دوره و شماره: دوره 12، شماره 45، زمستان 1404 
مقاله پژوهشی ارزیابی نظام‌های بازیابی اطلاعات و دانش

تأثیر تحریف‌های شناختی بر بازیابی اطلاعات: یک تحلیل رفتاری در مراحل مختلف جستجو

صفحه 1-34

https://doi.org/10.22054/jks.2025.86648.1727

سیده نجمه هلاکویان، حسن بهزادی، شعله ارسطوپور

چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تحریفات شناختی در فرایند بازیابی اطلاعات صورت گرفت. پژوهش حاضر ازنظر روش، پژوهشی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد تشکیل می‏دادند که با روش نمونه‌‏گیری تصادفی طبقه‌‏ای، تعداد 100 نفر به‌عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات با استفاده از سه پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفت. برای تأیید روایی از نظرات متخصصان حوزه بازیابی اطلاعات و برای تأیید روایی ساختاری از تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته‌‏های پژوهش نشان داد که کاربران در بازیابی اطلاعات تحریف شناختی خاصی را تجربه نمی‌کردند. میزان به‌کارگیری تحریف‏های شناختی، کاربران پیش از شروع جستجو و بازیابی اطلاعات، متفاوت و میزان استفاده تحریف «درشت‌نمایی» نسبت به سایر تحریف‏ها بیشتر بود. همچنین، در هنگام جستجو، میزان به‌کارگیری تحریف‌‏های شناختی کاربران متفاوت و میزان استفاده تحریف «درشت‌نمایی» نسبت به سایر تحریف‏‌ها بیشتر بود. پس از جستجو و بازیابی اطلاعات نیز میزان به‌کارگیری تحریف‏‌های شناختی، کاربران پس از جستجو و بازیابی اطلاعات، متفاوت بود و میزان استفاده تحریف «تعمیم مبالغه‌آمیز» نسبت به سایر تحریف‌ها بیشتر مشاهده شد است. حضور برخی از تحریف‌‏های شناختی در مراحل مختلف بازیابی اطلاعات، ضرورت توجه طراحان نظام‏‌های بازیابی اطلاعات به این حوزه را نشان می‌طلبد. وجود تحریف‌‏های شناختی بیشتر در مرحله پیش از جستجو نیز نشان از آن می‌‏تواند داشته باشد که متخصصان اطلاع‌رسانی باید در کنار کاربران قرار بگیرند و مشاوره‏‌های اطلاعاتی لازم را به آنان ارائه دهند.

مقاله پژوهشی نظام‌ها و فناوری‌های مدیریت دانش

چارچوب مدیریت دانش مبتنی بر هوش مصنوعی مولد در سازمان‌های دولتی

صفحه 35-63

https://doi.org/10.22054/jks.2025.86498.1726

جواد مقتدر کارگران

چکیده در عصر تحول دیجیتال، مدیریت دانش به‌عنوان یک منبع کلیدی سازمانی نقشی اساسی در ارتقای تصمیم‌گیری، چابکی سازمانی و توسعه سرمایه فکری ایفا می‌کند. هدف این پژوهش طراحی چارچوبی بومی برای به‌کارگیری هوش مصنوعی مولد در مدیریت دانش سازمان‌های دولتی ایران است. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه‌ای بوده و با رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه‌های مدیریت دانش، فناوری اطلاعات و تحول دیجیتال در دستگاه‌های دولتی گردآوری و با نرم‌افزار مکس‌کیودا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته‌ها به شناسایی پنج مقوله اصلی شامل زیرساخت‌های فناورانه، مدیریت کیفیت دانش مولد، فرهنگ‌سازمانی یادگیرنده، حاکمیت داده و اخلاق هوش مصنوعی، و نظام بازخورد و بهبود مستمر منجر شد که درمجموع چارچوب مفهومی پیشنهادی برای استقرار مدیریت دانش مبتنی بر هوش مصنوعی مولد در سازمان‌های دولتی را شکل می‌دهند. این چارچوب می‌تواند به سیاست‌گذاران و مدیران بخش دولتی در بازطراحی نظام‌های مدیریت دانش با بهره‌گیری از قابلیت‌های هوش مصنوعی مولد کمک کرده و به بهبود کیفیت تصمیم‌گیری، افزایش چابکی سازمانی و ارتقای شفافیت منجر شود.

مقاله پژوهشی مدیریت اطلاعات و دانش

تجربه‌‏های کتابخانه‏‌ها و نهادهای بین‏‌المللی در سازمان‏دهی اطلاعات: درس‏‌هایی برای کتابخانه‏‌های ایران

صفحه 65-111

https://doi.org/10.22054/jks.2025.86336.1722

محبوبه قربانی

چکیده با توجه به تحولات سریع فناوری و افزایش انتظارات کاربران، سازمان‏دهی اطلاعات به یکی از چالش‏برانگیزترین حوزه‌‏های کتابداری تبدیل شده است. این پژوهش با هدف تحلیل بهروش‏‌ها و تجربیات موفق جهانی در زمینه سازمان‏دهی اطلاعات انجام‏شده تا بتواند راهکارهایی کاربردی برای ارتقاء فهرست‏نویسی در کتابخانه‏های ایران ارائه دهد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شده است. داده‏‌ها از طریق مطالعه اسنادی و تحلیل محتوای گزارش‌‏ها و پروژه‌‏های اجرایی کتابخانه‌‏ها و نهادهای پیشروی بین‏‌المللی در حوزه سازمان‏دهی اطلاعات گردآوری و تحلیل شد. یافته‏‌ها نشان‌‏دهنده پنج دسته کلیدی از اقدامات نوین در حوزه سازمان‏دهی اطلاعات هستند: توسعه استانداردهای فراداده‏ای، ایجاد خدمات داده‌‏باز، پیاده‏سازی داده‏‌های پیوندی، بهره‏‌گیری از فناوری‏‌های هوشمند، و مشارکت کاربران در تولید فراداده. مضمون فراگیر شناسایی‏شده «تحول در سازمان‏دهی و دسترس‏پذیری اطلاعات در محیط دیجیتال» است که بیانگر حرکت به‌‏سوی سیستم‌‏های هوشمند، خودکار و کاربرمحور است. نتایج این مطالعه می‌‏تواند به کتابخانه‏‌های ایرانی در گذار از الگوهای سنتی، به‏کارگیری فناوری‏های نوین و ارتقاء کیفیت خدمات فهرست‏نویسی کمک کند. راهکارهایی چون جایگزینی نرم‏افزارهای سنتی با سامانه‏‌های مبتنی بر RDF، طراحی سیستم‌‏های هوشمند فهرست‏نویسی با بهره‏‌گیری از یادگیری ماشین، ایجاد API باز، پلتفرم‌‏های جمع‌‏سپاری، سامانه واسپاری ناشرین، و اجرای پروژه ملی «ویکی‏‌کتابخانه» مطرح شده‏اند. همچنین توسعه گراف دانش ملی، نشانه‏‌گذاری ساخت‏یافته، و بومی‌‏سازی ISBD نیز برای افزایش تعامل‏‌پذیری، دقت و استانداردسازی داده‌‏های کتابشناختی پیشنهاد شده است.

مقاله پژوهشی وب معنایی و هستان‌نگاری (آنتولوژی)

تحلیل روندهای تحقیقاتی در بازیابی تصاویر با استفاده از هستی‏‌شناسی

صفحه 113-145

https://doi.org/10.22054/jks.2025.85862.1718

راضیه فرشید، سعید اسدی، داود حاصلی، آزاده فخرزاده

چکیده با توجه به افزایش تصاویر دیجیتالی و دسترسی آسان به دوربین‏‌های دیجیتال، پردازش و بازیابی تصویر به یکی از مهم‏ترین زمینه‏‌های تحقیقاتی تبدیل شده است. ازاین‏‌رو هدف این مقاله بررسی روند تحقیقاتی در بازیابی تصاویر با استفاده از هستی‌‏شناسی است. جامعه آماری این پژوهش تمامی پژوهش‏‌هایی است که تا پایان سال 2024 در پایگاه اسکوپوس نمایه شده است که تعداد آن‏ها 716 اثر است. برای تحلیل داده‏ها از نرم‌‏افزار اکسل، گفی، بیب اکسل، اس پی اس اس و برای ترسیم نمودار از نرم‏افزار ووس ویور، اکسل و اس پی اس اس استفاده شد. نتایج نشان داد کلیدواژه بازیابی تصاویر با فراوانی 572 در جایگاه اول قرار دارد. تحلیل هم‏‌واژگانی به تشکیل شش خوشه منجر شد. زیرساخت‏‌ها و فناوری‌‏های بنیادین بازیابی تصویر، تکنیک‏‌های معنایی و تحلیل محتوای تصویر، یادگیری ماشین و کاربردهای هوشمند در بازیابی تصویر، وب معنایی و جستجوی مبتنی بر هستی‌‏شناسی، جنبه‌‏های مدیریتی و انسانی در بازیابی اطلاعات، بهبود کیفیت و پردازش پرس‏وجو در بازیابی تصویر. در میان مفاهیم موجود، برخی از آن‏ها بیشترین تعداد استناد را دریافت کرده‏اند: مانند بازیابی تصویر، یادگیری ماشین، بینایی کامپیوتر، یادگیری عمیق، سیستم‌‏های پایگاه داده، کتابخانه‏‌های دیجیتال، اینترنت، ورد نت، هوش مصنوعی، بازیابی اطلاعات. نمودار سلسله مراتبی چهار خوشه موضوعی بازیابی تصویر مبتنی بر معناشناسی، بازیابی هوشمند تصاویر با الگوریتم یادگیری، بازیابی معنایی تصاویر به کمک حاشیه‏‌نویسی، بازیابی هوشمند تصاویر تشکیل شد. نقشه‏های علمی روش مناسبی برای نمایش رشد روزافزون فعالیت‏‌های علمی و سازمان‏دهی ساختار فکری و علمی تشکیل‏‌دهنده‌‏ی یک قلمروی موضوعی است

مقاله پژوهشی مدیریت اطلاعات و دانش

امکان‏ سنجی استقرار مدیریت دانش در سازمان تبلیغات اسلامی

صفحه 147-174

https://doi.org/10.22054/jks.2025.83933.1689

حسین توکلی، گلنسا گلینی مقدم، رضا ملکی

چکیده این پژوهش با هدف امکان‌سنجی استقرار مدیریت دانش در سازمان تبلیغات اسلامی، بر اساس چارچوب سازمان بهره‌وری آسیایی انجام گرفت. روش تحقیق، کاربردی و از نوع توصیفی ـ پیمایشی بود که در آن اطلاعات نظری از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و داده‌های اجرایی با استفاده از پرسشنامه استاندارد آمادگی استقرار مدیریت دانش سازمان بهره‌وری آسیایی (تهیه‌شده توسط این سازمان و دارای روایی و پایایی تأییدشده) گردآوری گردید. جامعه آماری شامل کارشناسان و متخصصان سازمان تبلیغات اسلامی بود که با بهره‌گیری از جدول مورگان، نمونه‌ای ۱۳۱ نفره انتخاب شد. نتایج نشان دادند که میزان آمادگی سازمان در هر هفت شاخص مدل در سطح آغاز قرار دارد: شاخص رهبری ۱۵٫۵۱، فرایند ۱۵٫۵۱، افراد ۱۴٫۵۴، فناوری ۱۷٫۵۷، فرایندهای دانشی ۱۵٫۲۷، یادگیری و نوآوری ۱۴٫۷۵ و نتایج مدیریت دانش ۱۴٫۳۴؛ بیشترین آمادگی مربوط به بعد فناوری بوده که اجرای آن آسان‌تر خواهد بود. مجموع امتیازات ۱۰۷٫۴۹ به دست آمد که بیانگر قرار داشتن کل سازمان در سطح ابتدایی از منظر آمادگی برای استقرار مدیریت دانش است. این یافته‌ها نشان دادند که با وجود آغازین بودن سطح آمادگی، سازمان تبلیغات اسلامی ظرفیت حرکت به‌سوی پیاده‌سازی مدیریت دانش را دارد و تمرکز بر ارتقای ابعاد ضعیف‌تر می‌تواند به تسریع این فرایند کمک کند

مقاله پژوهشی

ارائه مدل مزیت رقابتی مبتنی بر مدیریت دانش در موسسه نوین دانش‌پژوهان

صفحه 175-200

https://doi.org/10.22054/jks.2022.64110.1475

ستاره پاریان، محمد حسن زاده، عاطفه شریف

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مزیت رقابتی مبتنی بر مدیریت دانش در موسسه نوین دانش‌پژوهان است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با روش کمی انجام شد. جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از روش‌های اسنادی و پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری این تحقیق را 30 نفر از کارمندان موسسه نوین دانش‌پژوهان تشکیل داده است. سؤالات پرسشنامه پژوهش حاضر طبق مقیاس پنج‌گزینه‌ای لیکرت و با بهره‌گیری از پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش شرون لاوسون (2003) تدوین شد که روایی و پایایی آن بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و ارائه مدل مناسب از روش‌های آماری- توصیفی میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون و آزمون ناپارامتریک اسمیرنف کولموگروف و نرم‌افزارهای موردنیاز استفاده شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده مشخص شد که سطح معناداری مزیت رقابتی با مؤلفه‌های مدیریت دانش، نشان‌دهنده ارتباط معنادار میان آن‌ها است. طبق یافته‌های معادلات ساختاری نیز مشخص شد که تمامی مؤلفه‌های مدیریت دانش با مزیت رقابتی دارای ارتباط معنادار بودند. علاوه بر آن طبق شاخص‌های بررسی‌شده، مدل به‌دست‌آمده دارای برازش مناسبی است. با توجه به نتایج بیان‌شده مدیریت دانش و مؤلفه‌های آن، به‌عنوان اجزا و عناصر مهم بقای سازمان و حفظ موقعیت رقابتی آن موردتوجه قرار گرفته‌اند.

مقاله پژوهشی مدیریت دانش

تأثیر رهبری تحول‌گرا بر گشودگی برای تغییر از طریق نوآوری و یادگیری سازمانی

صفحه 201-226

https://doi.org/10.22054/jks.2022.63861.1473

عباس قائدامینی هارونی، مهرداد صادقی، زهرا صادقی ده چشمه، غلام رضا مالکی فارسانی

چکیده هدف این پژوهش بررسی تأثیر رهبری تحول‌گرا بر گشودگی برای تغییر از طریق نوآوری و یادگیری سازمانی بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه اعضای هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان به تعداد 380 نفر تشکیل دادند که از طریق فرمول نمونه‌گیری کوکران تعداد 180 نفر به‌عنوان نمونه از طریق روش نمونه‌گیری طبقه متناسب با حجم انتخاب شدند ابزار پژوهش پرسش‌نامه رهبری تحول‌گرا باس و آولیو (2000) و پرسش‌نامه گشودگی برای تغییر میلر و همکاران (2009) و پرسش‌نامه نوآوری سازمانی اسماعیل و همکاران (2002) و پرسش‌نامه یادگیری سازمانی فام و اسوایرسزک (2006) بودند. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در سطح استنباطی مشتمل بر مدل‌سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که رهبری تحول‌گرا از طریق یادگیری سازمانی بر گشودگی برای تغییر تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 45/0 است و از طریق نوآوری سازمانی بر گشودگی برای تغییر تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 44/0 است و همچنین رهبری تحول‌گرا بر گشودگی برای تغییر تأثیر مثبت و معناداری دارد که ضریب این تأثیر 66/0 است.

مقاله پژوهشی مدیریت دانش

شناسایی و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش در سازمان‌ها

صفحه 227-265

https://doi.org/10.22054/jks.2026.91481.1764

رضا ملکی، مهدی علیپور حافظی، سحر یاقوتی پیله رود

چکیده  فرهنگ دانش مهم‏ترین پیشران اجرای مدیریت دانش در سازمان است. عواملی متعددی بر این فرهنگ تأثیرگذار هستند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت‏‌بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش در سازمان‏‌ها انجام شده است. روش: پژوهش حاضر کاربردی است و با رویکرد کیفی اجرا شده است. برای شناسایی و اولویت‏‏بندی عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش، از روش فرا ترکیب و رویکرد هفت مرحله‏‏ای بارسو و ساندلوسکی استفاده شده است. پس از تعیین پرسش‏ها، پایگاه‏‏های اطلاعات علمی فارسی و انگلیسی بـا استفاده از واژگان و اصطلاحات کلیدی جست‏وجو و پژوهش‏های این حوزه شناسایی و استخراج شدند. در مرحله دوم بر اساس ارتباط عنوان پژوهش با واژگان کلیدی و در مرحله سوم با مطالعه چکیده، 95 پژوهش شامل 82 مقاله (23 انگلیسی و 59 فارسی) و 13 پایان‏نامه انتخاب شدند. پس از مطالعه محتوای این پژوهش‌‏ها، درنهایت 24 پژوهش شامل 16 مقاله (4 انگلیسی و 12 فارسی) و 8 پایان‏نامه کاملاً مرتبط با موضوع پژوهش استخراج شد و طی مراحل بعدی فراترکیب، عوامل مؤثر بر فرهنگ دانش در سازمان شناسایی شدند. در گام بعد، این عوامل برحسب شاخص‏های فراوانی، روزآمدی و ارتباط با فرهنگ دانش، امتیازدهی و اولویت‌‏بندی شدند. یافته‌‏ها: بر اساس یافته‏‌ها 47 عامل تأثیرگذار بر فرهنگ دانش شناسایی شده‌‏اند، از میان این عوامل، 11 عامل به ترتیب امتیاز به‌‏عنوان عوامل مؤثرتر بر فرهنگ دانش شناسایی و اولویت‏‌بندی شدند. این عوامل به ترتیب اولویت شامل: پاداش؛ حمایتگری؛ اعتماد؛ آموزش، یادگیری و توانمندسازی؛ خلاقیت و نوآوری؛ ارتباطات؛ رقابت‏‏‌پذیری؛ ثبات؛ جهت‌‏‏گیری عملکرد؛ رهبری و فناوری اطلاعات و ارتباطات است. نتیجه‏گیری: شناسایی و اولویت‌‏بندی 11 عامل که بیشترین تأثیر را بر فرهنگ دانش سازمان‏‌ها دارند، به سازمان‌‏ها در بررسی و شناخت وضعیت فرهنگ دانش خود و ارتقای آن کمک مؤثری می‏کند.

مقاله پژوهشی ارزیابی نظام‌های بازیابی اطلاعات و دانش

تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد تجاری‌سازی فناوری با اثر میانجی نوآوری سازمانی

صفحه 267-298

https://doi.org/10.22054/jks.2023.70236.1538

محمدابراهیم سمیع، فرنوش براتی

چکیده هدف از پژوهش حاضر مطالعه تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد تجاری‏سازی فناوری با تأکید بر نقش میانجی نوآوری سازمانی در شرکت سپاهان باتری است. پژوهش حاضر، پژوهشی پیمایشی است که در آن از ابزار پرسشنامه استاندارد برای گردآوری داده‏ها استفاده شده است. جامعه آماری این مقاله مربوط به واحد تجاری‏سازی شرکت سپاهان باتری با حدود 100 نفر نیروی انسانی است. با توزیع پرسشنامه در میان 80 نفر از ایشان، تعداد 70 پرسشنامه برای تحلیل عودت داده شد که مبنای تحلیل آماری قرار گرفته است. پرسشنامه شامل 32 سؤال اصلی به تعداد شاخص‏های تبیین‏کننده سازه‏های پژوهش است. همچنین برای بررسی روایی (روایی همگرا و واگرا) از تکنیک معادلات ساختاری، به روش حداقل مربعات جزئی و برای بررسی پایایی پرسشنامه از سه معیار ضرایب بارهای عاملی، آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. بررسی نتایج پژوهش با استفاده از تکنیک مدل‏سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی نشان داد که مدیریت دانش بر نوآوری ‏سازمانی تأثیر معناداری با مقدار 508/. دارد. همچنین مدیریت دانش بر عملکرد تجاری‏سازی ‏فناوری تأثیر معناداری با مقدار 345/. دارد و میانجی‏گری نوآوری سازمانی در رابطه مدیریت دانش بر عملکرد تجاری‏سازی فناوری تأثیر معناداری با مقدار 373/. دارد. بقای شرکت سپاهان باتری و ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای این شرکت، درگرو ارتقای پیوسته دانش سازمانی و مدیریت آن، فراهم کردن بستری جهت خلق و به‏کارگیری نوآوری‏های سازمانی و درنتیجه، بهبود عملکرد تجاری‏سازی فناوری است