بررسی میزان انطباق سامانه اطلاعات پژوهشی دانشگاه شهید چمران اهواز با معیارهای فنی و اطلاعاتی محیط وب
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 29 فروردین 1402
https://doi.org/10.22054/jks.2023.70797.1545
محمدحسن عظیمی، شهناز خادمی زاده، سمیه آورند
چکیده هدف:هدف پژوهش حاضر بررسی میزان انطباق سامانه اطلاعات پژوهشی دانشگاه شهید چمران اهواز با معیارهای فنی و اطلاعاتی محیط وب میباشد.
روش پژوهش: توصیفی-کاربردی و بهصورت ترکیبی با روشهای کمی و کیفی انجامشده است. در بخش مرور نظامند روش تحلیل مضمون برای استخراج معیارهای فنی و اطلاعاتی محیط وب به کار برده شده و در این راستا مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر استخراج شده است. در بخش کمی از آزمونهای آمار توصیفی (فراوانی و درصد) به منظور بررسی میزان مطابقت سامانه اطلاعات پژوهشی دانشگاه شهید چمران اهواز با معیارهای فنی و اطلاعاتی محیط وب استفاده شده است.
یافته ها: نتایج پژوهش در زمینه انطباق سامانه اطلاعات پژوهشی دانشگاه شهید چمران اهواز با معیارهای فنی 46 مضمون پایه و 7 مضمون سازمان دهنده و در زمینه معیارهای اطلاعاتی یک سامانه پژوهشی شامل 51 مضمون پایه و 7 مضمون سازمان دهنده را نشان داد. همچنین با توجه به بررسی و مطابقت سامانه اطلاعات پژوهشی دانشگاه شهید چمران اهواز با معیارهای فنی در محیط وب مشخص شده است که در این سامانه مطالب از سازماندهی مناسب برخوردار نیستند و پشتیبانی از بخش های مختلف سامانه انجام نمیشود و در کنار آن راهنمای سامانه در بخشهای مختلف وجود ندارد.
نتیجه: سامانه اطلاعات پژوهشی دانشگاه شهید چمران اهواز 05/47 درصد با معیارهای اطلاعاتی محیط وب همخوانی و تطابق دارد و نیازمند بازنگری جدی در اصلاح ساختار فنی و اطلاعاتی آن می باشد.
تاثیر سرمایه فکری بر عملکرد صادرات شرکتهای بورس اوراق بهادار تهران
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 اردیبهشت 1402
https://doi.org/10.22054/jks.2023.72179.1562
حسن فسائی، امیر ذاکری، یاسر سبحانی فرد
چکیده عملکرد صادراتی شرکتها تحت تاثیر عوامل درونی و بیرونی مختلفی قرار دارد. برخی از عوامل درونی عبارتند از دانش بازارهای هدف و حضور در شبکه های بینالمللی تولید که در زمرهی سرمایه دانشی شرکتها قرار دارد. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر سرمایه فکری و اجزای تشکیلدهنده آن بر فروش صادراتی و فروش کل شرکت میباشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی است. در این پژوهش برای تخمین سرمایه فکری از روش ضریب ارزش افزوده سرمایه فکری (VAIC) و برای سنجش صادرات از نسبت فروش صادراتی به فروش کل بهره بردیم و همچنین برای بررسی تاثیر دو متغیر از تحلیل رگرسیون چند متغیره استفاده کردیم. جامعه آماری این پژوهش تمام شرکتهای تولیدی حاضر در بورس اوراق بهادار تهران هستند که در طی 5 سال (98-94) فعال بودهاند (195 شرکت). نتایج حاصل بیانگر آن است که بین سرمایه فکری و درآمد حاصل از فروش صادراتی و همچنین فروش کل رابطه مثبتی وجود دارد. البته برخلاف انتظار اولیه، شواهدی مبنی بر موثر بودن سرمایه انسانی و ساختاری بر درآمد حاصل از فروش صادراتی و فروش کل یافت نشد. همچنین سرمایه فیزیکی بعنوان یکی از اجزای محاسبه ضریب ارزش افزوده فکری، بر درآمد حاصل از فروش صادراتی و فروش کل اثر مثبت دارد. این نتایج میتواند گویای این واقعیت باشد که هنوز در میان عمده شرکتهای بورسی کشور، اجزای دانشمحور سرمایه فکری مانند سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری در قیاس با سرمایه فیزیکی، جایگاه واقعی خود را در اثرگذاری بر عملکرد بینالمللی پیدا نکردهاند.
تحلیل رفتار اطلاعجویی اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی براساس مدل رویدادی بلکین برای استفاده در خدمات اشاعه گزینشی اطلاعات
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 26 شهریور 1402
https://doi.org/10.22054/jks.2023.74047.1581
ملیکا خرمشکوه، عصمت مومنی، سید مهدی طاهری
چکیده پژوهش حاضر، با هدف تبیین رفتار اطلاعجویی اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی براساس مدل رویدادی بلکین برای استفاده در خدمات اشاعه گزینشی اطلاعات انجام شد. از لحاظ ماهیت و هدف، از نوع کاربردی بود و با روش پیمایشی- تحلیلی انجام گرفت. جامعه مورد مطالعه، اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی تشکیل شده از 562 نفر و نمونه پژوهش شامل 226 نفر بود که با روش تصادفی طبقهای انتخاب شد. ابزار مورد استفاده برای گردآوری دادهها پرسشنامه نیمهساختاریافته درنظر گرفته شد. روایی پرسشنامه توسط سه تن از متخصصان موضوعی موردتأیید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ، 90/0 برآورد گردید. پرسشنامه پژوهش در دو بخش طراحی شد. بخش اول، دادههای مربوط به مشخصات جمعیتشناختی و بخش دوم با 25 گویه، دادههایی را درباره رفتار اطلاعجویی پاسخدهندگان بر اساس مدل رویدادی بلکین و با مقیاس اندازهگیری لیکرت جمعآوری نمود. دادههای جمعآوری شده به کمک نرمافزار SPSS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد که رفتار اطلاعجوئی اعضای هیئت علمی در «سطح متوسط» است و با سطح مطلوب فاصله دارد. درنتیجه، به نظر میرسد طرح ظاهری پایگاههای اطلاعاتی، کلیدواژهها و عبارات کلیدی پیشنهادی پایگاههای اطلاعاتی و قابلیتها و امکانات نظام جستوجوی پایگاههای اطلاعاتی برای کاربران به منظور جستوجوهای مفهومی باید کاربرمحورتر طراحی گردد تا به حل نیاز اطلاعاتی و بهبود رفتار اطلاعجویی اعضای هیئت علمی کمک نمایند. افزون بر آن، استفاده اعضای هیئت علمی از اصطلاحنامههای موضوعی بهمنظور بهرهگیری از اصطلاحات مصطلح تخصصی در راستای بازیابی منابع اطلاعاتی منطبق با نیاز اطلاعاتی خود نیز میتواند راهگشا باشد.
پیش بینی بالندگی سازمانی معلمان بر اساس سبک رهبری دانش محور ادراک شده: نقش واسطه ای اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 آذر 1402
https://doi.org/10.22054/jks.2023.75314.1600
فاطمه متش بیرانوند، حمید رحیمی
چکیده هدف پژوهش حاضر، پیش بینی بالندگی سازمانی معلمان بر اساس سبک رهبری دانش محور ادراک شده با نقش واسطه ای اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی بود. نوع پژوهش، توصیفی همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه معلمان ابتدایی شهرستان خرم آباد به تعداد 1940 نفر بود که حجم نمونه براساس فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای 352 نفر بدست آمد. ابزار جمع آوری داده ها در این پژوهش چهار پرسشنامه رهبری دانش محور، بالندگی سازمانی، اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی در طیف پنج درجه ای لیکرت بود. روایی پرسشنامه ها به صورت صوری و سازه تعیین شد. پایایی پرسشنامه ها از طریق ضریب آلفای کرونباخ برای بالندگی سازمانی 95/0، رهبری دانش محور 91/0، اشتیاق شغلی 93/0 و نشاط سازمانی 90/0 بدست آمد. به منظور تحلیل داده های پژوهش از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 26 و ایموس گرافیک در سطح توصیفی و استنباطی استفاده شد. نتایج نشان داد میانگین متغیر رهبری دانش محور (28/23) بالاتر از حد متوسط (18)، میانگین متغیر نشاط سازمانی (8/86) بالاتر از حد متوسط (69)، بالندگی سازمانی (63/68) بالاتر از حد متوسط 75 و اشتیاق شغلی معلمان (44/64) بالاتر از حد متوسط (51) است. اثرات کل رهبری دانش محور بر اشتیاق شغلی، نشاط سازمانی و بالندگی سازمانی، مثبت و معنادار و اثرات کل اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی بر بالندگی سازمانی، مثبت و معنادار بود و نقش میانجی اشتیاق شغلی و نشاط سازمانی، در تاثیر رهبری دانش محور بر بالندگی سازمانی مثبت و معنادار شد.
نقش سیبرنتیک در بازاریابی و توسعه منابع اطلاعاتی در کتابخانه های دانشگاهی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 23 اردیبهشت 1403
https://doi.org/10.22054/jks.2024.75694.1608
زیبا شمس، زهرا اباذری
چکیده با توجه به اهمیت و ضرورت سیبرنتیک در موضوعات مختلف،تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر نقش سیبرنتیک در بازاریابی و توسعه منابع اطلاعاتی در کتابخانه های دانشگاهی انجام گرفت. این تحقیق از نوع همبستگی و براساس روش به دست آوردن داده های مورد نیاز در زمره ی تحقیقات توصیفی- پیمایشی و با توجه به هدف آن کاربردی است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش کلیه مدیران و کتابداران کتابخانه های دانشگاهی در شهر تهران می باشند که بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه آماری 242 نفر تعیین شد.روش نمونه گیری نیز تصادفی طبقه ای می باشد. به منظور سنجش و اندازه گیری متغیر های تحقیق از پرسشنامه های استاندارد بیرن بائوم(1391) استفاده گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات خبرگان و کارشناسان تایید و پایایی آنها با استفاده از آلفای کرونباخ 91 درصد تعیین شد. برای آزمون فرضیه ها از آزمونهای کولموگروف- اسمیرنوف ، همبستگی اسپیرمن ، فریدمن ، تکنیک آنتروپی شانون، کای دو و آزمون دوجمله ای استفاده شد.نتایج نشان داد سیبرنتیک و مولفه های آن بر بازاریابی و توسعه منابع اطلاعاتی در کتابخانه های دانشگاهی تاثیر دارند.در بین مولفه های سیبرنتیک ، مولفه رهبری بیشترین و تعملات سخت و سست کمترین تاثیر را بر بازاریابی و توسعه منابع اطلاعاتی در کتابخانه های دانشگاهی دارند.
تأثیر تعهد و اعتماد بر تسهیم دانش و کاربرد دانش در سازمان (کارکنان نهاد کتابخانههای عمومی کشور)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 10 شهریور 1403
https://doi.org/10.22054/jks.2024.80357.1665
سیف اله اندایش
چکیده مقدمه: هدف از انجام این پژوهش بررسی اثر تعهد و اعتماد بر تسهیم دانش و کاربرد دانش در بین کارکنان نهاد کتابخانههای عمومی کشور میباشد.
روششناسی: روش پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و براساس هدف، کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش مدیران، کارکنان اداری، رؤسای شهرستانها در نهاد کتابخانههای عمومی کشور بوده و نمونه پژوهش شامل 218 نفر که بهروش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش برای حوزه تسهیم دانش از پرسشنامه چای و همکاران (2007)، برای متغیر تعهد از پرسشنامه لید اوکوآک و ادراگو (2019)، برای متغیر اعتماد از پرسشنامه یاتگ و پنگ(2009)، و برای متغیر کاربرد دانش از پرسشنامه لید اوکوآک و ادراگو (2019) به کار گرفته شدند. برای بررسی نرمال بودن دادهها از آزمون کولموگروف-اسمیرنوف و برای ارزیابی پایایی از ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرمافزار SPSS26 استفاده گردید. تحلیل دادهها با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی همچون توزیع فراوانی و آمار استباطی و روش مدلسازی معادلات ساختاری با Smart PLS انجام شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد اعتماد حرفهای و تعهد عاطفی تاثیر مثبت و معنیداری بر متغیر تسهیم دانش دارند و تعهد مستمر و اعتماد شخصی بر تسهیم دانش تاثیری ندارند. متغیر تسهیم دانش دارای تاثیر مثبت و معنیداری بر کاربرد دانش دارد.
نتیجه: نتایج نشان داد تسهیم دانش در رابطه بین تعهد عاطفی و کاربرد دانش؛ اعتماد حرفهای و کاربرد دانش به صورت متغیر میانجی عمل مینماید.
بررسی تاثیر تسهیم دانش و هوش سازمانی بر کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی (مورد مطالعه: معلمان مدارس شهر گله دار)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 آذر 1403
https://doi.org/10.22054/jks.2024.80325.1662
محمد رزاقی، محسن خدامی، عبدالرزاق اسدی، محمد اسدی
چکیده پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر تسهیم دانش و هوش سازمانی بر کارآفرینی سازمانی با نقش میانجی رفتار شهروندی سازمانی در بین معلمان مدارس شهر گلهدار انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف و ماهیت،کاربردی و از لحاظ گردآوری دادهها، توصیفی از نوع همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری میباشد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان شهر گلهدار در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 702 نفر بود. حجم نمونه با توجه به جامعه آماری و با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای متناسب و جدول مورگان 248 نفر در نظر گرفته شد. برای گردآوری دادهها از پرسشنامههای استاندارد تسهیم دانش وانگ و همکاران (2008)، هوش سازمانی آلبرخت (2002)، رفتار شهروندی سازمانی ارگان (1998) و کارآفرینی سازمانی مارگارت هیل (2003) استفاده شد. روایی پرسشنامهها، با روشهای روایی صوری و محتوایی مورد تایید قرار گرفت و ضریب پایایی نیز با روش آلفای کرونباخ به ترتیب 83/0،75/0، 88/0 و 72/0 برآورد شد. نتایج نشان داد که تسهیم دانش (73/0=β)، هوش سازمانی (85/0=β) و رفتار شهروندی سازمانی (55/0=β) بر کار آفرینی سازمانی تاثیر مستقیم، مثبت و معنیداری دارند. همچنین تسهیم دانش (47/0=β) و هوش سازمانی (39/0=β) بر رفتار شهروندی سازمانی تاثیر مستقیم، مثبت و معنیداری دارند. تسهیم دانش و هوش سازمانی با میانجیگری رفتار شهروندی سازمانی تاثیر غیرمستقیم بر کارآفرینی سازمانی دارد.
نقش کاربست دانش و ضد دانش در فرایند تأثیر حافظه سازمانی بر چابکی سازمانی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 دی 1403
https://doi.org/10.22054/jks.2024.82038.1672
علی بیرانوند، محمدابراهیم سمیع، علی اکبر آقاجانی افروزی، سیدعلی قریشیان
چکیده پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی است که به روش توصیفی- پیمایشی به بررسی تأثیر حافظه سازمانی برچابکی سازمانی پرداخته است. در این پژوهش نقش میانجی متغیرهای ضد دانش و کاربست دانش مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از روش حداقل مربعات جزیی در نرم افزار Smart PLS استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان شاغل در پارک علم و فناوری استان البرز(مراکز رشد و واحدهای فناور) در سال 1403 بودند. تعداد کل این افراد 178 نفر بود. حجم نمونه با کمک فرمول کوکران، 122 نفر محاسبه گردید. به منظور گردآوری دادههای اولیه از پرسشنامه کگررا-ناوارو و مارتلو-لندروگز(۲۰۲۰) استفاده شد. در این پرسشنامه ترکیبی برای اندازهگیری متغیر حافظه سازمانی از پرسشنامه چو، چنگ، چنگ، و تسای(۲۰۰۷)، برای اندازهگیری متغیر چابکی سازمانی از پرسشنامه لو و رامامرتحی(۲۰۱۱)، برای اندازهگیری متغیر ضد دانش از پرسشنامه چاپمن و فرفولجا(۲۰۰۱) و برای اندازهگیری متغیر کاربست دانش از پرسشنامه گلد، مالهوترا، و سگارس(۲۰۰۱) استفاده گردید.
تحلیلی بر مدلهای فرافرادادهای: یک مرور نظاممند
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 دی 1403
https://doi.org/10.22054/jks.2025.83430.1685
نگین شکرزاده هشترودی، زویا آبام، سید مهدی طاهری
چکیده هدف: امروزه مدلهای فرافرادادهای برای سازماندهی و مدیریت فرادادهها استفاده میشوند. بدین منظور، هدف از انجام این مرور بررسی پژوهشهای مرتبط با فنون طراحی مدلهای فرافرادادهای بود.
روششناسی: این مطالعه براساس روش مرور نظاممند انجام شد. در این مرور الگوی موارد ترجیحی در گزارش مقالات مروری منظم و فراتحلیل (پریزما) جهت مرور هدفمند و ارائه یافتههای منسجم به کار رفت. برای شناسایی پژوهشهای مرتبط به پایگاههای اطلاعاتی و استنادی همانند شامل وبِ علوم، اسکوپوس، امرالد، تیلور اند فرانسیس، ساینس دایرکت مراجعه شد و با اعمال معیارهای ورود و خروج 22 برونداد علمی برای مرور نظاممند انتخاب شدند.
یافتهها: یافتهها مرور نشان داد، صفات فرافرادادهای یک چارچوب سطح بالاتری را ارائه می دهند تا ساختار، روابط و بافت هدف عناصر فرادادهای را در نظامهای گوناگون توصیف کند و در اصل به استانداردسازی، سازماندهی و تفسیر فرادادههای منابع متعدد کمک میکند و یکپارچگی، میانکنشپذیری و قابلیت استفاده بهتر دادهها را تسریع و تسهیل مینماید. عناصر فرافرادادهای در نظامها به عنوان بخشهای کلیدی برای مدیریت و سازماندهی اطلاعات به کار میروند. این عناصر شامل ویژگیهای مرتبط با کیفیت فراداده؛ نظیر دقت، جامعیت و بهروزرسانی فرادادهها هستند. مدلهای فرافرادادهای بهدنبال ارتقاء قابلیتهای مدیریت و بازیابی دادهها در نظامهای پیچیده و ناهمگن هستند و ویژگیهای انعطافپذیر و کاربردی را در ساختارهای خود جای میدهند.
نتیجهگیری: مدلهای فرافرادادهای با ویژگیهای انعطافپذیری در بهینهسازی فرآیندهای مدیریت و جستجوی اطلاعات، به ویژه در محیطهای پیچیده و گوناگون، از اهمیت بالایی برخوردارند و بهکارگیری این رویکردها میتواند به ایجاد نظامهای مؤثر و کارآمد در حوزههای مختلف منتهی شود.
بررسی تأثیر رضایت کاربر بر رابطه بین کیفیت اطلاعات و استفاده ابتکاری از سیستم اطلاعات (مورد مطالعه: شرکت ملی حفاری ایران)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 اسفند 1403
https://doi.org/10.22054/jks.2023.74188.1582
محمد رضا فرهاد پور، محسن سنگری
چکیده هدف: هدف پژوهش مطالعه تأثیر رضایت کاربر بر رابطه بین کیفیت اطلاعات و استفاده ابتکاری از سیستم اطلاعات در شرکت ملی حفاری ایران انجام شد.
روش: پژوهش از لحاظ نوع کاربردی و از نظر روش اجرا پیمایشی تحلیلی بود. جامعه پژوهش کاربران سیستمهای اطلاعاتی در شرکت ملی حفاری ایران به تعداد 3700 نفر بودند که 348 نفر از آنها به صورت تصادفی ساده و بر اساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه استاندارد 8 سؤالی کیفیت اطلاعات گورلا، سامرز و وونگ (2010)، پرسشنامه 12 سؤالی استفاده ابتکاری از سیستم اطلاعات کواک، اه و ریو (2018) و پرسشنامه رضایت کاربر 9 سؤالی شهابی، سعیدین و ایذر (2016) بود. روایی پرسشنامه با تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ (7/0≤α) تایید؛ و دادهها با نرمافزار اس.پی.اس.اس و ایموس تحلیل شد.
یافتهها: بر اساس نتایج ادراک کاربران از کیفیت اطلاعات بر رضایت آنان از سیستم اطلاعات به میزان 87/0 تأثیر دارد. ادراک کاربران از کیفیت اطلاعات بر استفاده ابتکاری آنان از سیستم اطلاعات به میزان 31/0 اثرگذار است. ضمن این که، رضایت کاربر بر رابطه بین ادراک کاربران از کیفیت اطلاعات و استفاده ابتکاری آنان از سیستم اطلاعات در شرکت ملی حفاری ایران (283/0=β) تاثیر معنیداری دارد.
نتیجهگیری: کیفیت اطلاعات و خدمات سیستم اطلاعاتی علاوه بر بهبود رضایت کاربران بر استفاده ابتکاری از آن نیز منجر می-شود.
شناسایی و اولویتبندی ابزار بازاریابی دیجیتال در توسعهی مخاطب کتابخانههای عمومی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 اسفند 1403
https://doi.org/10.22054/jks.2025.83092.1681
فریبا مردانی، محمد حسن زاده، نجلا حریری، فاطمه نوشینفرد
چکیده هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی ابزار بازاریابی دیجیتال مناسب برای توسعه مخاطب کتابخانههای عمومی و اولویتبندی آنها است.
روش: پژوهش حاضر بهصورت ترکیبی در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. در بخش کیفی پژوهش، به روش دادهبنیاد با ۷ نفر از خبرگان مصاحبه عمیق انجام شد. مولفهها از تحلیل این مصاحبهها بدست آمد و پرسشنامهی محقق ساخته براساس دو وضعیت موجود و مطلوب طراحی شد.جامعهی پژوهش در بخش کمی شامل تمام بازاریابان، متخصصان علم اطلاعات و کتابداران شاغل در کتابخانههای عمومی شهر تهران هستند. نمونهگیری به صورت تصادفی انجام شد. از روش بازگشت به میانگین برای رسیدن به مولفههای با اولویت بالاتر استفاده شد و برای مصورسازی و جایابی ابزارهای با اولویت بالا از ماتریس ابزار بازاریابی محتوایی استفاده شد.
یافتهها: یافتههای بدست آمده از بخش کیفی، به تعداد ۳۹ ابزار بازاریابی دیجیتال اشاره دارد. در بخش کمی، تحلیل بار عاملی مولفهها نشان میدهد تمام ابعاد و ابزارهای بازاریابی دیجیتال در کتابخانههای عمومی، از نظر جامعهی متخصصان مؤثر و معنادار هستند. به روش بازگشت به میانگین، ابزاری که همزمان از نظر متخصصان دارای اهمیت بالا و هم از نظر کتابداران جزو مواردی باشند که در حال حاضر مورد استفاده بیشتر قرار دارند، مشخص شدند. در نهایت ابزارهای بدست آمده در ماتریس ابزار بازاریابی محتوایی مصورسازی شدند.
نتیجهگیری: کتابخانهها میتوانند با تمرکز روی ابزارهای پیشنهاد شده در این پژوهش به جذب مخاطب اقدام کنند. استفاده از ماتریس بازاریابی محتوایی موجب میشود تا از پیچیدگی کار با این ابزارها کم شود و کتابداران بتوانند روی بازاریابی متمرکز شوند.
تأثیر مدیریت دانش مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی بر جذب کاربران در کتابخانههای عمومی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 تیر 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.85685.1714
سعید غفاری
چکیده هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر اجرای مدیریت دانش مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی برجذب کاربران در کتابخانههای عمومی استان قم از طریق ارزیابی نقش تعاملات کاری، تجربه کاری کتابداران و فرآیند اطلاعات کاری است. در این راستا، شش فرضیه تدوین گردید که در آن تأثیر مستقیم مدیریت دانش مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی بر سه بُعد تعاملات کاری، تجربه کاری و فرآیند اطلاعات بررسی شد؛ همچنین تأثیر این سه متغیر بر راندمان سازمانی که بهعنوان نمایندهای از جذب و حفظ کاربران تلقی میشود، مورد آزمون قرار گرفت. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر شیوه گردآوری دادهها، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری را کلیه کتابداران کتابخانههای عمومی استان قم به تعداد 112 نفر تشکیل میدهند و نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده و تعداد نمونه از فرمول کوکران محاسبه گردید. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه اقتباسشده از تحقیق چاترجی و همکاران (2021) است. دادهها از طریق نرمافزار Smart PLS تحلیل و مدل معادلات ساختاری برای آزمون فرضیات استفاده شد. یافتههای پژوهش نشان داد که مدیریت دانش مشتری مبتنی بر هوش مصنوعی تأثیر معناداری بر تعاملات کاری، تجربه کاری و فرآیند اطلاعات کاری دارد. همچنین از میان متغیرهای میانجی، تنها تعاملات کاری تأثیر مثبت و معناداری بر راندمان سازمانی دارد. نتایج این تحقیق نشاندهنده اهمیت پیادهسازی هوش مصنوعی در نظامهای مدیریت دانش برای ارتقای تعاملات کاری و درنهایت بهبود عملکرد سازمانی در کتابخانههای عمومی است.
نقش سرمایه اجتماعی ساختاری و رابطهای در مدیریت دانش سازمانی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 08 تیر 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.85289.1705
زهره شرعی، مهرداد نصرتی
چکیده سازمانها میتوانند از دانش برای بهرهگیری از اطلاعات خود با استفاده از عناصر ارزشافزوده انسانی مانند چشمانداز، کارآفرینی و تجربیات استفاده کنند. در این میان، سرمایه اجتماعی به عنوان عاملی کلیدی در پیادهسازی و مدیریت مؤثر فرآیندهای دانش شناخته میشود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیر سرمایه اجتماعی رابطهای و ساختاری بر انتقال و تسهیم دانش از طریق فرآیند مدیریت دانش است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری این تحقیق شامل 175 نفر از پرسنل بیمارستان ثامن الائمه گلوگاه است که در زمان توزیع پرسشنامه مشغول به کار بودند. با استفاده از جدول مورگان، حجم نمونه 120 نفر تعیین شد و پرسشنامهها به صورت تصادفی توزیع و جمعآوری شدند. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه با طیف پنج گزینهای لیکرت بود. روایی پرسشنامه با تأیید کارشناسان و پایایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. فرضیههای پژوهش با استفاده از روش معادلات ساختاری در نرمافزار PLS آزمون شده و برازش مدل مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها نشان داد که سرمایه اجتماعی رابطهای و ساختاری تأثیر مثبت و معناداری بر تسهیم و انتقال دانش دارند. همچنین، فرآیند مدیریت دانش به عنوان میانجی در این روابط عمل میکند. این نتایج بر اهمیت سرمایه اجتماعی در تقویت مدیریت دانش و بهبود انتقال و تسهیم دانش تأکید دارد. در نهایت، این پژوهش نشان میدهد که سازمانها با تقویت سرمایه اجتماعی، بهویژه در ابعاد ساختاری و رابطهای، میتوانند فرآیندهای مدیریت دانش خود را بهبود بخشیده و بهرهوری و نوآوری را افزایش دهند.
ساخت و اعتباربخشی مقیاس سنجش شکاف دانش
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.85507.1711
احمدرضا احمدی میرقائد، سمیه سادات آخشیک، محمد زره ساز، علی عظیمی
چکیده هدف اصلی این پژوهش، ساخت و اعتباریابی مقیاسی برای شناخت و سنجش ابعاد و مؤلفههای شکاف دانش است. این پژوهش از نوع کاربردی و به روش ترکیبی انجام شده است. نخست در بخش کیفی، با مطالعه متون مختلف و به وسیله تکنیک دلفی و بهکارگیری نظرات خبرگان و پژوهشگران، ابعاد 12گانه و مؤلفه های شکاف دانش تدوین و استخراج گردید که خود مبنا و پایه ای شدند برای حرکت به سمت بخش کمّی پژوهش. در بخش کمّی، رابطه بین متغیّرها با آزمون همبستگی پیرسون و مدل پژوهش با روش مدلسازی معادلات ساختاری (SEM) آزمون شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای آماری SPSS 28 و Smart PLS 3 انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد از مجموع 72 سؤال اولیه، 54 سؤال پرسشنامه، دارای بار عاملی بیشتر از 50/0 بودند و در مدل اندازهگیری باقی ماندند (05/0>p). شاخص برازش NFI برابر با 93/0 و شاخص SRMR برابر با 075/0 بود و برازش مدل را تأیید کرد. روایی همگرا به روش میانگین واریانس استخراج شده و بیشتر از 40/0 بود و روایی واگرا به روش فورنل و لارکر تأییدکننده روایی واگرا بود. پایایی پرسشنامه نیز به روشهای آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، بازآزمایی و دونیمه کردن انجام گرفت که مقدار بسیار مناسبی داشت. بر پایه آزمونهای آماری انجام گرفته، در مجموع مقیاس طراحی شده دارای ابعاد 12گانه، 33 مؤلفه و 66 گویه است که به عنوان مقیاس یا ابزاری مناسب و مفید، جهت سنجش شکاف دانش در رفتار اطلاعاتی پژوهشگران حوزه علوم انسانی ارائه و پیشنهاد می گردد.
تأثیر ابعاد ساز و کار دانش امنیت اطلاعات بر انگیزش محافظت با نقش میانجی فرآیندهای روانشناختی (مورد مطالعه: شرکت ملی حفاری ایران)
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 27 شهریور 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.85828.1717
فائزه میاهی عربی، فریبا نظری
چکیده هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تأثیر ابعاد ساز و کار دانش امنیت اطالعات بر انگیزش محافظت با
نقش میانجی فرآیندهای روانشناختی در بین کارکنان شرکت ملی حفاری ایران در اهواز بود. پژوهش
حاضر توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری کلیه کارکنان استفاده کننده از سیستم اطالعات در شرکت
ملی حفاری ایران به تعداد 3200 نفر است. تعداد 320 نفر بر اساس مدلسازی معادالت ساختاری و به روش
تصادفی ساده انتخاب شدند. گردآوری اطالعات با استفاده از پرسشنامه 32 سؤالی مدی و همکاران )2023(
انجام شد. آزمون الگوی پیشنهادی، از طریق نرمافزارهای اس.پی.اس.اس نسخه 26 و آموس نسخه 26
انجام گرفت. یافته ها نشان داد که وسعت دانش بر نامطلوب بودن تهدید اثرگذار است. همچنین عمق دانش
و ظرافت دانش بر امکانسنجی مقابله مؤثر بودند. نامطلوب بودن تهدید و امکانسنجی مقابله نیز بر انگیزش
محافظت اثر معناداری به جای گذاشتند. در نهایت نیز نقش میانجی نامطلوب بودن تهدید و امکان سنجی
مقابله در تأثیر وسعت دانش، عمق دانش و ظرافت دانش بر انگیزش محافظت مورد تأیید قرار گرفت. در
نتیجه برای همگام شدن کارکنان شرکت ملی حفاری ایران، باید آموزش مطلوب امنیت اطالعات با
محوریت فرایندهای روانشناختی )نامطلوب بودن تهدید و امکان سنجی مقابله( به صورت پیوسته ایجاد
گردد و مدیران و مسئولین با برنامه ریزی و تقویت دانش امنیت اطالعات )وسعت دانش، عمق دانش و
ظرافت دانش( در شرکت، انگیزه انگیزش محافظت را در کارکنان بهبود بخشند.
اعتبارسنجی مدل مدیریت دانش مبتنی بر بلاکچین با استفاده از روش معادلات ساختاری PLS
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 21 مهر 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.86800.1730
امیرعباس محبیان، منصور اسماعیل پور، بهروز بیات، مهرداد محمدزاده علمداری، علیرضا اسفندیاری مقدم
چکیده هدف این پژوهش، طراحی و اعتبارسنجی مدل پیادهسازی فناوری بلاکچین در مدیریت دانش سازمانی و بررسی نقش عوامل فناورانه، سازمانی و انسانی مؤثر بر آن است. پژوهش از نوع آمیخته (کیفی–کمّی) و کاربردی انجام شد. در بخش کیفی، دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۵ نفر از خبرگان حوزه فناوری و مدیریت دانش گردآوری و با استفاده از نرمافزار NVivo 12 و روش تحلیل مضمون در سه سطح مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر تحلیل شد. یافتههای کیفی مبنای تدوین مدل مفهومی اولیه قرار گرفت. در بخش کمی، پرسشنامهای محققساخته بر روی ۴۲۵ نفر از کارکنان جهاد دانشگاهی، اداره کل فناوری اطلاعات استان همدان و پنج شرکت دانشبنیان اجرا شد. دادهها با نرمافزارهای IBM SPSS Statistics 26 و SmartPLS 4 و روش مدلسازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس (PLS-SEM) تحلیل گردید. نتایج نشان داد که مسیر پیشایندها به مصادیق بلاکچین (β=0.784) و مسیر مصادیق به پیامدهای دانشی (β=0.665) در سطح اطمینان ۹۹٪ معنادار هستند. شاخصهای برازش مدل SRMR=0.061، NFI=0.91 و GOF=0.57 مناسب و ضریب تعیین برای سازههای «مصادیق» و «پیامدها» به ترتیب 615/0 و 442/0 برآورد شد. یافتهها نشان میدهد که زیرساخت فناورانه، حمایت سازمانی، چارچوبهای حقوقی و آمادگی فناوری پیشنیازهای کلیدی و اجرای موفق بلاکچین موجب ارتقای شفافیت، اعتماد، حافظه سازمانی و تصمیمگیری دانشی میشود. این پژوهش میتواند راهنمای کاربردی برای مدیران و سیاستگذاران در استقرار سیستمهای مدیریت دانش مبتنی بر بلاکچین باشد.
سنجش اهمیت و رعایت مولفه های مدیریت تحول دیجیتال بر طراحی کتابخانههای دانشگاهی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 مهر 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.84804.1697
میترا صمیعی، سروناز تکمیلیان
چکیده پژوهش حاضر با هدف تبیین اهمیت و رعایت مولفه های رهبری و حکمرانی دیجیتال بر طراحی کتابخانهها انجام شده است.
روش شناسی: روش پژوهشِ حاضر بر اساس هدف از نوع کاربردی است. بر اساس روش گردآوری دادهها، این پژوهش از نوع آمیخته (ترکیبی) است.
یافتهها: یافتهها نشان داد که اهمیت متغیر رهبری دیجیتال بر طراحی و معماری کتابخانهها دارای میانگین 250/4 و اهمیت حکمرانی دیجیتال بر طراحی و معماری کتابخانه ها با میانگین 786/3 دارای میانگین بالاتر از حد متوسط است. از نظر رعایت متغیر رهبری دیجیتال بر طراحی و معماری کتابخانهها با میانگین 436/3 و متغیر حکمرانی دیجیتال بر طراحی و معماری کتابخانه ها با میانگین 321/3 بالاتر از حد متوسط بوده است. بررسی ها نشان داد که میانگین مولفههای رهبری و حکمرانی دیجیتال در طراحی فضاهای کتابخانه بالاتر از حد وسط طیف لیکرت است. همچنین سطح معناداری کمتر از عدد 0.05 است که تفاوت میانگینهای بدست آمده با سطح متوسط معنادار هستند.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد که مولفههای رهبری دیجیتال و حکمرانی دیجیتال از نگاه متخصصان در تمامی گویهها از اهمیت بالا یا بسیار بالایی برخوردار بودند. در عین حال می توان دید که این مولفه ها از نظر کتابداران کتابخانه ها در این فضاها رعایت نشده است. بنابراین پیشنهاد می شود، درصورتی که کتابخانه ها بخواهند همراستا با تغییرات نیازهای اجتماعی در حوزه تحول دیجیتال حرکت کنند، ضروری است تغییرات اساسی در طراحی و معماری فضاهای(ورودی، مطالعه، آموزشی و مشارکتی، فناوری اطلاعات و سایت، اداری و عمومی) کتابخانه های خود داشته باشند
سنجش خدمات کتابخانههای دانشگاهی ایران در ارتباط با اسناد بالادستی علم و فناوری
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 آذر 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.88670.1744
فریبرز درودی، رضا رجبعلی بگلو، بهروز رسولی
چکیده هدف:هدف اصلی این مطالعه بررسی همسویی فعالیتها و خدمات کتابخانههای وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (عتف) با اسناد بالادستی علم و فناوری است.
روش: روش تحقیق اسنادی و پیمایشی است. رویکرد تحقیق کمی است. در روش اول، یعنی روش اسنادی، محتوای اسناد بالادستی علم و فناوری بررسی شد. در بخش دوم تحقیق، یعنی روش پیمایشی، خدمات و فعالیتهای کتابخانههای مرکزی وابسته به دانشگاهها در مراکز استانها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بررسی شد. جامعه آماری شامل ۳۳ کتابخانه در مراکز استانها و ۷ کتابخانه در تهران (در مجموع ۴۰ کتابخانه) انتخاب شدند.
یافتهها: تطبیق میان انواع خدمات کتابخانهای و نقشه جامع علمی کشور نشان میدهد که این خدمات تا حد متوسط توانسته است اهداف این شاخصها را تامین کند. این زمینههای اصلی در ارتباط با مولفههایی چون: تلفیق آموزش با تربیت، پژوهش و مهارت؛ توسعه علم، فناوری و نوآوری؛ سطح دانش و نیز گسترش علمی قابل ملاحظه است. در ارتباط با برنامه وزیر عتف، خدمات کتابخانهای نیازمند ارتقاء به ویژه در حوزة مرتبط با موفقیت در حوزههای علمی و فناوری در سطح ملی و بینالمللی و رویکردهای نوین آموزشی و پژوهشی است.
نتیجهگیری: خدمات کتابخانهای در ارتباط با اسناد بالادستی حوزه آموزشی و پژوهشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، نیازمند تقویت و بهبود است.ارائه منابع اطلاعاتی بهروز، استفاده از فناوریهای نوین، توسعه خدمات نوین اطلاعرسانی، گسترش خدمات پژوهشی، بهرهگیری از کتابداران متخصص و ارائه برنامههای آموزشی تخصصی از جمله برنامههای توسعه کتابخانههای دانشگاهی است.
تحلیل تأثیر مشارکت دانشکاران بر بهبود عملکرد شرکتهای دانشبنیان فعّال در حوزۀ فناوری اطلاعات
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 14 آذر 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.85765.1716
سپهر خیبری، سید عبدالله صالح نژاد
چکیده با توجه به اهمیت مشارکت دانشکاران در تقویت نوآوری و بهرهوری سازمانهای دانشبنیان، این پژوهش با هدف تحلیل تأثیر مشارکت دانشکاران بر عملکرد سازمانی در شرکتهای دانشبنیان فعّال در حوزۀ فناوری اطلاعات انجام شد. این مطالعه به روش توصیفی–پیمایشی اجرا گردیده است. جامعۀ آماری شامل کارکنان 18 شرکت دانشبنیان در شهر تهران بود که از میان آنها، نمونهای به حجم 210 نفر با روش نمونهگیری طبقهای نسبی انتخاب شد. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد "مشارکت کارکنان و "عملکرد سازمانی" بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن گردآوری شدند. روایی ابزار با نظر خبرگان تأیید و پایایی آن نیز مطلوب ارزیابی شد و دادهها با مدلسازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند. یافتهها نشان دادند که مشارکت دانشکاران تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری، کارایی عملیاتی و رضایت مشتریان در شرکتهای دانشبنیان داشته است و این تأثیر در سازمانهایی با ساختار غیرمتمرکز قویتر بوده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که توسعه سازوکارهای مشارکتی و تقویت فضای تصمیمگیری جمعی میتواند به ارتقای نوآوری، بهبود بهرهوری و افزایش رضایت مشتریان در شرکتهای دانشبنیان حوزۀ فناوری اطلاعات منجر شود.
شناسایی و رتبه بندی موانع ارزش آفرینی از دانش در آموزش عالی ایران با رویکردی آمیخته
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 دی 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.84869.1700
حمیدرضا محمودی، محمد حسن زاده، عاطف شریف
چکیده این پژوهش به بررسی چالشها و موانع ارزشآفرینی از دانش در آموزش عالی ایران میپردازد. موانع مورد بررسی شامل فردی، سازمانی، ساختاری، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فناورانه هستند. هدف نهایی، شناسایی و رتبهبندی این موانع است.
این پژوهش با رویکرد آمیخته اکتشافی و در چارچوب پارادایمهای تفسیرگرایی و اثباتگرایی انجام شده است. در مرحله اول، موانع با روش تحلیل مضمون شناسایی شدند و سپس با فرایند تحلیل سلسلهمراتبی رتبهبندی گردیدند. جامعه پژوهش شامل دانشجویان و اساتید آموزش عالی ایران است که از میان آنها 40 نفر بهصورت هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق جمعآوری و در مرحله رتبهبندی با پرسشنامه مقایسه زوجی تحلیل شدند.
یافتهها نشان میدهد موانع زیرساختی (0.21) بیشترین تأثیر را دارند. پس از آن، موانع سازمانی (0.175)، فناورانه (0.145)، فردی (0.12)، اقتصادی (0.095)، سیاسی (0.085)، اجتماعی (0.08) و مدیریتی (0.05) قرار دارند. این موانع شامل ضعف ارتباط دانشگاه و صنعت، کمبود منابع مالی، نبود سیاستهای حمایتی، و تبعیضهای اجتماعی و جنسیتی است. تقویت همکاری دانشگاه و صنعت، بهبود زیرساختهای آموزشی و پژوهشی، و توجه به نیازهای جامعه، میتواند ارزشآفرینی از دانش را در ایران ارتقا دهد.
معادلات ساختاری مدیریت ارزش مبتنی بر دانش و پایداری سازمانی (با تاکید بر نقش میانجی مشارکت کارکنان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 دی 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2025.85014.1702
حمیدرضا محمودی، محمد حسن زاده، عاطفه شریف
چکیده در محیط رقابتی امروز، مدیریت ارزش مبتنی بر دانش نقش مهمی در ارتقای پایداری سازمانی دارد. این رویکرد با بهرهگیری از دانش موجود، علاوه بر بهبود عملکرد، مزیت رقابتی پایدار ایجاد میکند. پژوهش حاضر با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری، تأثیر مدیریت ارزش مبتنی بر دانش بر پایداری سازمانی را بررسی کرده و نقش میانجی مشارکت کارکنان را تحلیل میکند. جامعه آماری شامل شعب بانک گردشگری ایران و نمونهگیری بهصورت تصادفی ساده (۱۶۵ نفر) انجام شده است. دادهها با سه پرسشنامه گردآوری و روایی و پایایی آنها تأیید شده است.
نتایج نشان داد که ابعاد مدیریت ارزش مبتنی بر دانش شامل شناسایی، ممیزی و سازماندهی دانش، رتبهبندی و بالفعلسازی ارزشها، ۹۲ درصد از تغییرات پایداری سازمانی را پیشبینی میکنند. همچنین، رابطه مثبت و معناداری بین مدیریت ارزش مبتنی بر دانش و مشارکت کارکنان (r=0.935) و بین مشارکت کارکنان و پایداری سازمانی (r=0.938) مشاهده شد. مشارکت کارکنان از طریق فرهنگ مشارکت، فرصتهای همکاری، پشتیبانی و انگیزه، تأثیر مدیریت ارزش مبتنی بر دانش را بر پایداری سازمانی تقویت میکند.
در نتیجه، مدیریت ارزش مبتنی بر دانش سازمانها را قادر میسازد تا از دانش موجود بهینه استفاده کرده و ارزشآفرینی را افزایش دهند. این رویکرد موجب رشد پایدار و ارتقای جایگاه سازمان در فضای رقابتی میشود و بهعنوان یک استراتژی کلیدی، موفقیت سازمان را تضمین میکند.
تحلیل الگوهای همکاری علمی پژوهشگران با تاکید بر تعاملات بینرشتهای
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 20 دی 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2026.90252.1757
مژگان خوشنام، زینب جوزی
چکیده توجه به همکاریهای علمی بویژه همکاریهای علمی بین رشته ای سالهاست که مورد توجه و تاکید قرار گرفته است. جامعه ایران نیز از این امر مستثنی نبوده و در بروندادهای پژوهشی به ضرورت اینگونه مطالعات بارها اشاره شده است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی الگوی همکاری علمی پژوهشگران و میزان تعاملات بین رشتهای آنها است. پژوهش علمسنجی حاضر از دسته مطالعات کاربردی بوده و جامعه آماری پژوهش شامل 4014 مقاله در سالهای 1402 و 1403 (2022 و 2023) میباشد که در پنجاه و هفت نشریه در حوزههای علوم انسانی، هنر و معماری، فنی و مهندسی، علوم پایه، دامپزشکی و کشاورزی در نشریات ایرانی با بیشترین امتیاز از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری منتشر شدهاند. ابزار تجزیه و تحلیل دادهها نرمافزار اکسل و راور ماتریس و وی.اُ.اس ویور است. یافتهها نشان داد که شبکه همنویسندگی در شش حوزه موضوعی براساس گروههای اصلی کوچک و همکاریهای درونرشتهای بیشتر شکل گرفته است و تعداد کمی از نویسندگان بهعنوان محور اصلی تولید علم عمل میکنند. علاوه بر این، الگوی تعداد نویسندگان و سطح همکاری بینرشتهای تحت تأثیر ماهیت رشتهها قرار دارد. بیشترین سطح تعامل بین رشتههای علوم پایه، فنی مهندسی و کشاورزی مشاهده شد. ساختار همکاریهای علمی در ایران بهاندازه کافی متنوع یا گسترده نیست. همکاریهای بینرشتهای سهم کمی دارند، در حالی که در سطح جهانی، این همکاریها رو به افزایش است. برای ارتقای همکاریهای بین رشتهای و بین دانشگاهی، بهبود زیرساختهای ارتباطات علمی، تقویت شبکههای تحقیقاتی پایدار و حمایت از سیاستها ضروری است.
آسیبشناسی نرمافزارهای کتابخوان ایرانی بر پایه شناسایی معیارهای ارزیابی با رویکرد دلفی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 05 اسفند 1404
https://doi.org/10.22054/jks.2026.88042.1739
مهیار همدمی کاشانی، زهره میرحسینی، سعید غفاری، محمدرحیم رسولی آزاد
چکیده هدف: امروزه توسعه و پیشرفت فناوری اطلاعات و ارتباطات و قابلیتهای نرمافزارهای نوین، استفاده از انواع محملهای ارتباطی را در ابعاد، اشکال، زمان و مکان بهطور اساسی توسعه داده است و مفاهیمی چون سواد، خواندن و مطالعه را بهطور اساسی دگرگون ساخته است.
روش: پژوهش حاضر از نظر نوع در زمره تحقیقات کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی می باشد روش مورد استفاده در این پژوهش سندی و تکنیک دلفی است. جامعه آماری این پژوهش را 30 نفر از کارشناسان و اساتید تشکیل دادند. در این پژوهش ده مورد از پرکاربردترین نرم افزار های کتاب خوان مورد مطالعه قرار گرفته است.ابزار گردآوری اطلاعات این پژوهش یک پرسشنامه ۲ مرحله ای است که در مرحله اول معیار های ارزیابی نرم افزارهای کتاب خوان مشتمل بر 115 معیار به صورت گویه هایی در اختیار جامعه آماری قرار گرفت. پس از دریافت نظرات و اصلاحات جامعه پنل دلفی، 82 مولفه مورد تایید قرار گرفت سپس پرسشنامه ویرایش شده و در اختیار خبرگان پنل دلفی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصله نشانگرآنست که در کلیه مولفه های مورد بررسی نقصان مشهود و معناداری وجود دارد و ضرورت پیاده سازی استراتژی توسعه قابلیت ها و امکانات ، بهبود دسترسی، خلق جذابیت و شایستگی متمایز ضروری می نماید.
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان داد که نرمافزارهای کتابخوان ایرانی در تمامی مؤلفههای مورد بررسی با کاستیهای معناداری مواجهاند. این امر بیانگر آن است که توسعه این نرمافزارها بدون تکیه بر معیارهای استاندارد ارزیابی، امکان ارتقای مطلوب را نخواهد داشت.
طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه سنجش سواد مهندسی پرامپت: ویژه سنجش دانشکاران حوزه آموزش دانشگاهی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 خرداد 1405
https://doi.org/10.22054/jks.2026.90210.1756
الهام امانی، مهدی علیپور حافظی
چکیده هدف این پژوهش، طراحی و اعتباریابی پرسشنامهای برای سنجش مهارت مهندسی پرامپت در استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی توسط اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی است. در این راستا، از رویکرد ترکیبی کیفی–کمی استفاده شد. در مرحلهی کیفی، متون علمی و پژوهشهای مرتبط با مهندسی پرامپت در پایگاههای معتبر داخلی و خارجی با روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی بررسی گردید. در نتیجه، ۱۷ اصل کلیدی پرامپتنویسی استخراج شد که چارچوب مفهومی پرسشنامه را شکل دادند. در مرحلهی کمی، بر مبنای اصول استخراجشده، پرسشنامهای بهعنوان ابزار پژوهش در قالب دو بخش طراحی شد: بخش نخست شامل دادههای جمعیتشناختی و بخش دوم شامل ۴۰ گویه در قالب سؤالات بسته و باز. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط سه تن از متخصصان حوزه هوش مصنوعی و علم اطلاعات تأیید گردید. همچنین، بهمنظور بررسی پایایی، پرسشنامه میان ۳۰ نفر از اعضای هیئت علمی بهصورت آزمایشی اجرا و مقدار آلفای کرونباخ برابر با 0/94 بهدست آمد که بیانگر پایایی بسیار مطلوب ابزار است. نتایج پژوهش نشان داد که پرسشنامه طراحیشده علاوه بر دارا بودن روایی و پایایی مناسب، از جامعیت مفهومی برخوردار است و میتواند بهعنوان ابزاری علمی و کاربردی برای ارزیابی سطح آشنایی و بهکارگیری مهندسی پرامپت در میان اعضای هیئت علمی مورد استفاده قرار گیرد.
نقش شکاف دیجیتال، خودکارآمدی فناورانه و تاب آوری دیجیتال بر سواد هوش مصنوعی در معلمان
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 تیر 1405
https://doi.org/10.22054/jks.2026.91959.1766
جعفر بهادری خسروشاهی، لیلا خلیلی
چکیده هدف پژوهش حاضر نقش شکاف دیجیتال، خودکارآمدی فناورانه و تابآوری دیجیتال بر سواد هوش مصنوعی در معلمان بود. روش پژوهش کاربردی و توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه معلمان مدارس مقطع ابتدایی شهر تبریز بودند که در سال تحصیلی 1405-1404 بودند که از این جامعه به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای تعداد 150 نفر انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از پرسشنامههای سواد هوش مصنوعی رودریگز-دیوس و همکاران (2016)، شکاف دیجیتال گاپتا و سریواتاوا (2011)، خودکارآمدی فناورانه ملائی (1404) و تابآوری دیجیتال ملائی و همکاران (1403) استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با روش آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه همزمان انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که بین سواد هوش مصنوعی با شکاف دیجیتال و مؤلفههای شکاف فناوری، شکاف سواد اطلاعاتی و شکاف دسترسی به اطلاعات رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین بین سواد هوش مصنوعی با توانایی استفاده از ابزارها ، اعتماد به نفس در حل مشکلات نوآوری در استفاده از فناوری آموزشی و مدیریت کلاس رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (001/0≥P). از سویی نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که شکاف دیجیتال و خودکارآمدی فناورانه و تابآوری دیجیتال پیشبینی کننده سواد هوش مصنوعی هستند. بر اساس نتایج پژوهش، ارتقای سواد هوش مصنوعی معلمان مستلزم توجه همزمان به بهبود دسترسی به زیرساختهای دیجیتال و تقویت توانمندیهای فردی معلمان است؛ از این رو، کاهش شکاف دیجیتال در کنار برنامههای توانمندسازی حرفهای با تأکید بر افزایش خودکارآمدی فناورانه و تابآوری دیجیتال میتواند نقش مؤثری در توسعه سواد هوش مصنوعی در نظام آموزشی ایفا کند.
تحلیل اثر ارزش خدمات و تعامل دیجیتال بهعنوان سرمایه نامشهود در بهبود تجربه کاربران : تبیین نقش میانجی سهولت و سودمندی درکشده
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 31 تیر 1405
https://doi.org/10.22054/jks.2026.90015.1755
مسعود بختیاری، سعید غفاری
چکیده در عصر تحول دیجیتال، خدمات فناوریمحور بهعنوان یکی از مهمترین منابع سرمایه نامشهود سازمانی شناخته میشوند که میتوانند ارزشآفرینی و تجربه کاربری را در سازمانهای خدماتی ارتقا دهند. هدف پژوهش حاضر تحلیل اثر ارزش خدمات و تعامل دیجیتال بهعنوان سرمایه نامشهود در بهبود تجربه کاربران کتابخانههای عمومی استان ایلام است و در این راستا نقش میانجی متغیرهای سهولت استفاده و سودمندی درکشده در چارچوب مدل پردازش فناوری بررسی شده است. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش توصیفی–پیمایشی با رویکرد همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کاربران فعال کتابخانههای عمومی استان ایلام بوده و بر اساس فرمول کوکران 380 نفر بهروش خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد جمعآوری شد و روایی سازه، همگرایی و واگرایی تأیید گردید. همچنین پایایی ابزار با آلفای کرونباخ بالاتر از 70% برای تمامی متغیرها مناسب تشخیص داده شد. تحلیل دادهها توسط نرمافزارهای SPSS25 و SmartPLS3.3 انجام گرفت.
یافتهها نشان داد ارزش خدمات و تعامل دیجیتال اثر مثبت و معناداری بر تجربه کاربران، سهولت استفاده و سودمندی درکشده دارند. همچنین نتایج حاکی از نقش میانجی دو متغیر ادراکی است؛ به این معنا که خدمات با ارزش و تعاملات دیجیتال مؤثر از طریق افزایش احساس سودمندی و سهولت استفاده، تجربه کاربران را بهصورت مستقیم و غیرمستقیم تقویت میکنند. بر این اساس، توجه به سرمایهگذاری در توسعه خدمات دیجیتال و بهبود کیفیت تعاملات فناورانه میتواند بازده نامشهود سازمانی و رضایت کاربران کتابخانههای عمومی استان ایلام را افزایش دهد.
نقشه دانش نظامهای پشتیبان تصمیم: تحلیل روندهای پژوهشی، ساختار مفهومی و شبکه همرخدادی در ادبیات علمی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 07 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jks.2026.92552.1771
سید هاشم قدمی، محمد حسن زاده، نجلا حریری، داریوش مطلبی
چکیده نظامهای پشتیبان تصمیم بهعنوان حوزهای میانرشتهای در پیوند با علم اطلاعات، مدیریت دانش و فناوریهای هوشمند گسترش یافتند؛ بااینحال، تنوع موضوعات، روشها و زمینههای کاربردی، دستیابی به تصویری یکپارچه از تحول و ساختار دانش این حوزه را دشوار ساخت. هدف پژوهش حاضر، ترسیم نقشه دانش نظامهای پشتیبان تصمیم از طریق تحلیل روندهای پژوهشی، ساختار مفهومی و روابط همرخدادی مفاهیم بود. پژوهش با رویکرد مرور نظاممند و تلفیق تحلیل کتابسنجی، تحلیل محتوای کیفی ساختاریافته و تحلیل شبکه همرخدادی انجام شد. پیکره پژوهش شامل ۶۴۴ منبع علمی منتشرشده در بازه ۱۹۸۰ تا ۲۰۲۵ بود که پس از جستوجو و غربالگری نظاممند انتخاب شدند. برای اطمینان از اتکاپذیری فرایند، توافق ارزیابان در ارزیابی کیفیت منابع و کدگذاری مفاهیم بررسی شد. یافتهها نشان دادند که تولید علمی این حوزه روندی افزایشی داشت و ساختار مفهومی آن در قالب شبکهای چندسطحی از مضامین بنیادی، فناورانه و کاربردی سازمان یافت. فرایند و فازهای تصمیمگیری، اجزای نظامهای پشتیبان تصمیم و کاربردهای فنی و عملیاتی، محورهای غالب این ساختار را تشکیل دادند. روابط مفهومی نیز شبکهای متراکم اما نابرابر و الگویی سازگار با ساختار هسته–پیرامونی را نشان دادند و مقایسه با دو مدل مرجع نشان داد تفسیر خوشهبندی به مدل تهی وابسته است، درحالیکه برازش هسته–پیرامون فراتر از مرجع حافظ درجه باقی ماند. این پژوهش بازنمایی یکپارچهای از روند تحول، معماری مفهومی و پیوندهای دانشی نظامهای پشتیبان تصمیم فراهم کرد. نتایج، مبنایی برای جهتدهی به پژوهشهای آینده، شناسایی خلأهای دانشی و توسعه چارچوبهای مفهومی و کاربردی این حوزه ارائه داد.
واکاوی نقش محوری زبان در فرآیند بازیابی اطلاعات: از معناشناسی تا بهبود تعامل کاربر و عملکرد نظامهای اطلاعاتی
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 11 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jks.2026.91067.1759
نعیمه ظریف قاسمیان
چکیده هدف:پژوهش حاضر با هدف واکاوی نقش محوری زبان در فرآیند بازیابی اطلاعات، تلاش دارد تأثیر ساختارهای نحوی، ویژگیهای معناشناختی و تفاوتهای زبانی میان کاربر و سامانههای جستجو را بر دقت و مرتبط بودن نتایج بازیابی تحلیل کند. این مطالعه در پی تبیین موانع زبانی موجود در تبدیل نیاز اطلاعاتی به منطق جستجو و ارائه راهکارهایی برای ارتقای همگرایی میان زبان کاربران و زبان سیستمهای بازیابی است.
روش:دادههای این پژوهش با رویکرد تحلیلی–توصیفی از تحلیل ۲۰۰ سند علمی و تخصصی از پایگاههای معتبر اطلاعاتی بهدست آمد که بر اساس معیارهای کیفیت علمی، ارتباط موضوعی و تنوع حوزه محتوایی گزینش و سپس با استفاده از شاخصهای نحوی، واژگانی و معناشناختی مورد تحلیل کیفی و کمی قرار گرفتند.
یافته ها:نتایج پژوهش نشان داد که ساختار نحوی واضح و انتخاب واژگان دقیق در پرسشهای کاربران، دقت سامانههای جستجو را افزایش میدهد. بخش مهمی از ناکارآمدی در جستجو ناشی از شکاف میان زبان طبیعی کاربران و زبان ساختیافته سیستمهاست و تحلیل معنایی و کاهش شکاف بین زبان طبیعی و زبان ساختیافته، از عوامل کلیدی کیفیت بازیابی اطلاعات است.نتایج از منظر نظری نیز نشان داد که تحلیل زبان در بازیابی اطلاعات میتواند از دیدگاههای فلسفه زبان و نظریه کاربرد معنا بهرهمند شود.
نتیجهگیری:پژوهش حاضر اثبات کرد که زبان نهتنها ابزار بیان نیاز اطلاعاتی، بلکه عنصر بنیادین در شکلگیری، تفسیر و پردازش آن است. توجه همزمان به ابعاد نحوی، معناشناختی و زمینهای پرسشها و بهبود سازوکارهای ترجمه میان زبان طبیعی و زبان جستجو میتواند موجب ارتقای چشمگیر دقت و کارایی نظامهای بازیابی شود.
همخوانی فرانمای تولید دادههای ساختارمند برای توصیف حوزه نشر بر اساس استاندارد فرادادهای اونیکس
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jks.2026.91467.1763
فائزه السادات طباطبایی امیری، سیدمهدی طاهری، عبدالحسین فرجپهلو، شهناز خادمیزاده
چکیده هدف:فرانمای تولید دادههای ساختارمند بهعنوان استانداردی فراگیر برای انتشار دادههای ساختارمند در وب پذیرفته شده است.بااینحال، ماهیت عمومی این استاندارد، آن را برای پوشش کامل نیازهای تخصصی حوزه نشر نیازمند غنیسازی هدفمند میسازد.یکی از راهکارهای عملی برای این غنیسازی، ایجاد نگاشت میان فرانما و استانداردهای فرادادهای تخصصی مانند اونیکس است که بهطور ویژه برای صنعت نشر و توزیع تجاری کتاب طراحی شده است. این نگاشت با شناسایی کاستیهای فرانما، زمینه را برای ارائه گسترشهای واژگانی بهمنظور افزایش کاربردپذیری فرانما در نشر تجاری فراهم میآورد.ازاینرو، هدف این پژوهش، بررسی همخوانی فرانما با حوزه نشر بر اساس استاندارد اونیکس است.
روش: این پژوهش با رویکرد تحلیل محتوا انجام شده است. واحدهای ثبت شامل کلاسها و صفات فرانما و واحدهای معنا شامل فهرست رمزهای استاندارد اونیکس بودند.این فهرست رمزها بهصورت نظاممند با تمامی عناصر فرانما تطبیق داده شدند تا عناصر متناظر و غیرمتناظر شناسایی گردند. ابزار گردآوری دادهها سیاههوارسی و روش گردآوری، مشاهده ساختارمند بود.
یافتهها: با وجود تفاوت در دامنه و اهداف این دو استاندارد که به ناهماهنگیهایی در واژگان انجامیده است، پتانسیل قابلتوجهی برای میانکنشپذیری وجود دارد.فرانما درحوزه نشر تجاری به جامعیت اونیکس نبوده و این استاندارد میتواند منبعی کارآمد برای غنیسازی و افزایش کاربردپذیری فرانما در صنعت نشر محسوب شود.
نتیجهگیری: همترازسازی فرانما با استاندارد اونیکس،یکپارچگی دادهها، میانکنشپذیری معنایی و انسجام را در فرایندهای نشر بهبود میبخشد.این هماهنگی، دقت و قابلیت اطمینان انتشار دادههای معنایی را ارتقا داده، همسویی با بهترین شیوههای صنعت را تسهیل کرده و نهایتاً کشفپذیری محتوای منتشرشده را در اکوسیستم وب معنایی تقویت میکند.
مدلسازی معنایی اکوسیستم اطلاعاتی نشر ایران با رویکرد گراف دانش: شناسایی و تحلیل گرههای دانشی کلیدی در جریان تولید و اشاعه کتاب
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 22 شهریور 1405
https://doi.org/10.22054/jks.2026.93713.1778
منیره علائی مهابادی، فهیمه باب الحوائجی، زهرا اباذری، فاطمه نوشین فرد
چکیده هدف: اکوسیستم اطلاعاتی نشر ایران، بهعنوان شبکهای از بازیگران، نهادها، منابع اطلاعاتی، فرایندها و زیرساختهای فناورانه، در تولید، سازماندهی، اشاعه و مصرف دانش نقش اساسی دارد. با وجود اهمیت آن، نبود چارچوبی یکپارچه برای تبیین روابط میان مؤلفهها و تحلیل ساختارهای دانشی، شناخت تعاملات را محدود کرده است. ازاینرو، پژوهش حاضر با هدف مدلسازی معنایی اکوسیستم اطلاعاتی نشر ایران در قالب گراف دانش و شناسایی گرههای دانشی مؤثر بر جریان تولید، سازماندهی، توزیع و مصرف کتاب انجام شد.
روششناسی: این پژوهش کاربردی و کیفی مبتنی بر نظریه دادهبنیاد نظاممند اشتراوس و کوربین است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته با ۲۰ نفر از خبرگان حوزه نشر، شامل ناشران، نویسندگان، مترجمان، ویراستاران، کتابداران، متخصصان علم اطلاعات، فناوری و سیاستگذاران، که با نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی تا اشباع نظری انتخاب شدند، گردآوری شد. تحلیل دادهها با مکسکیودا و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. همچنین برای اعتباربخشی یافتهها از دادههای آماری نشر ایران در بازه دهساله استفاده شد. مفاهیم، گرههای دانشی و روابط معنایی استخراجشده نیز در قالب گراف دانش سازماندهی و با مایکروسافت ویزیو مدلسازی شدند.
یافتهها و نتیجهگیری: نتایج نشان داد اکوسیستم اطلاعاتی نشر ایران ساختاری پویا، شبکهای و چندلایه با ده خوشه معنایی دارد. تحلیل گراف دانش بیانگر آن بود که حکمرانی و سیاستگذاری نشر، اقتصاد نشر، فرهنگ مطالعه و زیرساختهای دیجیتال بیشترین مرکزیت و اثرگذاری را دارند. همچنین گراف دانش ظرفیت بالایی برای بازنمایی ساختار معنایی، آشکارسازی روابط پنهان، شناسایی گرههای کلیدی و پشتیبانی از سیاستگذاری دادهمحور و توسعه زیرساختهای هوشمند نشر ایران فراهم میکند.
