کلیدواژه‌ها = مدیریت دانش
مدیریت اطلاعات و دانش

اعتبارسنجی مدل مدیریت دانش مبتنی بر بلاک‌چین با استفاده از روش معادلات ساختاری PLS

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 مهر 1404

https://doi.org/10.22054/jks.2025.86800.1730

امیرعباس محبیان، منصور اسماعیل پور، بهروز بیات، مهرداد محمدزاده علمداری، علیرضا اسفندیاری مقدم

چکیده هدف این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی مدل پیاده‌سازی فناوری بلاک‌چین در مدیریت دانش سازمانی و بررسی نقش عوامل فناورانه، سازمانی و انسانی مؤثر بر آن است. پژوهش از نوع آمیخته (کیفی–کمّی) و کاربردی انجام شد. در بخش کیفی، داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با ۲۵ نفر از خبرگان حوزه فناوری و مدیریت دانش گردآوری و با استفاده از نرم‌افزار NVivo 12 و روش تحلیل مضمون در سه سطح مضامین پایه، سازمان‌دهنده و فراگیر تحلیل شد. یافته‌های کیفی مبنای تدوین مدل مفهومی اولیه قرار گرفت. در بخش کمی، پرسش‌نامه‌ای محقق‌ساخته بر روی ۴۲۵ نفر از کارکنان جهاد دانشگاهی، اداره کل فناوری اطلاعات استان همدان و پنج شرکت دانش‌بنیان اجرا شد. داده‌ها با نرم‌افزارهای IBM SPSS Statistics 26 و SmartPLS 4 و روش مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس (PLS-SEM) تحلیل گردید. نتایج نشان داد که مسیر پیشایندها به مصادیق بلاک‌چین (β=0.784) و مسیر مصادیق به پیامدهای دانشی (β=0.665) در سطح اطمینان ۹۹٪ معنادار هستند. شاخص‌های برازش مدل SRMR=0.061، NFI=0.91 و GOF=0.57 مناسب و ضریب تعیین برای سازه‌های «مصادیق» و «پیامدها» به ترتیب 615/0 و 442/0 برآورد شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که زیرساخت فناورانه، حمایت سازمانی، چارچوب‌های حقوقی و آمادگی فناوری پیش‌نیازهای کلیدی و اجرای موفق بلاک‌چین موجب ارتقای شفافیت، اعتماد، حافظه سازمانی و تصمیم‌گیری دانشی می‌شود. این پژوهش می‌تواند راهنمای کاربردی برای مدیران و سیاست‌گذاران در استقرار سیستم‌های مدیریت دانش مبتنی بر بلاک‌چین باشد.

مدیریت دانش

ارائه الگوی تسهیم دانش در نهاد کتابخانه‌های عمومی ایران

دوره 13، شماره 47، تابستان 1405، صفحه 141-160

https://doi.org/10.22054/jks.2024.79546.1647

سیف اله اندایش، زهرا کیان راد

چکیده چکیده


مقدمه: در عصر کنونی، اهمیت دانش و فعالیت‌های دانش محور در هیچ سازمانی قابل انکار نیست. تمام سازمان‌ها دارای حجم بزرگی از اطلاعات هستند، اما استفاده کارآمد از این اطلاعات نیازمند داشتن نیروهای انسانی مجرب و متخصص است. این نیروها باید قادر باشند با داده‌های اطلاعاتی سازمان کار کنند و آنها را به صورت مؤثر به نفع سازمان بهره‌برداری کنند. هدف پژوهش حاضر شناسایی و رتبه‌بندی عوامل مؤثر بر تسهیم دانش در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور و ارائه الگوی پیاده‌سازی تسهیم دانش در آن سازمان است.


روش‌شناسی: در این پژوهش، از یک رویکرد آمیخته استفاده شده است و از ابزارهای مختلف برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. این ابزارها شامل مطالعات کتابخانه‌ای، مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه بوده‌اند. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران، کارکنان اداری و رؤسای شهرستان‌ها در نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور بوده است. نمونه پژوهش شامل 28 خبره انتخاب شده است و نمونه‌گیری به روش خوشه‌ای صورت گرفته است.


یافته‌ها: نتایج فراترکیب منجر به شناسایی 92 کد، 13 شاخص و 4 بعد اصلی فناوری، فرهنگی، سازمانی، و فردی در پیاده‌سازی تسهیم دانش شد.


نتیجه: نتایج نشان داد که بعد فناوری بیشترین تأثیر و بعد فرهنگی کمترین تأثیر را در پیاده‌سازی تسهیم دانش در نهاد کتابخانه‌های ‌عمومی ‌کشور دارد. در ‌نهایت الگوی پیاده‌سازی تسهیم دانش در 6 سطح، که شاخص فرایندهای عملکردی، شاخص فرایندهای داخلی، شاخص فرایندهای راهبردی، و شاخص حس تعلق سازمانی اطلاعات تأثیرگذارترین و شاخص‌های فرایندهای کسب اطلاعات و فرایندهای انتقال دانش تاثیرپذیرترین بودند.

نظام‌ها و فناوری‌های مدیریت دانش

چارچوب مدیریت دانش مبتنی بر هوش مصنوعی مولد در سازمان‌های دولتی

دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 35-63

https://doi.org/10.22054/jks.2025.86498.1726

جواد مقتدر کارگران

چکیده در عصر تحول دیجیتال، مدیریت دانش به‌عنوان یک منبع کلیدی سازمانی نقشی اساسی در ارتقای تصمیم‌گیری، چابکی سازمانی و توسعه سرمایه فکری ایفا می‌کند. هدف این پژوهش طراحی چارچوبی بومی برای به‌کارگیری هوش مصنوعی مولد در مدیریت دانش سازمان‌های دولتی ایران است. این پژوهش از نوع کاربردی–توسعه‌ای بوده و با رویکرد کیفی و استفاده از روش نظریه‌پردازی داده‌بنیاد انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساخت‌یافته با ۱۵ نفر از خبرگان حوزه‌های مدیریت دانش، فناوری اطلاعات و تحول دیجیتال در دستگاه‌های دولتی گردآوری و با نرم‌افزار مکس‌کیودا در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شد. یافته‌ها به شناسایی پنج مقوله اصلی شامل زیرساخت‌های فناورانه، مدیریت کیفیت دانش مولد، فرهنگ‌سازمانی یادگیرنده، حاکمیت داده و اخلاق هوش مصنوعی، و نظام بازخورد و بهبود مستمر منجر شد که درمجموع چارچوب مفهومی پیشنهادی برای استقرار مدیریت دانش مبتنی بر هوش مصنوعی مولد در سازمان‌های دولتی را شکل می‌دهند. این چارچوب می‌تواند به سیاست‌گذاران و مدیران بخش دولتی در بازطراحی نظام‌های مدیریت دانش با بهره‌گیری از قابلیت‌های هوش مصنوعی مولد کمک کرده و به بهبود کیفیت تصمیم‌گیری، افزایش چابکی سازمانی و ارتقای شفافیت منجر شود.

مدیریت اطلاعات و دانش

امکان‏ سنجی استقرار مدیریت دانش در سازمان تبلیغات اسلامی

دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 147-174

https://doi.org/10.22054/jks.2025.83933.1689

حسین توکلی، گلنسا گلینی مقدم، رضا ملکی

چکیده این پژوهش با هدف امکان‌سنجی استقرار مدیریت دانش در سازمان تبلیغات اسلامی، بر اساس چارچوب سازمان بهره‌وری آسیایی انجام گرفت. روش تحقیق، کاربردی و از نوع توصیفی ـ پیمایشی بود که در آن اطلاعات نظری از طریق مطالعات کتابخانه‌ای و داده‌های اجرایی با استفاده از پرسشنامه استاندارد آمادگی استقرار مدیریت دانش سازمان بهره‌وری آسیایی (تهیه‌شده توسط این سازمان و دارای روایی و پایایی تأییدشده) گردآوری گردید. جامعه آماری شامل کارشناسان و متخصصان سازمان تبلیغات اسلامی بود که با بهره‌گیری از جدول مورگان، نمونه‌ای ۱۳۱ نفره انتخاب شد. نتایج نشان دادند که میزان آمادگی سازمان در هر هفت شاخص مدل در سطح آغاز قرار دارد: شاخص رهبری ۱۵٫۵۱، فرایند ۱۵٫۵۱، افراد ۱۴٫۵۴، فناوری ۱۷٫۵۷، فرایندهای دانشی ۱۵٫۲۷، یادگیری و نوآوری ۱۴٫۷۵ و نتایج مدیریت دانش ۱۴٫۳۴؛ بیشترین آمادگی مربوط به بعد فناوری بوده که اجرای آن آسان‌تر خواهد بود. مجموع امتیازات ۱۰۷٫۴۹ به دست آمد که بیانگر قرار داشتن کل سازمان در سطح ابتدایی از منظر آمادگی برای استقرار مدیریت دانش است. این یافته‌ها نشان دادند که با وجود آغازین بودن سطح آمادگی، سازمان تبلیغات اسلامی ظرفیت حرکت به‌سوی پیاده‌سازی مدیریت دانش را دارد و تمرکز بر ارتقای ابعاد ضعیف‌تر می‌تواند به تسریع این فرایند کمک کند

ارائه مدل مزیت رقابتی مبتنی بر مدیریت دانش در موسسه نوین دانش‌پژوهان

دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 175-200

https://doi.org/10.22054/jks.2022.64110.1475

ستاره پاریان، محمد حسن زاده، عاطفه شریف

چکیده هدف این پژوهش ارائه مدل مزیت رقابتی مبتنی بر مدیریت دانش در موسسه نوین دانش‌پژوهان است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با روش کمی انجام شد. جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از روش‌های اسنادی و پیمایشی انجام گرفت. جامعه آماری این تحقیق را 30 نفر از کارمندان موسسه نوین دانش‌پژوهان تشکیل داده است. سؤالات پرسشنامه پژوهش حاضر طبق مقیاس پنج‌گزینه‌ای لیکرت و با بهره‌گیری از پرسشنامه استاندارد مدیریت دانش شرون لاوسون (2003) تدوین شد که روایی و پایایی آن بررسی و مورد تأیید قرار گرفت. برای تجزیه‌وتحلیل داده‌ها و ارائه مدل مناسب از روش‌های آماری- توصیفی میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون و آزمون ناپارامتریک اسمیرنف کولموگروف و نرم‌افزارهای موردنیاز استفاده شد. با توجه به نتایج به‌دست‌آمده مشخص شد که سطح معناداری مزیت رقابتی با مؤلفه‌های مدیریت دانش، نشان‌دهنده ارتباط معنادار میان آن‌ها است. طبق یافته‌های معادلات ساختاری نیز مشخص شد که تمامی مؤلفه‌های مدیریت دانش با مزیت رقابتی دارای ارتباط معنادار بودند. علاوه بر آن طبق شاخص‌های بررسی‌شده، مدل به‌دست‌آمده دارای برازش مناسبی است. با توجه به نتایج بیان‌شده مدیریت دانش و مؤلفه‌های آن، به‌عنوان اجزا و عناصر مهم بقای سازمان و حفظ موقعیت رقابتی آن موردتوجه قرار گرفته‌اند.

ارزیابی نظام‌های بازیابی اطلاعات و دانش

تاثیر مدیریت دانش بر عملکرد تجاری‌سازی فناوری با اثر میانجی نوآوری سازمانی

دوره 12، شماره 45، زمستان 1404، صفحه 267-298

https://doi.org/10.22054/jks.2023.70236.1538

محمدابراهیم سمیع، فرنوش براتی

چکیده هدف از پژوهش حاضر مطالعه تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد تجاری‏سازی فناوری با تأکید بر نقش میانجی نوآوری سازمانی در شرکت سپاهان باتری است. پژوهش حاضر، پژوهشی پیمایشی است که در آن از ابزار پرسشنامه استاندارد برای گردآوری داده‏ها استفاده شده است. جامعه آماری این مقاله مربوط به واحد تجاری‏سازی شرکت سپاهان باتری با حدود 100 نفر نیروی انسانی است. با توزیع پرسشنامه در میان 80 نفر از ایشان، تعداد 70 پرسشنامه برای تحلیل عودت داده شد که مبنای تحلیل آماری قرار گرفته است. پرسشنامه شامل 32 سؤال اصلی به تعداد شاخص‏های تبیین‏کننده سازه‏های پژوهش است. همچنین برای بررسی روایی (روایی همگرا و واگرا) از تکنیک معادلات ساختاری، به روش حداقل مربعات جزئی و برای بررسی پایایی پرسشنامه از سه معیار ضرایب بارهای عاملی، آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. بررسی نتایج پژوهش با استفاده از تکنیک مدل‏سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی نشان داد که مدیریت دانش بر نوآوری ‏سازمانی تأثیر معناداری با مقدار 508/. دارد. همچنین مدیریت دانش بر عملکرد تجاری‏سازی ‏فناوری تأثیر معناداری با مقدار 345/. دارد و میانجی‏گری نوآوری سازمانی در رابطه مدیریت دانش بر عملکرد تجاری‏سازی فناوری تأثیر معناداری با مقدار 373/. دارد. بقای شرکت سپاهان باتری و ایجاد مزیت رقابتی پایدار برای این شرکت، درگرو ارتقای پیوسته دانش سازمانی و مدیریت آن، فراهم کردن بستری جهت خلق و به‏کارگیری نوآوری‏های سازمانی و درنتیجه، بهبود عملکرد تجاری‏سازی فناوری است

مدیریت دانش

ارائه طرح پیاده‌سازی مدیریت دانش با استفاده از فناوری بلاک‌چین (مطالعه موردی: جهاد دانشگاهی)

دوره 12، شماره 44، پاییز 1404، صفحه 35-68

https://doi.org/10.22054/jks.2024.79806.1654

امیرعباس محبیان، منصور اسماعیل پور، بهروز بیات، مهرداد محمدزاده علمداری، علیرضا اسفندیاری مقدم

چکیده دانش تولیدشده در سازمان‏ها در حال افزایش است و آن‏ها را وادار به استفاده از راهبردهای جدید برای ذخیره‏سازی دانش می‏کند. بلاک‌چین یک فناوری غیرمتمرکز جدید است که به‌طور بالقوه می-تواند مدیریت دانش را بهبود بخشد. با عنایت به این‏که جهاددانشگاهی با قریب به 7200 نفر کارکنان هیئت‌علمی و غیر هیئت‌علمی یک سازمان دانشی است و با توجه ‌به ماهیت آن شاید بیش از سازمان‏های دیگر حفظ و نگهداری دانش در آن اهمیت داشته باشد به همین منظور طرحی پیشنهادی به مدیران ارشد این نهاد ارائه گردید تا با استفاده از به‏روزترین فناوری‏ها این مهم را پیاده‌سازی نمایند. به‌همین‎جهت هدف از این پژوهش ارزیابی وضعیت جهاددانشگاهی برای استقرار مدیریت دانش و سپس ارائه طرحی پیشنهادی جهت پیاده‌سازی آن با استفاده از فناوری بلاک‌چین است. در مطالعه حاضر، با استفاده از جدول مورگان 367 نفر به‌عنوان جامعه نمونه که ترکیبی از مدیران و کارشناسان هیئت‌علمی و غیر هیئت‌علمی انتخاب و با مدل توصیفی به بررسی وضعیت جهاددانشگاهی درزمینۀ فرهنگ‌سازمانی، فناوری اطلاعات، ساختار سازمانی و منابع انسانی می‌پردازد تا الگویی مناسب برای مدیریت دانش ایجاد کند. برای تجزیه‌وتحلیل داده‏ها از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. با عنایت به نتایج آزمون t با درجه آزادی 319 و فاصله اطمینان 05/0 و میانگین نظری 5/3 یافته‏های پژوهش حاکی از آن است که وضعیت منابع انسانی مناسب و وضعیت ساختار و فرهنگ‌سازمانی و فناوری اطلاعات متوسط برای کاربرد مدیریت دانش است. درنهایت بر اساس نتایج پژوهش، طرحی پیشنهادی جهت پیاده‌سازی مدیریت دانش با استفاده از فناوری بلاک‌چین ارائه شد.

مدیریت دانش

ارائه چارچوب برای شناسایی تحلیل عوامل مؤثر بر موفقیت‌های کسب‌وکارهای دانش‌بنیان با تمرکز بر فرایندهای مدیریت دانش

دوره 12، شماره 44، پاییز 1404، صفحه 97-139

https://doi.org/10.22054/jks.2025.83177.1682

رضا کریمی، راحیل کریمیان

چکیده هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب برای شناسایی تحلیل عوامل مؤثر بر موفقیت‌های کسب‌وکارهای دانش‌بنیان با تمرکز بر فرایندهای مدیریت دانش است. پژوهش حاضر ازنظر روش کمی و به لحاظ هدف کاربردی است. در پژوهش حاضر از روش دلفی فازی و مارکوس برای تحلیل‌ داده‌ها، استفاده شد. جامعه پژوهش حاضر متشکل از متخصصان درزمینة مدیریت دانش، اقتصاد و حوزه کسب‌وکار دانش‌بنیان است؛ و 13 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده در این مطالعه، مصاحبه و پرسش‌نامه (پرسش‌نامه خبره‌سنجی و پرسش‌نامه روش مارکوس) هستند. عوامل از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان مدیریت دانش، 43 عامل شناسایی شد که بعد از غربال دلفی فازی به 27 مؤلفه نهایی رسید؛ و غربال شاخص‌های استخراجی با توزیع پرسش‌نامه‌های خبره‌سنجی و برای غربال عوامل از روش دلفی فازی استفاده شد. نتایج نشان داد که هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی مشخص، نه‌تنها مسیر و جهت‌گیری کسب‌وکارها را تعیین بلکه به ایجاد تمرکز و انگیزه در گروه‌ها مؤثر است و سیاست‌گذاری، حکمرانی تعریف ساختارها و فرایندهای لازم برای مدیریت دانش سبب بهبود ارتباطات داخلی و تعامل با ذی‌نفعان می‌شود. علاوه بر این، فرهنگ سازمانی مثبت و حمایتی، زمینه‌ساز اشتراک و تبادل دانش است و اعضای گروه در محیطی امن و خلاقانه به فعالیت می‌پردازند. فرهنگ نوآوری و خلاقیت نیز به تحریک ایده‌های جدید و ایجاد فضای مناسب برای آزمون‌وخطا است و درنهایت، هم‌افزایی بین این عوامل به ایجاد یک اکوسیستم دانش‌بنیان تبدیل می‌شود که در آن نوآوری، همکاری و یادگیری مداوم محور فعالیت‌ها است.

مدیریت دانش

کاربرد شبکه‌های عصبی مصنوعی در پیش‌بینی میزان موفقیت نگهداشت و توسعه دانش منابع انسانی

دوره 12، شماره 43، تابستان 1404، صفحه 1-28

https://doi.org/10.22054/jks.2025.82244.1673

محمد علی سیاه سرانی کجوری، محمودرضا چراغعلی

چکیده در عصر اطلاعات، دانش مهم‌ترین و باارزش‌ترین سرمایه هر سازمانی به شمار می‌رود. این پژوهش، بر اساس هدف از نوع پژوهش‏‌های کاربردی است که با استفاده از روش پیمایشی و رویکرد تحلیلی انجام شده است. جامعه آماری مدیران، اعضای هیئت‌علمی و یاوران علمی دانشگاه گلستان در سال 1403 بودند که با توجه به محدود بودن جامعه پژوهش از جدول مورگان استفاده شد که حجم نمونه موردنیاز برای پژوهش حاضر با توجه به جامعه آماری 365 نفری، 187 به دست آمد که بر همین مبنا تعداد 190 پرسش‌نامه و با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای نسبی گردآوری شد. به‌منظور سنجش پایایی ابزار پژوهش از آلفای کرونباخ و به‌منظور بررسی روایی پرسش‌نامه نیز از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم استفاده شد. یافته‌ها نشان داد در موانع نگهداشت و توسعه دانش منابع انسانی، سه عامل فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و مدیریت وضعیت پایین‌تر از حد متوسط و دو عامل فناوری اطلاعات و منابع انسانی با اختلاف ناچیزی بالاتر از حد متوسط قرار دارند، همچنین به‌کارگیری شبکه‌های عصبی مصنوعی به‌منظور پیش‌بینی میزان نگهداشت و توسعه دانش منابع انسانی نشان داد مدل پژوهش حاضر با تعداد سه نورون در لایه پنهان، به بالاترین میزان دقت پیش‌بینی یعنی 893/0 خواهد رسید و ابعاد پاداش، پشتیبانی و تسهیم دانش به ترتیب بالاترین نقش را در میزان قدرت پیش‌بینی‌کنندگی مدل دارند. نتایج نشان داد شاخص‌های زیرساختی مدیریت دانش در دانشگاه گلستان به‌ویژه در سه عامل فرهنگ سازمانی، ساختار سازمانی و مدیریت نیازمند توجه و اقدام فوری است.

مدیریت دانش

مروری بر فرایند مدیریت دانش در جوامع دانشگاهی و کتابخانه‌ها

دوره 12، شماره 43، تابستان 1404، صفحه 243-267

https://doi.org/10.22054/jks.2021.60162.1429

لاله فروتن راد، عصمت مومنی

چکیده مدیریت دانش به‌عنوان یکی از دستاوردهای عصر دانش و اطلاعات، با ورود به قلمرو علوم مختلف، جایگاه خود را مستحکم نموده است. امروزه سازمان‌های موفق با در اختیار گرفتن ابزارهای لازم با رویکرد مدیریت دانش، فرصت‌های مناسبی برای بهینه‌سازی منابع انسانی و سازمانی خود به وجود می‌آورند. دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها، از کانون‌های اصلی تولید و ذخیره دانش محسوب می‌شوند، بنابراین هدف از مطالعه حاضر، مروری بر مفهوم مدیریت دانش در جوامع دانشگاهی و کتابخانه‌ها بود. این مطالعه، با مرور منابع و مقالات داخلی و خارجی با موضوع اصلی مدیریت دانش در محیط‌های آموزشی و کتابخانه‌ای انجام گردید. همچنین از موتورهای جستجوگر در اینترنت و سایت­های علمی و بانک‌های اطلاعاتی نیز استفاده گردید. محدوده زمانی انتخاب مقالات، سال‌های 1404-1384 بود. نتایج مطالعاتی که توسط پژوهشگران در ابعاد مختلف مدیریت دانش صورت گرفته است، تأثیر مثبت و معنادار به‌کارگیری مؤلفه‌های مدیریت دانش با متغیرهای مهم در دانشگاه‌ها و کتابخانه‌ها را نشان می‌دهد. در این پژوهش‌ها، در مواردی نتایج مطلوب‌تر و در برخی نیز ضعیف گزارش گردیده، ولی به‌طورکلی همه آن‌ها بر نقش مهم و کلیدی در استفاده از فرایند مدیریت دانش اتفاق‌نظر دارند. دانشگاه‌ها و به‌خصوص کتابخانه‌های دانشگاهی به‌عنوان مراکز اصلی و سازمان‌های تولید و ذخیره دانش باید به فرایند مدیریت دانش توجه بیشتری داشته باشند و در این زمینه زیرساخت­‌های لازم برای پیاده­‌سازی آن را فراهم نمایند.

نظام‌ها و فناوری‌های مدیریت دانش

شناسایی ابعاد و طراحی مدل مدیریت پنهان‌سازی دانش با استفاده از رویکرد فراترکیب

دوره 11، شماره 41، زمستان 1403، صفحه 119-160

https://doi.org/10.22054/jks.2024.76765.1625

عباس قائدامینی هارونی، مهرداد صادقی ده چشمه، غلام رضا مالکی فارسانی، الهه مشرف قهفرخی، سمیه شاه بندری قوچانی

چکیده پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه‌های پنهان‌سازی دانش انجام گرفت. پژوهش حاضر، با روش کیفی از نوع فراترکیب انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر تمامی مقالات و پژوهش‌هایی بود که در حیطه موضوع پژوهش بین سال‌های 1391-1404 و 2012-2024 انجام شد. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و تمام شماری انجام شد. در این پژوهش 755 پژوهش مرتبط یافت شد که پس از بررسی، درنهایت مقالات به 255 پژوهش کاهش پیدا کرد. داده‌ها با استفاده از مدل استراوس و کوربین مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. یافته‌ها نشان داد که 555 مفهوم، 155 مقوله فرعی و 25 مقوله اصلی استخراج شد که عبارت‌اند از شرایط علی (عوامل سازمانی، عوامل فردی، عوامل شغلی، عوامل گروهی و عوامل دانشی)، شرایط زمینه‌ای (ویژگی‌های شخصیتی، عوامل کاری، عوامل فنی و محیطی، عوامل سیاسی و عوامل فرهنگی)، شرایط مداخله‌گر (ویژگی‌های عاطفی، ویژگی‌های عاطفی و عوامل اجتماعی)، راهبردها (سبک رهبری، تقویت هوش، تقویت ارتباطات بین فردی، تقویت ارتباطات سازمانی، تقویت عملکرد، تقویت ارزش‌های اسلامی، تقویت رفتارهای داوطلبانه و اجرای مدیریت دانش) و پیامدها (شغلی، گروهی، سازمانی و فردی).

مدیریت دانش

نقش مدیریت دانش در ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه‌های عمومی و ارائه الگوی مناسب (مطالعه کتابخانه‌های عمومی استان خوزستان)

دوره 11، شماره 40، پاییز 1403، صفحه 113-143

https://doi.org/10.22054/jks.2024.79871.1656

نرگس موقرپور، زهرا اباذری، زهره میرحسینی

چکیده کتابخانه‌­های عمومی با در اختیار داشتن منابع و مراجع مختلف، به یکی از بزرگ‌ترین نیروگاه‌­های تولید دانش و اطلاعات تبدیل شده‌­اند که مدیریت مؤثر و کارآمد آن­ها می­‌تواند تأثیر بسزایی در توسعه سواد اطلاعاتی کاربران داشته باشد. هدف پژوهش حاضر نیز بررسی نقش مدیریت دانش در ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه‌­های عمومی و ارائه الگوی مناسب بوده است. روش پژوهش، روش ترکیبی با استفاده از فن فراترکیب، تحلیل محتوا و دلفی برای شناسایی و دسته­‌بندی مؤلفه­‌های مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی و سپس روش پیمایش بود. جامعه آماری شامل 284 کتابدار و 45582 کاربر بود که به روش نمونه‌­گیری خوشه‌­ای چندمرحله تعداد 181 کتابدار و 497 کاربر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­‌ها شامل دو پرسش‌نامه محقق‌­ساخته مدیریت دانش و سواد اطلاعاتی برگرفته از پیشینة نظری و تجربی پژوهش بود که به تأیید گروه خبره رسید. روش تجزیه‌وتحلیل داده­‌ها، مدل­یابی معادلات ساختاری بود. یافته‌­های پژوهش نشان داد که سطح استقرار چهار مؤلفة مدیریت دانش در کتابخانه‌­های عمومی استان خوزستان بالاتر از متوسط است. همچنین سطح برخورداری کاربران از هشت مؤلفة سواد اطلاعاتی نیز بالاتر از متوسط است. درنتیجه، مدل پیشنهادی ضمن تأیید فرضیه‌­های فرعی و اصلی پژوهش، نشان داد که اجرا و استقرار مدیریت دانش بر ارتقای سواد اطلاعاتی کاربران کتابخانه‌­های عمومی استان خوزستان تأثیرگذار بوده است.

مدیریت دانش

تأثیر قابلیت‌های فناوری اطلاعات بر رابطه بین عوامل فردی، گروهی و سازمانی با حفظ و نگهداری دانش

دوره 11، شماره 40، پاییز 1403، صفحه 189-228

https://doi.org/10.22054/jks.2024.79419.1644

معصومه امیری، محمد رضا فرهاد پور

چکیده هدف مطالعه تأثیر قابلیت­‌های فناوری اطلاعات بر رابطه بین عوامل فردی، گروهی و سازمانی با حفظ و نگهداری دانش در شرکت فولاد خوزستان است. این مطالعه از نوع کاربردی با روش توصیفی- پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش کارکنان شرکت فولاد خوزستان بالغ‌بر 15000 نفر بودند که 555 نفر به روش نمونه‌­گیری تصادفی ساده ‌انتخاب شدند. داده‌ها با پرسش‌نامه مبتنی بر مطالعات پیشین­ در طیف پنج گزینه‌ای لیکرت تدوین و به روش میدانی توزیع و جمع­آوری شدند. روایی ابزار به شکل صوری و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ (737/0=α) تأیید شد. داده‌ها با روش مدل‌سازی معادلات ساختاری در نرم‌­افزار ایموس مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل از تحلیل بوت استرپینگ نشان داد عوامل فردی بر حفظ و نگهداری دانش (331/0=β) تأثیر مستقیم و با نقش میانجی قابلیت‌های فناوری اطلاعات (156/0=β) تأثیر غیرمستقیم و معنی­دار دارد. ضمن اینکه عوامل گروهی بر حفظ و نگهداری دانش (342/0=β) تأثیر مستقیم و با نقش میانجی قابلیت‌های فناوری اطلاعات (080/0=β) تأثیر غیرمستقیم و معنی­‌دار دارد. تأثیر مستقیم عوامل سازمانی بر حفظ و نگهداری دانش (631/0=β) و تأثیر غیرمستقیم با نقش میانجی قابلیت‌های فناوری اطلاعات (118/0=β) نیز تائید شد. به این مفهوم که با بهبود وضعیت عوامل فردی، گروهی و سازمانی، شرایط حفظ و نگهداری دانش در شرکت نیز ارتقا می‌­یابد. ضمن این‌که استفاده از قابلیت­‌های فناوری اطلاعات رابطه بین متغیرهای مستقل با متغیر وابسته را تقویت می­کند. به‌طورکلی می­توان گفت که مدیریت و سازمان‌دهی عوامل فردی، گروهی و سازمانی با به‌کارگیری فناوری اطلاعات می­تواند به شرکت در حفظ و نگهداری دانش سازمانی به‌عنوان یک دارائی ارزشمند کمک، وابستگی شرکت به دانش خارجی را کاهش و فرصت ارزش‌­آفرینی از دارائی­‌های دانشی را فراهم سازد.

شناسایی مولفه‌های کلیدی ارزیابی عملکرد فناوری‌های دانش از دیدگاه خبرگان(یک پژوهش آمیخته)

دوره 11، شماره 40، پاییز 1403، صفحه 229-267

https://doi.org/10.22054/jks.2023.70094.1536

حمیدرضا محمودی، نازیلا محرابی، عذرا دائی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی مؤلفه‌های کلیدی ارزیابی عملکرد فناوری دانش از دیدگاه خبرگان است. این پژوهش در سایه پارادایم اثبات­‌گرایی قرار گرفت. جهت گردآوری اطلاعات، روش‌­های کتابخانه‌­ای­ و میدانی مدنظر بوده است. ابتدا مؤلفه‌های ارزیابی عملکرد فناوری­‌های دانش به‌وسیله روش دلفی به دست آمد. سپس برای مقایسه این مؤلفه‌ها پرسش‌نامه میان اعضای هیئت‌علمی و دانشجویان مقطع دکتری رشته علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه‌­های دولتی تهران توزیع و جهت تحلیل داده­‌ها از روش AHP استفاده شد. برای تحلیل داده‌­ها از نرم‌افزارهای Spss 25 و Expert Choice 11 استفاده شد. در مرحله دلفی 10 شاخص اصلی مالی، کیفیت سیستم، زیرساخت سیستمی، کیفیت خدمات فناوری دانش و دانش، معماری فناوری دانش، رابط کاربری، رضایت کاربر در مورد سیستم، ارزش نتایج حاصل از کار، مزایا و منافع درک شده از سیستم و به‌روز بودن شناسایی شد. براساس روش تحلیل سلسله مراتبی مؤلفه­ مالی در درجه اول، کیفیت سیستم در درجه دوم، زیرساخت سیستمی در درجه سوم، رابط کاربری در درجه چهارم، معماری فناوری دانش در درجه پنجم، کیفیت خدمات فناوری دانش در درجه ششم، رضایت کاربر در مورد سیستم در درجه هفتم، ارزش نتایج حاصل از کار در درجه هشتم و مزایا و منافع درک شده از سیستم و به‌روز بودن در درجه نهم قرار گرفتند. موضوع موردمطالعه و روش انجام این پژوهش دارای اصالت است. نتایج این پژوهش می‌­تواند در ارزیابی عملکرد فناوری­‌های دانش موردتوجه قرار گیرد و به کار رود. ارزیابی عملکرد فناوری‌­های دانش در سازمان منجر به جلوگیری از هدر رفتن هزینه و زمان می­شود. با ارزیابی می­‌توان به پیشروی و بهبود عملکرد سازمان کمک کرد.

مدیریت دانش

طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم‌افزار با استفاده از شبکه عصبی

دوره 11، شماره 39، تابستان 1403، صفحه 109-148

https://doi.org/10.22054/jks.2023.74828.1595

مصطفی پهلوان زاده، نجلا حریری، داریوش مطلبی، فهیمه باب الحوائجی

چکیده هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت نرم‌افزار با استفاده از شبکه عصبی است. روش پژوهش بر اساس هدف از نوع کاربردی است و برای گردآوری داده‌ها از روش آمیخته با رویکرد اکتشافی استفاده شده‌است. ابتدا از روش کیفی با استفاده از مطالعات کتابخانه‌ای و مرور پیشینه‌های پژوهش در ارزیابی عملکرد مدیریت دانش نسبت به استخراج شاخص‌های مختلف پرداخته شده است. در مرحله دوم بر اساس داده‌های گردآوری‌شده، مطالعه‌ای کمی برای ‌تائید و تصدیق یافته‌های به‌دست‌آمده از مرحله کیفی انجام شد. برای مطالعه اکتشافی و استخراج مقوله‌های مربوطه به عوامل ارزیابی از روش فراترکیب (الگوی سندلوسکی و باروسو) استفاده شد. با روش دلفی فازی، با ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان به اعتبارسنجی و ارائه شاخص‌های نهایی پرداخته شد. روش پژوهش در قسمت کمی توصیفی -پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش را تمامی کارشناسان توسعه‌دهنده‌ نرم‌افزار و خبرگان حوزه نرم‌افزار در دانشگاه‌ها و شرکت‌ها تشکیل دادند. حجم نمونه با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده با فرمول کوکران 186 نفر انتخاب شد. به‌منظور گردآوری داده‌های کمی از پرسشنامه محقق‌ساخته (40 گویه‌ای) استفاده شد که گویه‌های آن برگرفته از نتایج تحلیل فراترکیب در مرحله اول بود. پایایی پرسش‌نامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای عوامل زیرساخت 89/0 و عوامل کارکردی 88/0 برآورد شد. جهت تحلیل داده‏ها در قسمت کمی از روش‏های تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. 7 مقوله اصلی شامل عوامل فردی، عوامل سازمانی، فناوری و زیرساخت، عوامل کارکردی، ابزارهای مدیرت دانش، عوامل اقتصادی، ابزارهای مدیریت دانش و 29 مقوله فرعی شناسایی شدند. نوآوری پژوهش ساخت مدلی با استفاده از الگوریتم‌های شبکه عصبی است که توانایی پیش‌بینی شاخص ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش و تأثیر هر یک از شاخص‌ها با استفاده از شبکه عصبی در حوزه نرم‌افزار را دارد. نتایج به دست آماده از پرسش‌نامه برای ورودی مدل شبکه استفاده شده است، نتایج نشان داد که مؤلفه‌هایی مانند عوامل زیرساخت فناوری و عوامل کارکردی بر روی ارزیابی عملکرد مدیریت دانش در توسعه نرم‌افزار تأثیر بیشتری می‌گذارند.

مدیریت اطلاعات و دانش

بررسی فرهنگ و روش‌های اشتراک‌گذاری دانش در میان کارکنان کتابخانه‌های عمومی شهرستان اهواز

دوره 11، شماره 39، تابستان 1403، صفحه 149-178

https://doi.org/10.22054/jks.2023.73520.1575

ریحانه ایزدیان، گلنسا گلینی مقدم، رضا ملکی

چکیده هدف پژوهش، بررسی وضعیت فرهنگ، فناوری اطلاعات و ارتباطات و روش­های اشتراک‌­گذاری دانش در میان کارکنان (کتابداران و مدیران) کتابخانه‌های عمومی شهرستان اهواز است. پژوهش کاربردی و به شیوه پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری تمامی کارکنان (مدیران و کتابداران) کتابخانه‌های عمومی شهرستان اهواز که نمونه پژوهش با روش سرشماری به‌دست‌آمده‌ و زمان اجرا، سال 1401 بوده است. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسش‌نامه محقق ساخته استفاده شده‌است که روایی صوری پرسش‌نامه با نظر متخصصین و پایایی آن، با استفاده از آلفای کرونباخ (90/)0 و دونیمه کردن (85/0) به‌دست آمده است. به لحاظ مؤلفه‌های فرهنگ اشتراک‌گذاری، رقابت بین کارکنان برای اشتراک دانش با بالاترین میانگین (16/ 3) بهترین وضعیت را داشته است و انگیزه مدیران برای اشتراک دانش با سایر کتابخانه‌­ها با میانگین 70/2 در پایین‌­ترین وضعیت قرار داشت. همچنین وضعیت اشتراک دانش ازلحاظ روش‌های مختلف اشتراک دانش نشان می­دهد که مطلوب‌­ترین وضعیت مربوط به دوره‌­ها و کارگاه‌­های آموزشی با میانگین 55/3، سپس سامانه اتوماسیون اداری با 51/3 و همین‌طور کیفیت ارتباطات شخصی و غیررسمی میان کتابداران با میانگین 26/3، بوده است. در یک نتیجه‌­گیری کلی، وضعیت اشتراک دانش به لحاظ فرهنگ اشتراک­‌گذاری، شرایط موجود فناوری اطلاعات و ارتباطات و روش‌­های اشتراک دانش در شرایط خوبی قرار ندارد و کتابخانه‌های عمومی اهواز، در همه بخش­‌ها، نیاز به ارتقاء و بهبود وضعیت دارند.

ارزیابی نظام‌های بازیابی اطلاعات و دانش

بررسی میزان پیاده‌سازی فناوری وب معنایی در نرم‌افزارهای مدیریت دانش

دوره 11، شماره 38، بهار 1403، صفحه 1-41

https://doi.org/10.22054/jks.2024.76059.1613

محمدحسن عظیمی، هادی الهایی

چکیده لایه‌های وب‌ معنایی در حوزه‌های مختلف همچون تلفیق داده‌ها، مهارت‌یابی، اتاق فکر برخط، سرویس‌گذاری مجموعه‌های چندرسانه‌ای، خرید برخط و تعامل بین سامانه‌ها به‌کار می‌رود. به نظر می‌رسد به‌کارگیری وب ‌معنایی در نرم‌افزارهای مدیریت دانش مسلماً در ارائه اطلاعات مفید مؤثر واقع خواهد شد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی میزان پیاده‌سازی فناوری وب معنایی در نرم‌افزارهای مدیریت دانش است. جامعه آماری پژوهش حاضر سه نرم‌ا‌فزار مدیریت دانش که شامل نرم‌افزار مدیریت دانش دانا، سامانه جامع مدیریت دانش نداک و نرم‌افزار MTA share است. داده‌ها از طریق تدوین سیاهه وارسی بر مبنای مقیاس بله/ خیر، گردآوری شدند و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها نیز با کمک نرم‌افزار اکسل انجام شد. یافته‌ها نشان داد معماری فناوری معنایی در هر شش لایه (یو‌آر‌ال، ایکس‌ام‌ال، آردی‌اف، هستی‌شناسی، فراداده و منطق) در نرم‌افزارهای مذکور، مورداستفاده و در سطح مطلوبی قرار دارد. ولی ابزارهای معنایی برای جستجو و بازیابی اطلاعات در هر سه لایه (هستی‌شناسی، آردی‌اف، فراداده) کاربرد چندانی در این نرم‌افزارها نداشته و موردتوجه قرار نگرفته است. لذا نتایج پژوهش حاضر نشانگر آن است که نیاز است کاربرد معماری فناوری معنایی در نرم‌افزارهای سامانه جامع مدیریت دانش نداک و MTA share بیشتر موردتوجه قرار گیرد و از آن‌ها در تمامی لایه‌های مذکور استفاده شود. همچنین نیاز است که از ابزارهای معنایی برای جستجو و بازیابی اطلاعات در تمامی لایه‌ها (هستی‌شناسی، آردی‌اف و فراداده) در نرم‌افزار مدیریت دانش دانا و سامانه جامع مدیریت دانش نداک استفاده بیشتری شود. با توجه به نتایج در به‌کارگیری حوزه کاربرد معماری فناوری وب، در نرم‌افزار مدیریت دانش دانا نسبت به دو نرم‌افزار دیگر توجه بیشتری شده است.

نقش رهبری دانش‌محور در عملکرد نوآورانه بخش دولتی

دوره 11، شماره 38، بهار 1403، صفحه 117-146

https://doi.org/10.22054/jks.2022.60867.1439

مهدی همایون فر، آرمان آراسته

چکیده امروزه موفقیت سازمان­‌ها بیش از هر زمان دیگری درگرو کسب مزیت رقابتی به‌­واسطه عملکرد نوآورانه ناشی از دانش‌محوری است. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی نقش رهبری دانش‌محور در عملکرد نوآورانه در سازمان‌های دولتی استان گیلان پرداخته است. این پژوهش ازنظر روش توصیفی- پیمایشی و ازنظر هدف کاربردی است. جامعه آماری پژوهش شامل سازمان‌های دولتی شهر رشت است که به دلیل در دسترس بودن، بین همه آن‌ها پرسشنامه توزیع گردید. به­‌منظور تحلیل داده‌­های جمع‌آوری‌شده نیز از روش مدل‌سازی معادلات ساختاری مبتنی بر حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان­‌دهنده معنادار بودن تأثیر انتقال دانش بر عملکرد نوآورانه (63/0r =)، به‌کارگیری دانش بر عملکرد نوآورانه (26/0r =) و ایجاد دانش بر عملکرد نوآورانه (21/0r =) است. تأثیر انباشت دانش بر عملکرد نوآورانه نیز هم از طریق انتقال دانش و هم به‌کارگیری دانش، معنادار است. نهایتاً، بر اساس یافته­‌ها، تأثیر رهبری دانش­محور بر مستندسازی دانش (58/0r=)، تأثیر رهبری دانش­محور بر به‌کارگیری دانش (39/0r=) و تأثیر رهبری دانش‌­محور بر ایجاد دانش (41/0r=) معنادار است. بااین‌وجود، تأثیر رهبری دانش‌­محور بر انتقال دانش معنادار نیست. بر اساس نتایج حاصل از مسیرهای غیرمستقیم مدل پژوهش، رهبری دانش‌­محور به‌واسطه متغیرهای ذخیره‌­سازی و انتقال دانش، بیشترین اثر غیرمستقیم را بر عملکرد نوآورانه شرکت­ها دارد؛ بنابراین، با تأکید بر ذخیره‌­سازی دانش از سوی مدیریت سازمان، انتقال دانش و نوآوری بیشترین افزایش را خواهد داشت.

مدیریت دانش

بررسی رابطه بین مدیریت دانش شخصی کتابداران با بهره‌وری نیروی انسانی (موردمطالعه: کتابخانه‌های عمومی استان خوزستان)

دوره 10، شماره 37، زمستان 1402، صفحه 113-154

https://doi.org/10.22054/jks.2022.65367.1484

حسن خودروان، علی بیرانوند، آرمین رجب زاده، مهرنوش دارابی

چکیده نوع پژوهش بر اساس هدف بنیادی و ازنظر روش گردآوری اطلاعات، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کارکنان کتابخانه‌های عمومی استان خوزستان در سال 1399(378 نفر) بودند که با روش نمونه‌گیری تصادفی ساده و با کمک جدول کوکران 191 نفر به‌عنوان نمونه آماری پژوهش انتخاب شدند. جهت گردآوری داده­ها از پرسش‌نامه محمودی و باقری (۱۳۹۲) در بعد مدیریت دانش شخصی و پرسشنامه هرسی و گلداسمیت (۱۹۸۰) در بعد بهره‌وری نیروی انسانی استفاده شده‌است. در این پژوهش از آزمون t تک نمونه­ای برای تعیین معنی‌داری اختلاف بین متغیرها، آزمون همبستگی پیرسون برای بررسی وجود یا عدم وجود رابطه بین دو متغیر و آزمون t مستقل دو نمونه­ای و آزمون واریانس در نرم­افزار اس‌پی‌اس­اس 24 استفاده شده‌است. نتایج حاصل از یافته­های پژوهش نشان داد که کارکنان کتابخانه­های عمومی با کسب نمره 18/3 در سطح مطلوب در مدیریت دانش شخصی قرار دارند. بین مهارت­های مدیریت دانش شخصی، در مهارت توانایی از متوسط بالاتری برخوردار بوده و این نشان داد که از اعتمادبه‌نفس لازم جهت فراگیری سایر ابعاد مدیریت دانش لازم برخوردارند. برخلاف انتظار، افزایش تجربه و دانش ناشی از بالا رفتن مدرک تحصیلی و سابقه خدمت بر مهارت مدیریت دانش شخصی کارکنان مؤثر واقع نشد و تنها متغیر شخصی سن با مهارت‌های مدیریت دانش شخصی ارتباط دارد. متغیر سن به لحاظ برخورداری از تجربه و اعتمادبه‌نفس بالاتر در این سطح از میانگین نسبت به سایر متغیرها قرار گرفته‌است. مدیریت دانش شخصی نقش بسزایی در موفقیت مدیریت دانش سازمانی دارد. کتابداران کتابخانه‌های عمومی نیز مانند کارکنان سایر سازمان­ها نیازمند برخورداری از مهارت‌های مدیریت دانش شخصی هستند تا بتوانند عملکرد شخصی و سازمانی را بهبود بخشیده و درنهایت بهره‌وری سازمان خود را افزایش دهند. مدیریت دانش شخصی نقش مهمی در فرایند مدیریت دانش برای فرد و سازمان ایفا می­کند. مدیریت دانش شخصی به بحث خود کارآمدی و ارزشمندتر ساختن افراد برای سازمان و درنتیجه ایجاد ارزش بیشتر برای تک‌تک کارکنان می‌پردازد. بر این اساس پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین مدیریت دانش شخصی کتابداران کتابخانه­های عمومی با بهره‌وری نیروی انسانی در این کتابخانه­ها پرداخته‌است.

مدیریت دانش

ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش در صنعت توسعه نرم‌افزار با استفاده از روش فراترکیب

دوره 10، شماره 36، پاییز 1402، صفحه 49-84

https://doi.org/10.22054/jks.2023.71395.1552

مصطفی پهلوان زاده، نجلا حریری، داریوش مطلبی، فهیمه باب الحوائجی

چکیده صنعت نرم‌افزار نمودی از مهارت‌های نرم و تفکر انتزاعی انسانی. این پژوهش به‌منظور ارزیابی عملکرد سیستم مدیریت دانش به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زیرساخت‌های بهبوددهنده عملکرد در شرکت‌های نرم‌افزاری، بر مبنای رویکرد فراترکیب شده انجام‌شده است. این پژوهش کاربردی و با روش اسنادی و فراترکیب انجام‌شده است. برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات از روش هفت مرحله‌ای فراترکیب سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. یافته‌ها نشان داد که عوامل سازمانی (فرهنگ، حمایت مدیریت ارشد، استراتژی سازمان، ساختار سازمانی)، عوامل فردی (آموزش، مشارکت کارکنان، دانش و آگاهی نسبت به سیستم‌های مدیریت دانش، مقاومت در برابر تغییر)؛ عوامل زیرساخت فناوری (کاربرپسند بودن، امنیت داده و اطلاعات، روش‌های ارتباط و همکاری، میزان یکپارچگی سیستم‌های سازمانی، کیفیت دانش)؛ فرایند مدیریت دانش (اکتساب دانش، انتقال دانش، خلق دانش)؛ فواید اقتصادی / هزینه (هزینه سرمایه، هزینه عملیاتی) بر روی اریابی عملکرد مدیریت دانش در صنعت توسعه نرم‌افزار تأثیر می‌گذارند.

شناسایی شاخص های آموزش منابع انسانی در بانک ملی ایران با رویکرد مدیریت دانش

دوره 10، شماره 35، تابستان 1402، صفحه 171-214

https://doi.org/10.22054/jks.2022.70965.1546

فاطمه حمیدی، فهیمه باب الحوائجی، نجلا حریری، حسین عباسیان

چکیده این مطالعه با هدف شناسایی شاخصهای آموزش منابع انسانی در بانک ملی ایران با رویکرد مدیریت دانش صورت گرفت، بنابراین از منظر هدف یک مطالعه کاربردی است. روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی با رویکرد کیفی و به روشهای فراترکیب و دلفی بود. در مرحله نخست از روش فراترکیب استفاده گردید که ﺟﻤﻌﺎً 156 منبع مرتبط با موضوع پژوهش یافت شد و درنهایت 71 ﭘﮋوﻫﺶ مورد تحلیل قرار گرفت. پس از شناسایی مقوله‌ها به روش فراترکیب، با روش دلفی فازی، با ابزار پرسشنامه و نظرسنجی از خبرگان به اعتبارسنجی و ارائه شاخص‌های نهایی پرداخته شد. در این پژوهش با بررسی و دسته‌بندی و بومیسازی کدهای توصیفی حاصل از متون، 42 مقوله فرعی شناسایی و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آنها، در 9 مقوله اصلی شامل: توانمندی علمی منابع انسانی،‌ صلاحیت رفتاری منابع انسانی،‌ سیاست‌ و قانون‌گذاری، عوامل اجتماعی، رهبری آموزشی، رویکرد مدیریت دانش، ارزیابی و کنترل کیفیت آموزشی، فرهنگ یادگیری و آموزش منابع انسانی و سه بعد فردی، محیطی و سازمانی طبقهبندی گردید. این پژوهش برای نخستین بار به‌طور خاص به شناسایی شاخصهای آموزش منابع انسانی در بانک ملی با رویکرد مدیریت دانش پرداخته است و در سایر نهادهای مالی نیز کاربرد دارد. یافتهها نشان داد در آموزش کارکنان با رویکرد مدیریت دانش، یادگیری، بخش اصلی هر شغل میشود و ضمن آن کارکنان از همدیگر میآموزند و به دیگران یاد میدهند و میتوان نیازهای دانشی کارکنان و سازمان را به‌طور موفقیتآمیز تأمین کرد. یادگیری فردی و سازمانی، قابلیتها و توانمندیهای جدیدی در کارکنان ایجاد و این قابلیتها تبدیل به محصول، کالا و خدمات میگردد و سودآوری بانک تضمین میشود.

شناسایی الگوی ساختاری رابطه فرهنگ سازمانی و سبک های رهبری با مدیریت دانش دربین اعضای هئیت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان)

دوره 10، شماره 34، بهار 1402، صفحه 59-97

https://doi.org/10.22054/jks.2020.51757.1320

عباس قائدامینی هارونی، رضا ابراهیم زاده دستجردی، مهرداد صادقی، مجید ماهرانی برزانی

چکیده هدف این پژوهش شناسایی الگوی ساختاری رابطه بین فرهنگ‌سازمانی (مدل هافستد) و سبک‌های رهبری (مدل هرسی و بلانچارد) با مدیریت دانش در بین اعضای هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) بود. روش تحقیق ازنظر هدف کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده‌ها توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه اعضای هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) به تعداد نفر 380 تشکیل دادند که از طریق فرمول کوکران تعداد 180 نفر به‌عنوان نمونه از طریق روش طبقه‌ای متناسب با حجم انتخاب شدند و ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد فرهنگ‌سازمانی هافستد (2001)، پرسش‌نامه استاندارد سبک‌های رهبری (مدل هرسی و بلانچارد) (1986) و پرسش‌نامه استاندارد مدیریت دانش لاوسون (۲۰۰۳) بود. روایی پرسشنامه‌ها بر اساس روایی محتوایی با استفاده ازنظر صاحب‌نظران، صوری بر مبنای دیدگاه تعدادی از جامعه آماری و سازه با روش تحلیل عاملی موردبررسی قرار گرفتند و پس از اصطلاحات لازم روایی مورد تائید قرار گرفت و از سوی دیگرپایایی پرسش‌نامه‌ها با روش آلفای کرونباخ به ترتیب برای فرهنگ‌سازمانی 89/0 و سبک‌های رهبری 88/0 و پرسش‌نامه مدیریت دانش 90/0 برآورد شد و تجزیه‌وتحلیل داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مشتمل بر ضریب همبستگی پیرسون و الگوسازی معادله ساختاری (SEM) انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که فرهنگ‌سازمانی و سبک‌های رهبری با مدیریت دانش در بین اعضای هیئت‌علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اصفهان (خوراسگان) رابطه معنی‌دار دارد (p<0/05) نتایج حاصل از الگوسازی معادله ساختاری ((SEM نشان داد که فرهنگ‌سازمانی و سبک‌های رهبری بر مدیریت دانش تاثیر دارد.

ممیزی دانش در کتابخانه‏ های دانشگاهی ایران با رویکرد تحلیل عاملی

دوره 10، شماره 34، بهار 1402، صفحه 149-177

https://doi.org/10.22054/jks.2022.69090.1524

طیبه آباش، فهیمه باب الحوائجی، داریوش مطلبی

چکیده یکی از عواملی که منجر به موفقیت مدیریت دانش در سازمان می شود، ممیزی دانش است. در تحقیق حاضر هدف ارائه الگوی تحلیل عاملی ممیزی دانش در کتابخانه های دانشگاهی ایران بود.روش اجرای پژوهش حاضر پیمایشی-توصیفی بود و جهت بررسی روابط بین متغیرها از الگوی معادلات ساختاری بهره گرفته شده است. جامعه آماری تحقیق در بخش کمی شامل مدیران نهایی و مدیران بخش های کتابخانه های مرکزی دانشگاه های وابسته به وزارت علوم تحقیقات و فناوری بود. روش نمونه گیری کتابخانه ها، با توجه به پراکندگی آن ها در کل کشور ابتدا به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای و سپس به روش هدفمند کتابخانه مرکزی بزرگترین دانشگاه مرکز استان انتخاب شدند. تعداد 300 پرسشنامه در بین آنان توزیع شد که از این تعداد به 279 پرسشنامه پاسخ داده شد. برای جمع‌آوری داده‌ها در این پژوهش از مطالعات کتابخانه‌ای به منظور جمع‌آوری ادبیات نظری و پژوهشی استفاده گردید و همچنین به منظور جمع‌آوری داده‌های آماری از روش میدانی با ابزار پرسشنامه استفاده ‌گردید.براساس یافته ها بیشترین درصد به متغیر تحلیل جریان دانش (83/47) و کمترین درصد به ترسیم نقشه دانش (57/18) اختصاص دارد.استفاده از ممیزی دانش در کتابخانه های دانشگاهی منجر به جریان دانش می شود و مدل مناسب برای این سازمان‌ها شامل ابعاد و مولفه های ممیزی دانش است که باید راهنمای عمل مدیران کتابخانه های دانشگاهی قرار گیرد.

کاربرد هستی‌شناسی‌ها در مدیریت دانش: مرور نظام‌یافته

دوره 10، شماره 34، بهار 1402، صفحه 225-260

https://doi.org/10.22054/jks.2022.69375.1528

هدی هماوندی، یعقوب نوروزی، شاهد رشیدی

چکیده هدف پژوهش حاضر باهدف تحلیل کیفی و کمی مطالعات مربوط به کاربرد هستی‌شناسی‌ها در مدیریت دانش به‌منظور شناسایی این کاربردها و همچنین محورهای موضوعی عمده و ابعاد آن‌ها انجام شده است. روش مطالعه پیش‌رو توصیفی- تحلیلی است که با استفاده از روش مرور نظام‌مند پتیگرو و رابرت(2008) انجام‌شده و در آن برای تحلیل‌ متون و مصورسازی یافته‌ها از روش تحلیل محتوا با نرم‌افزار مکس‌کیو‌دی‌ای و دیتارپر استفاده شده است.  یافته‌ها تحلیل مطالعات حوزه کاربرد هستی‌شناسی‌ها در مدیریت دانش ضمن ارائه فراوانی موضوعات، وضعیت استنادی مطالعات و روند تغییر موضوعات در بازه زمانی بررسی‌شده نشان داد این پژوهش‌ها شامل پنج محور موضوعی اصلی به این شرح هستند: ساخت و ایجاد هستی‌شناسی در حوزه مدیریت دانش، طراحی سیستم‌های مدیریت دانش بر اساس هستی‌شناسی، استفاده از هستی‌شناسی در فرایند مدیریت دانش، نقش و هم‌افزایی هستی‌شناسی‌ها در مدیریت دانش و چالش‌ها و رهنمودهای استفاده از هستی‌شناسی در مدیریت دانش. نتیجه‌گیری اگرچه پژوهش‌ها به ابعاد مختلف کاربرد هستی‌شناسی در مدیریت دانش به‌عنوان یک ابزار کمک‌کننده برای تسهیل مراحل مختلف فرایندهای مدیریت دانش پرداخته‌اند، اما تمرکز اغلب مطالعات بر ابعاد نظری باعث فقدان پیوند و درک واقعی و عملی از استفاده از ظرفیت‌های هستی‌شناسی در این حوزه شده است. اصالت اثر این مطالعه نخستین پژوهشی است که به تحلیل کیفی و کمی مطالعات حوزه کاربرد هستی‌شناسی در مدیریت دانش پرداخته است. نتایج آن می‌تواند به‌منظور توسعه هستی‌شناسی خاصِ این دامنه مورداستفاده قرار گیرد و با ارائه کاربردهای متصور برای هستی‌شناسی در دامنه مدیریت دانش، رهنمون محققان جهت استفاده از این پتاسیل‌ها باشد.

بررسی میزان به‌کارگیری عوامل کلیدی موفقیت در پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان آب و برق خوزستان

دوره 9، شماره 33، زمستان 1401، صفحه 69-93

https://doi.org/10.22054/jks.2022.64985.1482

محمدحسن عظیمی، شهناز خادمی زاده، معصومه حیدرزاده

چکیده هدف از این پژوهش بررسی میزان به‌کارگیری عوامل کلیدی موفقیت در پیاده‌سازی مدیریت دانش در سازمان آب و برق خوزستان است. این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش کمی است که در آن از روش توصیفی پیمایشی بهره گرفته است. ابزار گرداوری داده‌ها پرسشنامه است که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ 87/0 محاسبه‌شده است. در پژوهش حاضر از آزمون تی‌تک‌نمـونه‌ای، آزمون کولـموگروف- اسمـیرنوف استفاده‌شده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که میانگین ساختار سازمانی (89/2) در مدیریت دانش پیاده‌سازی شده در سازمان آب و برق خوزستان پایین‌تر از حد متوسط بود. در خصوص میانگین وضعیت فرهنگ‌سازمانی (20/3) در مدیریت دانش پیاده‌سازی شده در سازمان آب و برق خوزستان یافته نشان داد که میانگین اکتسابی بالاتر از حد متوسط بود. یافته‌ها نشان داد که میانگین وضعیت فناوری اطلاعات (23/3) در مدیریت دانش پیاده‌سازی شده در سازمان آب و برق خوزستان بالاتر از حد متوسط بود درحالی‌که میانگین وضعیت منابع انسانی (75/2) در مدیریت دانش پیاده‌سازی شده در سازمان آب و برق خوزستان پایین‌تر از حد متوسط بود همچنین میانگین وضعیت رهبری (75/3) در مدیریت دانش پیاده‌سازی شده در سازمان آب و برق خوزستان بالاتر از حد متوسط بود. تحلیل یافته‌ها و نتیجه‌گیری پژوهش نشان داد که از بین عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش پیاده‌سازی ساختار سازمانی و وضعیت منابع انسانی در سطح مطلوبی قرار ندارند و نیاز است با برنامه‌ریزی در این خصوص زمینه ارتقاء وضعیت این عوامل فراهم شود. مدیریت دانش پیاده شده در سازمان آب و برق استان خوزستان نیازمند ایجاد شبکه‌ای مؤثر از عوامل ساختاری سازمان؛ فرهنگ؛ فناوری؛ مدیریت منابع انسانی و رهبری درزمینة مدیریت دانش پیاده شده در سازمان است و هر یک از این عوامل به‌تنهایی نمی‌توانند درزمینة مدیریت دانش توفیق حداکثری را کسب کنند.