخصهای آمار توصیفی (میانگین، میانه، انحراف معیار و واریانس) و آزمون آماری تی تک نمونه بررسی شدند. همچنین برای رتبهبندی عامل «چالشها و موانع احتمالی» از آزمون فریدمن استفاده شد. یافتهها نشان داد که اکثریت شرکتکنندگان در حد متوسطی با مفاهیم مربوط به حفاظت دیجیتال در محیط ابری آشنایی داشتند. همچنین از دیدگاه مدیران و کتابداران کتابخانههای دانشگاه علامه طباطبائی «وضعیت اعتماد و امنیت دادهها در حفاظت در محیط ابری» و «فراهم بودن زیرساختهای فناورانه برای حفاظت در محیط ابری در دانشگاه» در سطح مطلوبی قرار دارد (05/0> p-مقدار). «وضعیت سازمانی دانشگاه برای حفاظت در محیط ابری» در سطح متوسط و نسبتاً مطلوبی قرار دارد و «دانش و آگاهی لازم در حفاظت در محیط ابری در کتابداران» در سطح نسبتاً نامطلوبی قرار دارد (05/0< p-مقدار). از سویی از دیدگاه مدیران و کتابداران کتابخانههای دانشگاه علامه طباطبائی مهمترین موانع و مشکلات احتمالی حفاظت در محیط ابری، «ریسک بازگشت سرمایه یکی از مشکلات استفاده از محیط ابری برای حفاظت دیجیتال»، «مقرونبهصرفه نبودن استفاده از محیط ابری یکی از مشکلات استفاده از آن برای حفاظت دیجیتال» و «مقرونبهصرفه نبودن هزینههای آموزش یکی از مشکلات استفاده از محیط ابری برای حفاظت دیجیتال» بودند. بر اساس نتایج بهدستآمده، دیدگاه مدیران و کتابداران کتابخانههای دانشگاه علامه طباطبائی در مورد حفاظت دیجیتالی در محیط ابری در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد. به نظر میرسد مطالعات بیشتری در خصوص مسائل حفاظت دیجیتال و محیط ابری لازم است تا علاوه بر پیدا شدن اختلافنظرها، اشراف کاملی بر نگرشها و دیدگاهها، صورت گیرد. توجه هر چه بیشتر به این نکات سبب بهبود وضعیت حفاظت دیجیتال در محیط ابری خواهد شد.
مطالعه جامعهشناختی نقش جمعگرایی فرهنگی در اشتراک دانش (موردمطالعه: دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز)
دوره 11، شماره 41، زمستان 1403، صفحه 63-84
https://doi.org/10.22054/jks.2023.73206.1569
داود قاسم زاده، محمد باقر علیزاده اقدم
چکیده هدف اصلی این مقاله، مطالعه جامعهشناختی مؤلفههای جمعگرایی فرهنگی در اشتراک دانش دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز است. روش این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی بوده و جامعه آماری تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز که با استفاده از فرمول کوکران و شیوه نمونهگیری طبقهای متناسب 650 نفر بهعنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه است که با استفاده از نرمافزار اس.پی.اس.اس. نسخه 22 تجزیهوتحلیل شده است. نتایج آزمون همبستگی حاکی از رابطه مثبت و معنیدار بین جمعگرایی فرهنگی با اشتراک دانش دانشجویان است. همچنین بین مؤلفههای جمعگرایی فرهنگی (جمعگرایی عمودی و افقی و فردگرایی افقی) با اشتراک دانش همبستگی مثبت و معنیداری وجود دارد. همچنین نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بعد فردگرایی عمودی رابطه معکوس و معنیداری با اشتراک دانش و ابعاد آن دارد. نتایج حاصل از رگرسیون حاکی از این است که مؤلفههای جمعگرایی فرهنگی 24 درصد از واریانس اشتراک دانش را تبیین میکند و در این میان، اهمیت جمعگرایی افقی بیش از سایر عوامل هست.
بررسی فرهنگ و روشهای اشتراکگذاری دانش در میان کارکنان کتابخانههای عمومی شهرستان اهواز
دوره 11، شماره 39، تابستان 1403، صفحه 149-178
https://doi.org/10.22054/jks.2023.73520.1575
ریحانه ایزدیان، گلنسا گلینی مقدم، رضا ملکی
چکیده هدف پژوهش، بررسی وضعیت فرهنگ، فناوری اطلاعات و ارتباطات و روشهای اشتراکگذاری دانش در میان کارکنان (کتابداران و مدیران) کتابخانههای عمومی شهرستان اهواز است. پژوهش کاربردی و به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تمامی کارکنان (مدیران و کتابداران) کتابخانههای عمومی شهرستان اهواز که نمونه پژوهش با روش سرشماری بهدستآمده و زمان اجرا، سال 1401 بوده است. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شدهاست که روایی صوری پرسشنامه با نظر متخصصین و پایایی آن، با استفاده از آلفای کرونباخ (90/)0 و دونیمه کردن (85/0) بهدست آمده است. به لحاظ مؤلفههای فرهنگ اشتراکگذاری، رقابت بین کارکنان برای اشتراک دانش با بالاترین میانگین (16/ 3) بهترین وضعیت را داشته است و انگیزه مدیران برای اشتراک دانش با سایر کتابخانهها با میانگین 70/2 در پایینترین وضعیت قرار داشت. همچنین وضعیت اشتراک دانش ازلحاظ روشهای مختلف اشتراک دانش نشان میدهد که مطلوبترین وضعیت مربوط به دورهها و کارگاههای آموزشی با میانگین 55/3، سپس سامانه اتوماسیون اداری با 51/3 و همینطور کیفیت ارتباطات شخصی و غیررسمی میان کتابداران با میانگین 26/3، بوده است. در یک نتیجهگیری کلی، وضعیت اشتراک دانش به لحاظ فرهنگ اشتراکگذاری، شرایط موجود فناوری اطلاعات و ارتباطات و روشهای اشتراک دانش در شرایط خوبی قرار ندارد و کتابخانههای عمومی اهواز، در همه بخشها، نیاز به ارتقاء و بهبود وضعیت دارند.
