اصول نظریه کوانتومی اطلاعات و قابلیتهای آن در بازیابی اطلاعات
صفحه 1-20
https://doi.org/10.22054/jks.2025.86403.1723
پوریا راحت، محسن حاجی زینالعابدینی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف اصلی تحلیل قابلیتهای نظریه کوانتومی اطلاعات در بهبود فرآیندهای بازیابی اطلاعات انجام شده است. پژوهش به دنبال پاسخ به این مسئله است که چگونه میتوان از اصول بنیادی مکانیک کوانتومی برای رفع چالشهای موجود در سیستمهای بازیابی اطلاعات سنتی بهره برد.
روش :پژوهش حاضر با استفاده از روش کتابخانهای و رویکرد تحلیلی-مروری انجام شده است. در این راستا، با مرور جامع ادبیات نظری، مفاهیم بنیادین نظریه کوانتومی اطلاعات شناسایی و سپس ارتباط مفهومی و کاربردی آنها با حوزه بازیابی اطلاعات به صورت نظاممند تحلیل گردیده است.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد که نظریه کوانتومی اطلاعات از طریق مفاهیمی چون برهمنهی و درهمتنیدگی، چارچوب جدیدی برای نمایش، پردازش و بازیابی اطلاعات فراهم میکند. بهکارگیری پدیدههایی مانند الگوریتمهای کوانتومی و تصحیح خطای کوانتومی میتواند به طور چشمگیری دقت و سرعت بازیابی اطلاعات را افزایش دهد. این رویکرد با یکپارچهسازی جنبههای بازنمایی، رتبهبندی و شناختی کاربر، راهکارهایی برای توسعه سیستمهای پویاتر و آگاه به زمینه ارائه میدهد.
نتیجهگیری: علیرغم وجود موانع فنی و نظری ، نظریه کوانتومی اطلاعات پتانسیل ایجاد یک تحول بنیادین در حوزه بازیابی اطلاعات را داراست. انتظار میرود با پیشرفت تحقیقات در این زمینه، فناوریهای نوینی مبتنی بر اصول کوانتومی توسعه یابند که منجر به افزایش کارایی، امنیت و دقت در سیستمهای بازیابی اطلاعات آینده خواهد شد.
رفتار جستجوی معنایی اطلاعات در پایگاه اطلاعاتی پابمِد در زمینه کووید-19 براساس مدل شناختی اینگورسن
صفحه 20-40
https://doi.org/10.22054/jks.2026.92645.1772
الهه حسینی، امیر غائبی، رقیه کاظمی اشلقی
چکیده زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تحلیل رفتار جستجوی معنایی اطلاعات اعضای هیأت علمی بیمارستان شهید مدرس در پایگاه اطلاعاتی پابمِد در زمینه کووید-19 بر اساس مدل شناختی اینگورسن است.
روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی با رویکرد کمی و روش پیمایشی توصیفی-تحلیلی انجام شد. جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی بیمارستان شهید مدرس بود. ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است. برای تحلیل دادهها از نرم افزار اس.پی.اس.اس. (ورژن 25) استفاده شد.
یافتهها : حدود ۵۲٪ پاسخگویان از پیشنهادهای خودکار کلیدواژه در پابمِد رضایت دارند. ۶۷٪ با استفاده از فیلتر موضوعات اصلی مش موافقند، اما تنها ۴۴٪ از زیرعنوانهای موضوعی بهعنوان ابزار دقیقتر برای جستجوی معنایی استفاده میکنند. ابزار PICO با ۳۵.۲٪ موافق جایگاه ضعیفی در رفتار جستجویی کابران دارد. نزدیک به ۶۰٪ بر نقش مترادفها در غنای جستجو تأکید دارند. ۶۸.۶٪ کلیدواژههای پیشنهادی را بهعنوان ابزاری برای توسعه جستجوی معنایی خود مفید میدانند و ۷۹.۶٪ چکیدهها را کلید ارزیابی مرتبط بودن نتایج میشناسند.همچنین، تفاوت معناداری در رفتار جستجوی معنایی بر اساس رتبه دانشگاهی، سابقه خدمت، و رتبه تخصص و فوقتخصص وجود دارد. تفاوت بر اساس جنسیت معنادار نیست.
نتیجهگیری: رفتار جستجوی کاربران علاوه بر ویژگیهای سامانه بازیابی، تحت تأثیر عوامل شناختی فردی و نیز بسترهای اجتماعی و سازمانی قرار دارد. بنابراین تقویت آموزش مهارتهای جستجوی پیشرفته و آشنایی با ابزارهای مفهومی پابمِد میتواند به بهبود کیفیت جستجوهای معنایی، افزایش کارایی بازیابی و حمایت مؤثرتر از تصمیمگیریهای علمی و بالینی منجر شود.
طراحی مدل توسعه سواد علم داده مبتنی بر هوش مصنوعی در دانش آموزان - رویکرد فراترکیب نظریه ساز
صفحه 41-60
https://doi.org/10.22054/jks.2026.89092.1747
فرزانه دیمه کار حقیقی، علیرضا حیدری، پریسا یزدان دوست، بهاره خیاطی
چکیده هدف کلی از این پژوهش، ارائه مدل توسعه سواد علم داده با استفاده از هوش مصنوعی در دانش آموزان مبتنی بر پیشایند، فرایند و پیامد با رویکرد سنتزپژوهی و روش فراترکیب نظریهساز بود. بر این اساس، واژه های کلیدی «علم داده»، «سواد علم داده»، «سواد داده»، «هوش مصنوعی»، «هوش ماشینی»، «پشتیبانی هوشمند» «واقعیت مجازی» در مطالعات مرتبط در پایگاههای لاتین مانند Wiley، Science Direct، Taylor & Francis، Pro-Quest، Scopus، Emerald و فارسی مگیران، نورمگز و SID، شناسایی و پس از ارزیابی و غربالگری مقالات، نهایتاً تعداد 77 مقاله برای استفاده در پژوهش انتخاب تحلیل شدند. شیوه تحلیل دادهها بر مبنای نظریه دادهبنیاد و شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی بود. یافتههای پژوهش نشان داد که پیشایندهای توسعه سواد علم داده مبتنی بر هوش مصنوعی در دانشآموزان در سه کد محوری چارچوبهای نظری و راهبردی برنامه درسی، شایستگیهای معلم و شایستگیهای دانشآموزان و 59 کد باز دستهبندی میشوند. فرآیند توسعه سواد علم داده در دانشآموزان نیز در هشت کد محوری از طریق 13 کد باز (ابزارها و پلتفرمهای دیجیتال) پشتیبانی میگردند، همچینن پیامدهای توسعه سواد علم داده مبتنی بر هوش مصنوعی در دانشآموزان در سه کد محوری پیامدهای تحصیلی، فرامعرفتی و عاطفی، و اجتماعی دستهبندی میشود که در 15 کد باز گسترش یافتهاند. نتایج بیانگر آن است که توسعه سواد علم داده مبتنی بر هوش مصنوعی دانشآموزان را برای مشارکت آگاهانه و مسئولانه در جامعه دادهمحور توانمند میکند و ضرورت طراحی برنامههای درسی دادهمحور و حمایت از توسعه حرفهای معلمان برای تحقق سواد علم داده مورد تاکید قرار میگیرد.
تحلیل خوشهای توسعه دانش در مدیریت داده چابک در صنعت بانکداری
صفحه 61-80
https://doi.org/10.22054/jks.2025.87476.1736
میلاد پدیدارفرد، عاطفه شریف، محمد حسنزاده، مصطفی امینی، امین نظارات
چکیده هدف اصلی این پژوهش، تحلیل ساختار دانش و روندهای پژوهشی مدیریت داده چابک (ADM) در صنعت بانکداری است. با استفاده از رویکرد کتابسنجی، این پژوهش به شناسایی نویسندگان کلیدی، خوشههای مفهومی، روندهای واژگانی و همکاریهای بینالمللی پرداخته و تصویری جامع از وضعیت فعلی و آینده پژوهشهای مرتبط ارائه میدهد. برای انجام تحلیل، از دادههای نمایهشده در پایگاه Scopus شامل ۵۵۲ مقاله از ۱۹۸۰ تا ژوئن ۲۰۲۵ استفاده شد. ابزار تحلیل بسته نرمافزاری Bibliometrix در محیط R بود.
هدف اصلی این پژوهش، تحلیل ساختار دانش و روندهای پژوهشی در مدیریت داده چابک (ADM) در صنعت بانکداری است.. برای انجام تحلیل، از دادههای نمایهشده در پایگاه Scopus شامل ۵۵۲ مقاله بین سالهای ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۵ استفاده شد. ابزارهای تحلیل شامل VOSviewer و بسته نرمافزاری Bibliometrix در محیط R بودند. انواع تحلیلهای مورد استفاده شامل همواژگانی، همنویسندگی، همارجاعی، و تحلیل زوجهای کتابشناختی بودهاند. فقط مقالات کامل، انگلیسیزبان و پژوهشی در تحلیل لحاظ شدند. خوشههای مفهومی: پنج خوشه اصلی شامل تحول دیجیتال، فناوریهای نوظهور، رفتار مشتری، مدیریت دانش، و توسعه پایدار شناسایی شد. نویسندگان و کشورها: هند، اندونزی و مالزی بیشترین مقالات را منتشر کردهاند. نویسندگانی مانند خُرسند و سولداتوس بهعنوان بازیگران کلیدی شناخته شدند. روندها: مفاهیمی مانند "بلاکچین"، "تحول دیجیتال" و "بانکداری هوشمند" بیشترین رشد را داشتهاند. شبکه همکاریها: همکاریهای منطقهای جنوب-جنوب (هند–اردن–اندونزی) و غربیها در تولید چارچوبهای نظری برجسته است. این مطالعه نشان میدهد که مدیریت داده چابک بهعنوان یک حوزه میانرشتهای، در حال رشد سریع بوده و بهطور فزایندهای برای بانکها حیاتی است. نتایج این پژوهش میتواند مبنایی برای سیاستگذاری، توسعه...
نقش کتابداران کتابخانههای عمومی و متخصصان در مستندسازی و بازیابی دانش بومی زعفران: یک مطالعه کیفی در خراسان جنوبی
صفحه 81-100
https://doi.org/10.22054/jks.2026.92734.1773
لیلی سیفی، افسانه حفاظی، محسن آیتی
چکیده هدف: این پژوهش با هدف بررسی نقش کتابداران کتابخانههای عمومی و متخصصان جهاد کشاورزی در مستندسازی و بازیابی دانش بومی زعفران در خراسان جنوبی، ایران انجام شده است.
روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای غیرساختاریافته با کتابداران کتابخانههای عمومی (20 نفر) و متخصصان جهاد کشاورزی (10 نفر) در خراسان جنوبی و با استفاده از نمونهگیری هدفمند گردآوری شد. مصاحبهها بر شیوههای مستندسازی دانش بومی، سازوکارهای بازیابی، چالشهای موجود و راهکارهای پیشنهادی تمرکز داشتند. دادهها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و از طریق کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند.
یافته ها: یافتهها نشان داد که دانش بومی زعفران عمدتاً از طریق روایتهای شفاهی، مصاحبه با کشاورزان باتجربه، مستندسازی چندرسانهای، منابع مکتوب و آرشیوهای محلی مستندسازی میشود. شیوههای بازیابی دانش شامل مخازن دیجیتال، نظامهای اطلاعاتی، سازماندهی فرادادهها، کتابخانههای دیجیتال و میانجیگری اطلاعاتی بود. همچنین، پژوهش چالشهای متعددی از جمله ضعف زیرساختهای فناورانه، محدودیت همکاریهای نهادی، نبود مشارکت کافی و نابودی تدریجی دانش بومی به دلیل سالخوردگی دارندگان دانش را شناسایی کرد.
نوآوری/ارزش: این پژوهش با تمرکز ویژه بر دانش بومی زعفران در خراسان جنوبی، به ادبیات محدود مدیریت دانش بومی کشاورزی در ایران کمک میکند. همچنین، نقش مشارکتی کتابداران و متخصصان جهاد کشاورزی را در حفاظت، سازماندهی و بازیابی دانش بومی کشاورزی برجسته میسازد.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر نتیجهگیری میکند که حفاظت و بازیابی پایدار دانش بومی زعفران مستلزم همکاری یکپارچه میان کتابخانهها، نهادهای کشاورزی، جوامع محلی و نظامهای اطلاعاتی دیجیتال است.
بررسی شکاف دانش و عملکرد در حوزه سواد تابآوری دیجیتال: یک مطالعه کیفی با تمرکز بر استراتژیهای فعال مقابلهای
صفحه 101-120
https://doi.org/10.22054/jks.2025.89136.1749
مژگان عروجی
چکیده در عصر تحولات شتابان فناوری، توانایی کاربران در درک، تحلیل و بازسازی روابط فناورانه نقش بسیار مهمی در میزان تاب آوری دیجیتال دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی شکاف میان دانش و عملکرد در سواد تاب آوری دیجیتال و شناسایی استراتژیهای فعال مقابلهای کاربران در مواجهه با بحرانهای محیط دیجیتال صورت گرفته است. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر رویکرد نظریه زمینهای است. دادههای از طریق مصاحبههای نیمه ساختاریافته با جامعه آماری 25 نفر از فعالان (فعالان مدنی، کنشگران رسانهای) شبکه اجتماعی اینستاگرام گردآوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد. یافتهها نشان داد شکاف دانشی در حوزه سواد تاب آوری دیجیتال عمدتا ناشی از درک سطی از خطرات فناوری، وابستگی شناختی به پلتفرم و کمبود سواد الگوریتمی است، در حالی که شکاف عملکردی به ناتوانی در بازآفرینی رفتارهای فناورانه تطبیقی و ضعف در تنظیم هیجان دیجیتال است. 3 محور اصلی برای شکاف استراتژیهای فعال مقابلهای بدست آمد: - یادگیری بازتابی و خودتنظمی، - بازسازی هویت دیجیتال در مواجهه با بحران دادهای و – بهرهگیری از شبکههای حمایتی و همیاری فناورانه. نتایج پژوهش حاضر نشان میدهد توسعه مفهوم سواد تاب آوری دیجیتال به عنوان شایستگی کلیدی در زیست فناورانه مدرن کمک کرده و تجربه تاب آوری نه صرفا نتیجه آموزش، بلکه فرآیند پیوستهای از یادگیری، بازاندیشی و بازسازی فناورانه افراد است.
چالشهای استفاده از هوش مصنوعی در فرایند کسب دانش دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان و راهکارهای آن
صفحه 121-140
https://doi.org/10.22054/jks.2025.87960.1738
مظهر بابائی، پرستو صالحی
چکیده هدف پژوهش حاضر شناسایی چالشهای استفاده از هوش مصنوعی در فرایند کسب دانش دانشجویان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان و راهکارهای غلبه بر چالشها بود. از پارادایم انتقادی رویکرد کیفی و استراتژی پدیدارشناسی کلایزی بهره برده شد. میدان پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بود. گردآوری دادهها با مصاحبهی نیمهساختاریافته صورت گرفت. در مجموع با 32 دانشجو با انتخاب هدفمند و ملاکمحور و با معیار اشباعیافتگی در دادهها، مصاحبه به عمل آمد. تحلیل یافتهها با تحلیل استقرایی متن نوشتاری صورت گرفت. یافتهها در دو بخش، چالشهای استفاده از هوش مصنوعی برای کسب دانش دانشجویان و راهکارهای غلبه بر چالشها، ارائه شد. بخش چالشهای در دو زمینه، ایجاد چالش برای جایگاه کسب دانش و بازیابی اطلاعات علمی و ایجاد چالش در کیفیت و کمیت کسب و بازیابی دانش ارائه شد. همچنین به راهکارهای غلبه بر این چالشها در دو حیطهی راهکارهایی در مقام فرد و راهکارهای مبتنی بر محیط سازمانی و آموزشی دانشگاه فرهنگیان پرداخته شد. تحلیل یافتهها نشان داد، هوش مصنوعی در کنار مزایای متعدد برای کسب و بازیابی دانش، میتواند ذهنیت دانشجویان دانشگاه فرهنگیان را نسبت به جایگاه آن، متزلزل کند و تواناییهای علمی و مهارتی آنان را کاهش دهد؛ لذا نحوهی استفاده از این ابزار، نیاز به مدیریت، فرهنگسازی و زمینهسازی دارد. در این راستا با ایجاد تغییراتی همچون جایگزینی ارزشیابی نتیجهمحور با گونهی فرایندمحور آن در دانشگاه فرهنگیان و آموزش نحوهی استفاده از هوش مصنوعی و مدیریت استفاده از آن به دانشجویان، میتوان زمینهی مناسب استفاده از هوش مصنوعی در کسب دانش در این دانشگاه را فراهم نمود.
بررسی رابطه سواد اطلاعاتی با خلاقیت سازمانی و عملکرد شغلی کتابداران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه
صفحه 141-160
https://doi.org/10.22054/jks.2023.71482.1554
صالح رحیمی، هستی صدیقی، محمود مرادی
چکیده هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین رابطه سواد اطلاعاتی با خلاقیت سازمانی و عملکرد شغلی کتابداران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه است.
روششناسی: پژوهش حاضر از نوع پژوهشهای کاربردی و به روش توصیفی- همبستگی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کتابداران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه میباشد(170 نفر). براساس فرمول کوکران 118 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونهگیری مورد استفاده تصادفی طبقهای متناسب بود. جهت گردآوری دادهها از سه پرسشنامه استاندارد سواد اطلاعاتی قاسمی (1386)، خلاقیت سازمانی دورابجی و همکاران (1998) و عملکرد شغلی پاترسون (1970) استفاده شد. پایایی پرسشنامهها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شد و به ترتیب برابر با 81/0، 93/0 و 97/0 به دست آمد که نشان دهنده این است که پرسشنامهها از پایایی مطلوبی برخوردارند. سپس جهت تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیههای پژوهش از شاخصهای توصیفی، آزمون ضریب همبستگی پیرسون و آزمون بوت استرپ در نرمافزار اسپیاساس استفاده شد.
یافتهها: نتایج تجزیه و تحلیل دادهها نشان داد بین سواد اطلاعاتی و مؤلفههای آن با خلاقیت سازمانی و عملکرد شغلی رابطهی مثبت و معنیداری وجود دارد. همچنین خلاقیت سازمانی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و عملکرد شغلی نقش میانجی دارد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده میتوان گفت افزایش سواد اطلاعاتی در میان کتابداران باعث میشود آنها خلاقتر باشند و عملکرد شغلیشان افزایش یابد. در نتیجه مدیران کتابخانههای عمومی استان کرمانشاه میتوانند با بهبود سواد اطلاعاتی کتابداران، خلاقیت سازمانی و عملکرد شغلی آنها را افزایش و عملکرد کتابخانههای عمومی تحت مدیریت خود را بهبود بخشند.
اثربخشی آموزش مدیریت اطلاعات شخصی به روش کلاس معکوس بر کاهش اضطراب اطلاعاتی و اهمالکاری تحصیلی دانشجویان
صفحه 161-180
https://doi.org/10.22054/jks.2026.89112.1748
علی ایمان زاده، کیومرث تقی پور، مهدیه محمدزاده
چکیده هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مدیریت اطلاعات شخصی به روش کلاس معکوس بر کاهش اضطراب اطلاعاتی و اهمالکاری تحصیلی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بود. پژوهش حاضر بر حسب هدف، کاربردی و بر اساس شیوه گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شعبه الزهرای شهر تبریز تشکیل دادند که 30 نفر از آنها با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی15 نفر و کنترل 15 نفر جایگزین شدند. از ابزار پرسشنامه ایمان زاده و مرندی حیدرلو (1403) و مقیاس اهمالکاری تحصیلی سولومون و راثبلوم(1984) به عنوان پیش آزمون- پس آزمون استفاده شد. بسته اموزشی طراحی شده پس از تایید اساتید محترم راهنما و مشاور و متخصصان حوزه علم اطلاعات، از نظر روایی محتوایی مورد تایید قرار گرفت. بسته آموزشی طراحی شده در 10 جلسه 60 دقیقه ای به گروه آزمایشی آموزش داده شد. در بخش آمار توصیفی شاخص هایی نظیر فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد نمرات و در بخش استنباطی برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین میانگین نمرۀ پس آزمون دو گروه آزمایش و کنترل در متغیرهای اضطراب اطلاعاتی و اهمالکاری تحصیلی دانشجویان تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش مدیریت اطلاعات شخصی به روش کلاس معکوس بر کاهش اضطراب اطلاعاتی و اهمالکاری تحصیلی دانشجویان تاثیر گذار بوده است. ب
